مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶

موضوعات راهبردی رقابتی مهم که کارآفرین باید پیش از شروع کسب و کار مد نظر قرار دهد Critical competitive strategy issues every entrepreneur should consider before going into business

Abstract



The topic of formulating and implementing competitive strategy is usually considered from the perspective of a large, well established, and oftentimes multi-divisional corporation. Achieving a sustainable competitive advantage, however, is every bit or even more critical to the survival of smaller startup businesses. Although much research has been performed on how startup companies create value for their constituencies and on how they launch products, few attempts have been made to apply classical large-company strategy ideas to startups. In this paper we consider eleven distinct differences between how large, established firms and their smaller startup counterparts consider strategy initiatives with an eye to guiding entrepreneurs toward higher probabilities of success. The eleven differences are building on market strengths, size of market, relationship to resources, presence of constraints, visibility of and by competitors, investor expectations, shareholder/investor risk tolerance, process, portfolio management, triage, and time horizon for results.



Keywords: Entrepreneurship; Startup firms; Competitive strategies



چکیده فارسی



موضوع تدوین و پیاده سازی استراتژی رقابتی معمولا از جنبه شرکت های بزرگ ، معتبر و اغلب چند شعبه ایف مد نظر قرار می گیرد. به هنر حال، دسترسی به مزایای رقابتی پایدار برای بقای کسب و کارهای راه اندازی شده کوچکتر مهم می باشد. اگرچه تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است که چگونه شرکت های تازه تاسیس ارزشی را برای بخش های خود ایجاد می کنند و چگونه آن ها می توانند به مقوله تولید بپردازند، تلاش های کمی در زمینه کاربرد ایده های راهبردی شرکت های بزرگ قدیمی برای راه اندازی کسب و کار، انجام شده است. در این مقاله ما به بررسی 11 تفاوت مجزا بین این موارد که چگونه شرکت های بزرگ، معتبر و همنوعان کوچکتر آن ها ، نوآوری های راهبردی را با نیم نگاهی به توصیه های کارآفرینان برای احتمال موفقیت بالاتر به کار می گیرند، می پردازیم. این 11 مقوله در ارتباط با قدرت بازار، اندازه بازار، ارتباط با منابع، وجود محدودیت ها، دید رقبا، انتظپیش بینیار سرمایه گذار، تولرانس ریسک سهام دار/ سرمایه گذار، فرایند ها، مدیریت سها،م سیستم ارزیابی و افق زمانی برای نتایج می باشد.



کلیدواژه: کارآفرینی، شرکت های راه اندازی شده، استراتژی های رقابتی


مشخصات

مشخصات

توسط: Alan Davis, Eric M. Olson مجله: Business Horizons انتشارات: Elsevier سال انتشار: 2008 میلادی تعداد صفحات متن اصلی: 11 تعداد صفحات متن ترجمه: 24 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۵/۱۱/۱۱ منبع: دیتاسرا

خرید فایل ترجمه

خرید فایل ترجمه

عنوان: موضوعات راهبردی رقابتی مهم که کارآفرین باید پیش از شروع کسب و کار مد نظر قرار دهد حجم: 342.91 کیلوبایت فرمت فایل: pdf قیمت: 14000 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

دانلود فایل اصلی

دانلود فایل اصلی

عنوان: Critical competitive strategy issues every entrepreneur should consider before going into business

رمز فایل
رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

نمای مطلب

ابزارهای باارزش مدیریتی



این اصل پذیرفته شده می باشد که هیچ یک از استراتژی های رقابتی ذاتا بالاتر از نوع دیگر آن از نقطه نظر پتانسیل آن برای ایجاد منفعت بیشتر برای سهامداران نمی باشد. شرکت هایی همانند هیوندای، دل، وال مارت و دیز این در ایالات متحده رقابت های موفقیت آمیزی را با به کار بردن استراتژی های کم هزینه دنیال کرده اند در نقطه مقابل شرکت های همانند پورشه، اپل، تارگت و ریتز کارلتون با به کار بردن استراتژ های متفاوت تری به موفقیت دست یافته اند. به هر حال تمام این نمونه ها دارای یک چیز مشترک می باشند: آن ها شرکت های مجربی می باشند. و تمام آن ها دارای یک طرز فکر یکسانی بوده اند. در این مقاله ما به بررسی تفاوت های بین شرکت های مجرب و شرکت های تازه تاسیس می پردازیم. شرکت های تازه تاسیس شرکت هایی می باشند که اخیرا فعالیت های خود را آغاز کرده اند.



بر خلاف تکنیک های مدیریتی مانند TQM و مهندسی مجدداین فرایند ها که محبوبیت آن ها کمتر شده است، طرح های راهبردی به عنوان گسترده ترین تکنیک مدیریتی مورد توافق بوده و همچنین تکنیکی می باشد که مدیران با توجه به اهمیت آن از آن رضایت دارند.



2



شرکت های تازه تاسیس برای بهینه کردن تخصیص منابع کمیاب و جلوتر بودن از تغییراتی که ممکن است در بازار رخ دهد اهمیت اجرای تجزیه و تحلیل در بازار، مدیریت نظارت، تجزیه تحلیل هزینه های سود آور و غیره را مد نظر قرار می دهند. بر خلاف این موضوع شرکت های تازه تاسیس معمولا برای انجام چنین فرایند های رسمی فاقد منابع مورد نیاز می باشند. برای اینکه چنین شرکت ها یی از همان ابتدا سرپا بمانند آن ها نیاز دارند تا مشتریان، فروشنده ها، رقبا و موضوعات مربوط به ناپایداری بازار را درک کنند. ما در یافته ایم که نه مدل کلاسیک پورتر و نه مدل تجدید نظر شده اسلاتر و اولسون برای مشخص کردن تفاوت های بین اینکه چگونه شرکت ها ی باتجربه و شرکت های تازه تاسیس می توانند به فرمول بندی و اجرای استراتژی ها بپردازند مناسب نمی باشند. به این دلیل ما یک مدل اصولی را طراحی کرده ایم. دقیقا مانند اسلاتر و اوسان که مدل شان را بر اساس ترکیبی از مدل پورتر و اضافه کردن موارد جدیدتری به آن طراحی کرده اند ما نیز مدل پنجگانه خود را بر اساس ترکیبی از مدل آن دو و اضافه کردن موارد جدیدتر ایجاد کرده ایم. مدل ایجاد شده در شکل 1 مشخص شده است. در این مدل ما 4 عامل خارجی و یک عامل داخلی را در نظر گرفته ایم.



فروشنده :این ها توسط مدل های پرتر و اسلاتر ارائه شده اند ولی ما یک شاخه جدید را به آن اضافه کرده ایم که سرمایه های مالی فروشنده ها را دریافت می کند. همان طور که مشاهده می شود، فروشندگان تاثیر کمی بر روی ساخت های راهبردی شرکت های بزرگتر دارند. اما در شروع آن نقش مهمی را ایفا می کنند.



2- مشتریان / بازار : در اینجا ما سه عامل را با یکدیگر ترکیب کرده ایم زیرا آن ها به طور دقیقی در ارتباط با یکدیگر می باشند.توان مشتریان، تغییر در رشد بازار، و آشفتگی های مربوط به تغییر در بازار.



3- رقابت: با دنبال کردن نظریه اسلاتر ما سه فاکتور اصلی مربوط به نظریه پورتر را با یکدیگر ترکیب کرده ایم.



4- مقررات : مقررات صنعتی و دولتی می توانند تاثیرات عمده ای بر روی استراتژی ها در شرکت های بزرگ و کوچک داشته باشند. ما علاوه بر این فاکتورهای جدید مربوط به آن را با مدل هایمان ترکیب کرده ایم.



فرهنگ های درونی : فرهنگ های درون یک شرکت می توانند تاثیرات عمیقی بر روی انتخاب استراتژی های شرکت ها داشته باشند، با در نظر داشتن این موضوع ما فاکتورهای جدیدی را نیز به آن اضافه می کنیم.



2- تفاوت ها : بر اساس ترکیبی از تجارب عملی و نظریات مختلف، ما 11 تفاوت اصلی را بین مدیران اجرایی در شرکت های مختلف و کارآفرینان اقتصادی در شرکت های کوچکتر با توجه به استراتژی های کاربردی آن ها بیان می کنیم. حقیقت این می باشد که شرکت های تازه تاسیس معمولا دارای منابع و زمان کافی برای به کار گماشتن طرح های راهبردی مناسب ندارند. این سوال که آیا چنین روشی خوب یا بد می باشد جواب واضحی ندارد. از یک طرف ما می توانیم ادعا کنیم که پذیرفتن یک استراتژی توسعه یافته می تواند به عنوان یک عامل مهمی برای موفقیت و بقای یک شرکت به شمار بیاید.



3



از طرف دیگر ما می توانیم ادعا کنیم که پذیرفتن زمان مورد نظر برای انجام این کار می تواند مزایای رقابتی مربوط به شرکت های تازه تاسیس را از بین ببرد . آن همان توانایی می باشد برای بازار دارای اهمیت زیادی می باشد. بر اساس گفته های هاید :



اگرچه این موارد می تواند برای شرکت ها در سرتاسر جهان دارای اهمیت باشد، یک روش تحلیلی جامع نمی تواند برای تمام شرکت ها مناسب باشد. کارآفرینان معمولا دارای زمان و پول کافی برای مساحبه با مشتریان، تجزیه تحلیل افراد جایگزین، بازسازی ساختارهای هزینه بر رقبا و یا ایجاد پروژه برای ایجاد فناوری های دیگر نمی باشند. در واقع تجزیه و تحلیل های بیش از حد می تواند مضر نیز باشد. زمانی که یک فرصت به طور کامل مشخص می گردد آن ممکن است دیگر به وجود نیاید. بررسی بر روی 2994 شرکت تازه تاسیس نشان داده است که بنیانگذارانی که به بررسی های طولانی مدت، تفکر و طرح ریزی پرداخته اند در سه سال اول ممکن است به کارایی قابل قبولی نسبت به کسانی که برنامه ریزی دراین زمینه انجام نداده اند دست نیابند.



با این وجود این موضوع دارای اهمیت می باشد تا بتوانیم تفاوت های بین شرکت های تاسیس شده و یا شرکت های تازه تاسیس را درک کنیم و به این ترتیب کارآفرینان می توانند تشخیص دهند که چه استراتژی می تواند برای شرکت ها کاربردی بوده و چه استراتژی های موثر نمی باشد. همان طور که در شکل 1 نشان داده شده است ما 11 تفاوت مختلف را به صورت یک فهرست 5 طبقه ای نشان داده ایم. 11 تفاوتی که در اینجا مشخص شده اند هدفشان این است تا برای کارفرمایان یک لیستی را تهیه کنند تا به آن ها کمک کند تا جنبه های راهبردی را که درک آن ها در مراحل اول فعالیت یک شرکت دارای اهمیت می باشد درک کنند.



فروشندگان :

1- ارتباط با منابع



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



3- ریسک تحمل پذیری سهامداران و سرمایه گذاران

4- افق زمانی برای نتیجه گیری

فرشندگان / بازار :

5- ایجاد توان در بازار

6- اندازه بازار

رقابت :

7- نسبت دید رقبا

8- مدیریت دارایی ها



 



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



مقررات :

10- محدودیت ها

فرهنگ داخلی :

11- جریان ها



 



 



3. تفاوت های راهبردی مربوط به فروشندگان



تحقیقات علمی به این موضوع می پردازند که فروشندگان مواد خام و کارفرمایان اصلی تاثیر مهمی را بر روی استراتژی های رقابتی بازار دارند. برای نمونه، وجود روابط انحصاری با فروشندگان حرفه ای می تواند شرکت را قادر سازد تا بتواند یک استراتژی متفاوت و یا کم هزینه ای را دنبال کند. به هر حال بررسی های سال 2002 که توسط هفته نامه صنعتی گزارش شد نشان داده است که تنها 18 درصد از مخاطبان، فروشندگان را به عنوان یک فرایند های مشارکتی در زمینه موفقیت در استراتژی ها در نظر می گیرند. ما بر این عقیده هستیم که چنین فروشندگانی می توانند مزایای مشابهی را در رابطه با شرکت های بزرگ و تازه تاسیس ایجاد کنند. بنابراین نقش ها اصلی که توسط فروشندگان بر عهده گرفته می شود همان طور که در بخش زیر مشاهده می شود برای شرکت های تازه تاسیس می تواند یک کاربرد راهبردی داشته باشد. به ویژه چنین بخش هایی توضیحاتی را در رابطه با وضعیت های مختلف یک شرکت تازه تاسیس با توجه به استراتژی های آن ها در مورد موجود بودن منابع و استراتژی های آن ها برای انتظارات مربوط به سرمایه گذاران در مورد خطرات وضعیت های مالی و نقدینگی می دهد.



ارتباط با منابع



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



نکته ای در رابطه با کارآفرینان : استراتژی های شما می بایست به آن درجه ای برسد که دارایی های سرمایه گذاران را به سمت شما جذب کند و برای ایجاد درآمد و منفعت کارایی داشته باشد.



3.1.1 جنبه های مشخص شده شرکت :



مدیران کل بخش های مختلف در شرکت های بزرگ برای کسب منابع با یکدیگر رقابت می کنند. در نهایت آن ها می بایست مدیران رده بالا را قانع کنند که فرصت ها و استراتژی هایی که آنان ایجاد کرده اند سطح بازدهی مربوط به بازگشت سرمایه را نسبت به بخش های دیگر بالاتر برده است. علاوه بر این چون سهم ها دارایی های قابل فروش می باشند مدیران کل می بایست مدیران رده بالاتر را در رابطه با موارد مهم مربوط به سهام های ارائه شده نسبت به استراتژی های مورد نظر شرکت ها قانع کنند. برای نمونه زمانی که شرکت هولت به دو شرکت مجزا تقسیم شد، مدیران رده بالا بر این تصور بودند که تمرکز اصلی این شرکت بر روی کامپیوتر ها و چاپگر ها می باشد، در حالی که بررسی و اقدامات انجام شده چیزی بر خلاف این را نشان داد.



در سطوح مربوط به CEO (مدیران عامل) شرکت های موفق معمولا دارای ذخایر نقدی در مورد فعالیت هایشان می باشند و آن ها را می توانند برای استراتژی های جدیدتر به کار گیرند. یک شرکت تاسیس شده بدون داشتن ذخایر نقدی کافی برای ایجاد چنین مواردی منبع دسته دوم را وارد بازار می کند. به هر حال در مورد اکثر بخش ها وجود منابع باعث به وجود آمدن استراتژی های جدید می گردد. در سوی دیگر ما می توانیم از پاراگراف های زیر در بیابیم که کارا بودن استراتژی های مورد نظر در شرکت های تازه تاسیس براین اساس می باشد که آیا منابع در دسترس می باشند یا خیر ؟



4



3.1.2 جنبه های گروهی :



مدیران عامل شرکت های تازه تاسیس می بایست در رابطه با جذب سرمایه گذاران، جذب مشتریان، ایجاد تولیدات و خدمات فعالیت داشته باشد. از یک طرف آن باید به عنوان یک مورد اختلاف در ارتباط با اهداف اصلی شرکت ها و سوددهی و ایجاد منافع رضایت بخشی برای سرمایه گذاران به حساب بیاید و از طرف دیگر یک شرکت تازه تاسیس بدون منابع برای دسترسی به اهداف تجاریش نمی تواند برای زمان طولانی بقا داشته باشد. در نتیجه یکی از فاکتورهای اصلی که باعث می شود یک استراتژی مناسب برای شرکت های تازه تاسیس پیش بیاید توانایی آن ها برای جذب منابع و سرمایه گذاران می باشد. بنابراین برخلاف شرکت های بزرگتر امکان پذیر بودن یک استراتژی از طریق کافی بودن منابع موجود و جذب منافع موجود می باشد.



یک شرکت تازه تاسیس با توجه به بعضی از مراحل به پیش می رود: از طریق رده بندی، مراحل اولیه، مراحل رو به رشد، مراحل نیمه پیشرفته و مراحل عمومی. در مرحله رده بندی، استراتژی ها دارای اهمیت چندانی نمی باشند. سرمایه گذاران اولیه در آن بیشتر ساده لو، دوستان رده اول و خانواده ها می باشند. و اغلب بنیان گذاران چک های کمتری را برای خرید سهام می کشند، وام های کمتری را برای شرکت می گیرند و در بعضی از مواقع بدون درخواست حقوق موافقت به انجام کار می کنند. چنین وام ها و خریدهای کالا و دارایی های کم از نقطه نظر سهامداران برخلاف استراتژی های موجود می باشند. در مراحل اولیه دارایی های خصوصی مطالبه می گردند این موارد همچنان پیچیده بوده و نیازمند بکارگیری استراتژی هایی می باشند. عمل پذیر بودن، جذابیت و ریسک پذیری در چنین استراتژی هایی معمولا تعیین کننده این موضوع می باشد که آیا افراد ممکن است در آن سرمایه گذاری کنند یا خیر؟ موارد مشابهی نیز می تواند در رابطه با مراحل رشد بیان گردد. که در آن سرمایه گذاران صنفی معمولا منبع سرمایه گذاری می باشند. به هر حال چون VC به سرمایه گذاری دارایی های افراد دیگر می پردازد و در رابطه با اشتغال آن ها نیز سرمایه گذاری هایی را نیز انجام می دهد، آن ها همچنین در رابطه با ارزیابی های مربوط به استراتژی های شغلی فعالیت های شدیدتری دارند. زمانی که شرکت به سطح نیمه آن می رسد آن به اندازه کافی بزرگ شده است تا بتواند استراتژی های پویای بزرگتر را در ارتباط با شرکت به کار گیرد.



انتظار سرمایه گذاران :



سرمایه گذاران نیازمند منافع می باشند و استراتژی ها این منافع را به وجود می آورند. بنابراین انتظارات مربوط به سرمایه گذاران در رابطه با کسب منفعت منجر به ایجاد یک استراتژی مناسب می گردد.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



3.2.1 جنبه های مربوط به شرکت های مجرب تر :



ارزش مربوط به کالاها متفاوت از رشد مربوط به چنین کالاهایی می باشد . کالاهایی با وزن آزمایش 1.0 به طور کل عملکرد کلی بازار را نشان می دهند. زمانی که یک شرکت عرصه را ترک می کند این موارد کمی برعکس می شود. و زمانی که بازار خالی می شود جنبه های منفی آن نمودار می گردد. شرکت های مجرب تر دارای رشد طولانی مدت یکپارچه ای می باشند. که باعث ایجاد منافع قابل قبولی برای سهامداران خواهند شد. در نقطه مقابل، رشد مربوط به کالاها دارای میزان بالاتری می باشد و به این معنی می باشد که چنین اعتباراتی زمانی که شرایط بازار تغییر می کند به طور قابل توجهی دارای نوسان می باشند. سرمایه گذاری های مناسب تر نشان دهنده این موضوع می باشند که در طول عمر بازار سهام، سرمایه گذاری های مربوط به دارایی های عمومی به طور متوسط به میزان 6 و 7 درشد در سال پیشی می گیرند. چنین مواردی فاکتورهای ریسکی را نشان می دهد که اکثر سرمایه گذاران می بایست در ارتباط با آن باشند. بازارهای عمومی نیز در رابطه با برگشت سرمایه به شکل رشد و درآمد در رابطه با سهامداران شان متفاوت می باشند.



3.2.2 جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس :



برخلاف شرکت های بزرگتر، سرمایه گذاران در شرکت های تازه تاسیس به ندرت خواهان درآمد می باشند. معمولا ان ها به دنبال رشد هستند. نرخ اینترنتی مربوط به چنین مواردی کمی بالاتر از شرکت هایی با ریسک کمتر می باشد. چنین موارد معمولا از 15 تا 40 درصد متفاوت می باشند که بستگی به نوع سرمایه گذار و مراحل مربوط به شرکت دارد. از آن جایی که انتظارات مربوط به منافع بسیار بالاتر می باشد، استراتژی های تجاری به نظر می رسد به صورت چشمگیر تر، جذاب تر و خطر پذیرتر می باشد.



برخلاف شرکت های بزرگتر بیشتر سرمایه گذاران در شرکت های تازه تاسیس از این موضوع رضایت دارند که در کوتاه مدت تسویه پذیری وجود نخواهد داشت. به هر حال سرمایه گذاران در شرکت های تازه تاسیس معمولا تقاضای تسویه حساب را در طی 3 تا 5 سال می دهند. با فرض اینکه یک سرمایه گذار علاقمند به ایجاد سرمایه گذاری 10 میلیونی در یک شرکت تازه تاسیس باشد و 35 درصد، با توجه به تصفیه حساب 5 ساله انتظار سود داشته باشد. سرمایه گذار در ابتدا استراتژی های مربوط به شرکت را تحلیل کرده و با ارزیابی این موضوع می پردازد که آیا سرمایه گذاری های موجود برای چنین استراتژی هایی مناسب می باشد یا خیر. سپس بر اساس آن فرایند های مالی و موارد دیگر که توسط شرکت تجاری انجام می شود، سرمایه گذار ارزش گذاری های مربوط به شرکت را در 5 سال مورد توجه قرار می دهد. با فرض اینکه یک سرمایه گذار علاقمند به ایجاد سرمایه گذاری 10 میلیونی در یک شرکت تازه تاسیس باشد و 35 درصد، با توجه به تصفیه حساب 5 ساله انتظار سود داشته باشد او می بایست تقریبا 45 میلیون دلار را در این مورد سرمایه گذاری کند. با تقسیم ارزش های مربوط به شرکت ها در عرض 5 سال با یک سرمایه گذاری مطلوب 45 میلیونی، سرمایه گذار قادر می باشد تا درصد مربوط به تقاضا را در مورد 10 میلیون دلار مشخص کند.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



در این موارد، بگذارید فرض کنیم این استراتژی ها به صورت ظاهری سازگار با سرمایه های مورد نظر می باشد و استراتژی های بکاربرده شده توسط صنایع به این موضوع می پردازد که شرکت دارای اعتبارات 100 میلیونی در 5 سال خواهد بود. سپس سرمایه گذار تصمیم می گیرند که او دارای 45 درصد از سهام شرکت با توجه به سرمایه گذاری 10 میلیونی برای رسیدن به منافع مورد نظر می باشد. اگر چنین مواردی با توجه به سهامداران کنونی مورد نظر باشد، سپس احتمال ایجاد معامله به وجود می آید در غیر این صورت موارد دیگری به وجود خواهد آمد :



1- با تغییر چنین استراتژی هایی شرکت به گونه ای متفاوت تبدیل می گردد. این فرایند باعث می شود تا شرکای مختلف از شرایط مختلف استفاده کنند تا بتوانند ارزش گذاری های مربوط به شرکت را تعیین کنند. به دنبال ارزیابی های بالاتر آینده سرمایه گذار با توجه به سرمایه گذاری 10 میلیونی درصد کمتری از منفعت را برای شرکت مشخص خواهد کرد.



2- با تغییر چنین استراتژی هایی فرایند های مالی شرکت ها ممکن است بهتر گردد. البته این در مواردی کاربرد خواهد داشت که استراتژی های جدید همان طور که قبلا توضیح داده شده است مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به موقعیت بالاتر مربوط به فرایند های مالی، اعتبار شرکت نیز بالاتر خواهد رفت . و بر طبق موارد قبلی اعتبارات مربوط به سرمایه گذاران در رابطه با سرمایه گذاری 10 میلیون دلاری درصد پایین تری از سرمایه های شرکت را نشان خواهد داد.



3- آیا سرمایه گذاران می توانند مقادیر پایین تری را سرمایه گذاری کنند.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



5- یک بنیان گذار شرکت می تواند سهم بیشتری از شرکت را به سرمایه گذار نسبت به سرمایه گذاران کنونی بفروشد و نتایج مورد نظر را نیز ترکیب کند.



توجه داشته باشید که چگونه یک استراتژی می تواند نقش اساسی را در انجام تعهدات مربوط به انتظارات سرمایه گذاران در شرکت های تازه تاسیس ایفا کند. توجه داشته باشید که هیچ یک از این موارد معاملاتی نمی تواند در شرکت های تاسیس شده قبلی موثر باشد.



سطح تحمل پذیری سهامداران و سرمایه گذاران :



سهامداران در شرکت های عمومی دارای سطح تحمل پایین تری نسبت به همتایان خود در شرکت های تازه تاسی دارند.



نکته ای در رابطه با مارفرمایان : این افراد نیاز ندارند تا همانند شرکت های بزرگتر دارای استراتژی های ریسک پذیری بالایی باشند. بنابراین توجه زیادی باید در ارتباط با آگاهی از ریسک ها، مدیریت ریسک ها و تقلیل ریسک ها انجام گیرد.



3.3.1 جنبه های مربوط به شرکت های تاسیس شده :



به عنوان یک قانون کلی، سهامداران در شرکت های تاسیس شده به طور نسبی محافظه کار می باشند و معمولا دارای انتظارات خاصی در ارتباط با منافع به صورت سالانه دارند. تغییرات چشمگیر در رابطه با استراتژی ها مهمولا منجر به نتایج کوتاه مدتی نسبت به نتایج بلند مدت می گردد. زمانی که یک شرکت تجاری دولتی نیاز با ایجاد تغییرات چشمگیری در استراتژی ها دارد، چنین ریسک ها ممکن است باعث واکنش های منفی از جانب سهامداران گردد. در بعضی از مناسبت ها دارایی های خصوصی یک شرکت دارای مراحلی می باشد که شامل کسب درآمد در شرکت، حذف کردن سهامداران دولتی، فرمول بندی و اجرای استراتژی های جدید چشمگیرتر، و سرانجام برگشت شرکت به بخش دولتی با روند ارزش گذاری بیشتر می باشد. چنین مواردی در نوامبر 2006 زمانی که یک شرکت خصوصی 27.5 درصد از سهامش را در کمتر از یک سال به فروش رسانید اتفاق افتاد.



جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس :



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



3.4 افق زمانی برای نتیجه گیری: اجرای هر یک از استراتژی های جدید از نقطه نظر استراتژی های مربوط به سرمایه گذاری باعث ایجاد ضرر های کوتاه مدتی می گردد که به دنبال آن مزایای طولانی مدتی به وجود می آید. انتظار اینکه چه مدتی یک استراتژی منجر به منفعت می گردد در شرکت های تاسیس شده و تازه تاسیس کاملا متفاوت می باشد و بستگی به آن استراتژی بکارگرفته شده دارد.



نکته هایی در رابطه با کارآفرینان : زمانی که یک استراتژی را برای شرکت های تازه تاسیس به کار می برید هدف مربوطه در رابطه با ایجاد منفعت برای یک شرکت نرم افزاری معمولا 3 تا 5 سال و برای شرکت بیو فناوری 5 تا 9 سال می باشد.



3.4.1 جنبه های مربوط به شرکت ها مجرب تر :



در حالی که CEO و GM در رابطه با قابلیت سوددهی شرکت ها می باشد، حقیقت این موضوع است که اعتبار بازاری یک شرکت به طور مداوم مشخص می گردد. سرمایه گذاران معمولا عملکردها را بر اساس استاندارد های سالانه ROI در نظر می گیرند. سرمایه گذاران معمولا یک سری از ذخایر را زمانی که ارزش بازاری آن ها در ارتباط با رقبایشان در سطح پایین تری قرار می گیرد کنار می گذارند. در حالی که ارزش بازاری یک کالا پتانسیل نامحدود کسب منفعت را برای یک شرکت تعیین می کند. چنین ارزیابی هایی در بهترین حالت خود به صورت مبهمی می باشند. قابلیت نقدینگی مربوط به بنیان گذاران دولتی برای اکثر سرمایه گذاران این توانایی را ایجاد می کند تا هر زمانی که بخواهند بتوانند سرمایه گذاری را متوقف کنند. بنابراین مدیران سطح بالا در شرکت های مجرب تر می بایست دائما در رابطه با تاثیرات کوتاه مدت بازار آگاهی داشته باشند و باید به طراحی و اجرای استراتژی هایی بپردازند که اساسا تاثیرات کوتاه مدتی را ارائه می کند.



6



در واقع اکثر CEO های شرکت های بزرگ به طور مشابه در بسیاری از بخش های اقتصادی استراتژی های جدیدی را به کار می برند. بنابراین تاثیرات کوتاه مدت مربوط به این استراتژی ها که بر روی استرتژی های بلند مدت تاثیر گذار می باشند توسط استراتژی های دیگر تحت شعاع قرار می گیرند.



3.4.2 جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس :



به طور کلی، سرمایه گذاران در شرکت های تازه تاسیس تحمل بیشتری در ضررهای کوتاه مدت نسبت به سهام داران در شرکت های بزرگتر دارند. فقدان نقدینگی در شرکت های خصوصی البته به سرمایه گذاران شانس کمی در رابطه با بالا بردن میزان تحمل پذیری خود می دهد. در نتیجه، استراتژِی ها در شرکت های تازه تاسیس از این موقعیت بهره برداری می کنند. معمولا این فرایند در مورد استراتژی شرکت های تازه تاسیس قابل قبول می باشد تا در رابطه با دارایی های کنونی شرکت بررسی هایی را انجام دهند. شاید به این علت که شرکت ها بتوانند در برابر چنین مشکلاتی بتوانند مقاوت کنند. در واقع این انتظار وجود دارد که شرکت های تازه تاسیس از تمام منابع خود استفاده می کنند تا نتایج بلند مدتی را به دست بیاورند. این موضوع به طور قابل توجهی متفاوت با شرکت های با تجربه تر می باشد که در آن استراتژی هایی که باعث ایجاد ضررهای کوتاه مدت می گردند به سختی مورد قبول قرار می گیرند. و از چنین استراتژی هایی انتظار می رود تا مزایای کوتاه مدت و بلند مدتی را ایجاد کنند.



سرمایه گذاران در شرکت های تازه تاسیس معمولا انتظار دارند تا نقدینگی به مدت 3 تا 5 سال در ارتباط به سرمایه گذاری هایشان در شرکت های اطلاعاتی و به مدت 5 تا 9 سال در شرکت های بیوفناوریکی داشته باشند. از نقطه نظر مثبت، این استراتژی ها CEO را بر آن می دارد تا از استراتژی هایی که نتایج کوتاه مدت را ایجاد می کنند اجتناب کنند.این موارد همچنین می تواند باعث از بین بردن استراتژی هایی گردد که می توانند تاثیرات مثبت طولانی مدتی را ایجاد کنند.



4. استراتژی های متفاوت مربوط به مشتریان و بازار :



در نهایت، موفقیت و شکست یک استراتژی تجاری با توجه به واکنش هایی که به وسیله خریداران محصولات و خدمات ایجاد می شود تعیین می گردد. به نظر می رسد که این موارد می تواند باعث ایجاد تفاوت هایی بین شرکت های تازه تاسیس و مجرب تر گردد. به هر حال تفاوت های متمایزتری نیز در این موارد وجود دارد. در بخش زیر ما به این توضیح می پردازیم که چگونه دو نوع شرکت در روش هایشان برای انتخاب بازار های جدید، به ویژه در رابطه با ایجاد بازار های جدید و اندازه چنین بازارهایی در موارد تصمیم گیری متفاوت می باشند.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



ادعای این موضوع آسان می باشد که شرکت ها می بایست استراتژی هایی را به کار گیرند که بتواند موفقیت های کنونی بازار را مد نظر قرار دهد. اما چنین مواردی برای کارآفرینانی که موفقیتی را در زمینه بازار کسب نکرده اند چه معنی می تواند داشته باشد ؟



نکته ای در رابطه با کارآفرینان :از آنجایی که شما نمی توانید استراتژی هایی را تعیین کنید که بتواند بر روی موفقیت های گذشته نفوذ داشته باشد در عوض شما می بایست استراتژی هایی را به کار گیرید که توسط آن ها نفوذ به درون بازار آسان تر گردد. این اساسا به این معنی است که شما می بایست از مشکلات مشتریان آگاه باشید و این درک را به طور کامل داشته باشید که چگونه می توانید اهداف مربوط به مشتریان را تامین کنید. یکی از بدترین راه های مربوط به فعالیت های تجاری این می باشد که فروش را بر مبنای وادار کردن فرد به خرید انجام دهید. یعنی اینکه شما یک مشتری را متقاعد کنید که او دارای مشکلاتی است و در نهایت در صدد ارائه راه حلی برای آن برای غلبه بر آن در آیید.



4.1.1 جنبه ای مربوط به شرکت های مجرب تر :



بیشتر تصمیم گیری های مربوط به کالاهای جدید در این شرکت ها در رابطه با اجتناب از ریسک ها به صورت محافظه کارانه ای می باشد. دلایل مربوط به این موضوع با از طریق بررسی های بوز، الن، و هامیلتون ارائه شده است. که این موضوع را بیان می کنند که تنها 10 درصد از محصولات جدید که هر ساله توسط شرکت ها معرفی می گردد، می تواند به عنوان یک نوع آوری جدید در سراسر جهان شناخته شود. استراتژی هایی در ارتباط با فروش چنین کالاهایی به فروشندگان، همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است باعث می شود که یک شرکت بتواند آن ها را حداقل در یک منطقه تبدیل به سرمایه کند. استراتژی هایی که باعث تغییر و قیمت گذاری مجدد چنین تولیداتی می گردند در نهایت باعث کاهش ریسک کلی زمانی که شرکت ها به بررسی مشتریان و کالاهای موجود می پردازند می گردد.



4.1.2 جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس :



برخلاف شرکت های بزرگتر، شرکت ها تازه تاسیس دارای خدمات، کالاهای موجود و مشتریان ثابتی نمی باشند. در واقع، اگر آن ها چنین مواردی را دارا بودند نمی توانستیم آن ها را جزو این دسته قرار دهیم. بنابراین آن ها شانسی ندارند جز اینکه استراتژی های ریسک پذیرتری را اجرا کنند. که چنین مواردی در شکل 2 نشان داده شده است.



7



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



استراتژی های عادی مربوط به چنین مواردی شامل : A) احاطه کردن رقبا در مناطقی که رقابت در آنجا انجام نمی شود همان طور که شرکت DEC در برابر IBM در سال 1970در زمینه تجارت مینی کامپیوتر ها انجام داد و همچنین تولیدت کالاهایی با هزینه پایین تر که توسط شرکت دیز این در برابر شرکت هلیدی در سال 1970 انجام شد و چنین مواردی همچنین در مورد شرکت های فلوکس واگن، تویوتا و داتسون نیز در برابر سه شرکت اتومبیل ساز یکدیگر نیز انجام شده است. و همچنین در مورد تولیدات سرگرم کننده و یا روش های توزیع چنین محصولاتی توسط شرکت دیگری در برابر دانکین دانت انجام شده است. B) استفاده از تاکتیک های گروهی با پیدا کردن راه های جدید برای طبقه بندی بازارهای کنونی و تمایز قائل شدن برای تولیدات و خدمات برای هدف قرار دادن اعضای آن بازار می باشد. نمونه هایی از آن می تواند شامل شرکت الینور از طریق هدف قرار دادن بازی های کامپیوتری می باشد. شرکت های کوچکتر معمولا در به کارگیری تاکتیک های گروهی موفق تر می باشند زیرا آن ها دارای منابع بسیار کمتری نسبت به شرکت های بزرگتر می باشند. چنین تکنیک هایی همچنین می تواند توسط شرکت های بزرگتر نیز به کار گرفته شود که ممکن است دارای مشکلات بیشتری در این زمینه باشند. کارشناسانی که در این زمینه برای غلبه بر مشکلات به کار گرفته می شوند استراتژی های چشمگیر مشابهی را به کار می گیرند. به هر حال شرکت های بزرگتر معمولا تمرکزشان را بر روی این استراتژی ها قرار می دهند و بیشتر تمرکزشان بر روی دفاع از موقعیت مدیریتی شان می باشد. که در این مورد معمولا استراتژی های تهاجمی را بکار می گیرند. و هزینه های مربوط به زنجیره عرضه را پایین تر می آورند. هیچ یک از چنین استراتژی هایی نمی تواند درارابطه با شرکت های تازه تاسیس کاربردی باشد.



4.2 اندازه بازار



برای اینکه شرکت ها مورد توجه قرار گیرند شرکت های بزرگتر می بایست استراتژی هایی را به کار گیرند تا بتوانند در مقیاس های بالاتر نیز موفق بوده و بر بازارهای بزرگتر غلبه داشته باشند. شرکت های کوچکتر می بایست استراتژی هایی را به کار گیرند تا بتوانند در چنین مواردی موفق بوده، با این وجود این موارد مشخص کننده این فرایند می باشد که بازار های بزرگتر همیشه فراتر از تعهدات خود عمل می کنند.



نکته : اگرچه قصد شما این است که دیگران را متقاعد کنید که بازار شما بسیار گسترده می باشد، استراتژی شما می بایست تمرکزش را بر روی فعایت هایش در طی سال های اولیه قرار دهد. این به این معنی است که شما می بایست روش هایی را به کار گیرید که عقب نشینی در آن معمول نباشد تا بتوانید مشتریان خود را جذب کنید.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



4.2.2 جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس :



در یک تمایز قابل توجه، افزایش در درآمد سالانه 10 میلیون دلاری زمانی که چنین درآمدی اصلا وجود نداشته باشد واقعا برانگیزنده می باشد. سه نمونه از موارد قابل توجه برای شرکت های تازه تاسیس این موضوع را مشخص می کند که تولیدات و خدماتشان فروخته خواهد شد، جریانات مربوط به فروش تولیدات و خدمات در سطح بالاتری عرضه حواهد شد و اینکه یک بازار بلقوه بزرگتی برای خدمات و کالاهایشان وجود خواهد داشت. زمانی که این سه مورد اثبات شد اعتماد سرمایه گذاران بالاتر خواهد رفت. به هر حال شروع چنین مواردی در ارتباط با تلاش برای فروش کالاها به بازارهای بزرگتر از همان مرحله شروع نشانه یک فاجعه می باشد. ال ری این موضوع را بیان می کند که آینده شرکت های تازه تاسیس بر روی تمرکز آن ها استوار می باشد. در شرکت های مجرب تر، یک موضوع قابل توجه در رابطه با شرکت های مجرب تر اندازه بازار مورد نظر آن ها می باشد. در شرکت های تازه تاسیس نیز به این صورت می باشد.



5. تفاوت های راهبردی



اگر چه نقش اصلی رقبا همچنان بدون تغییر می باشد، در عین حال سه تفاوت مشخص بین شرکت های مجرب تر و شرکت های تازه تاسیس با توجه به نوع رقابت آن ها وجود دارد.



8



بخش های زیر تفاوت های مورد نظر را در رابطه با میزان دید بین رقبا و شرکت های مورد نظر نشان می دهد و اینکه چگونه شرکت ها به انتخاب تولیدات و خدمات و ویژگی های مربوط به چنین مواردی می پردازند که در نهایت می تواند در ارتباط با چنین مواردی منجر به موفقیت هایی گردد.



5.1 دید مربوط به رقبا



هر چه شرکت بزرگتر باشد، آن می تواند برای رقبایش قابل رویت تر باشد. در نتیجه استراتژی های انجام شده توسط شرکت های بزرگتر برای رقبا واضح می باشد که می توانند چنین استراتژی هایی را کپی و یا کلا برعکس کنند. این موارد برای شرکت ها کوچکتر صحیح نمی باشد.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



5.1.1 جنبه های مربوط به شرکت های مجرب تر :



یک شرکت مجرب تر منابع قابل توجهی را برای بررسی رقبایش به مصرف می رساند. چنین رقابت هایی معمولا شامل تهدیدهایی نیز می باشند. که این موارد شامل شرکت هایی با اندازه یکسان و یا شرکت هایی با سهام بازاری مهم است. به ندرت آن ها به بررسی فعالیت های مربوط به شرکت های تازه تاسیس می پردازند، مگر آن که آن ها به دنبال کسب سود باشند. رقبای آن ها معمولا به گونه ای یکسان به فعالیت می پردازند. بنابراین شرکت ها بزرگ می بایست استراتژی هایی را توسعه دهند که با وجود مانورهای رقبایشان فعالیتشان را بتوانند ادامه دهند. برای نمونه شرکت اپل، با توجه به سهام اندک موجود در بازار به طور سنتی در رابطه با ارائه تولیداتش بسیار محتاط می باشد. با تکیه بر صلاحیت هایشان به عنوان یک ابداع کننده شرکت اپل پرووژه های خود را به خوبی هدایت می کند. به هر حال رقبای بزرگتر ممکن است روش های متفاوتی را در پیش گیرند. شرکت مایکروسافت نیز در واقع برای توسعه افکارشان برای پیشرفت به سمت مناطق جدید بازار را مورد هدف قرار داده است تا رقبای خود را ناامید کند.



جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس



یک شرکت تازه تاسیس معمولا برای رقبایش ناشناخته می باشد. یک استراتژی که بتواند برای شرکت های مجرب تر کارآمد باشد ممکن است برای شرکت های تازه تاسیس نیز موثر واقع شود. شرکت BLUE RIBBON از یک شرکت تازه تاسیس به سمت یک تیم نیرومند تر حرکت کرده است و این به دلیل شکست شرکت آدیداس در زمینه استراتژی های تولیدی کم هزینه شرکت NIKE بوده است. تنها در مناسبت های خاصی شرکت های مجرب تر توجه کافی را در رابطه با شرکت های کوچکتر در بازارها انجام می دهند. برای نمونه در سال 2006، شرکت دل موفقت قابل توجه شرکت های تازه تاسیس موفق در زمینه بازی های کامپیوتری را مد نظر قرار داده است.



مدیریت سهام ها :



مدیریت سهام بخشی از استراتژی هایی می باشد که به طور دقیقی ترکیبی از تولیدات خود را مد نظر قرار می دهد تا بتواند به مشتریان شرکت ارائه داده شود. چنین طرح هایی در شرکت های بزرگتر نسبت به کوچکتر غالب تر می باشد به این دلیل که شرکت های بزرگتر به جای یک یا دو کالا دارای مجموعه ای از تولیدات مختلف می باشند.



نکته : اگر شما بیش از یک نوع تولیدات و خدمات را در سر دارید باید بر این نکته تاکید داشته باشد که چگونه ان ها می توانند مکمل یکدیگر باشند.



5.2.1 جنبه های مربوط به شرکت های مجرب تر :



شرکت های مجرب تر می بایست در تمام مواقع از این موضوع آگاهی داشته باشند که چگونه جنبه های مربوط به تولید و خدمات می تواند بر روی تولیدات و خدمات کنونی تاثیر گذار باشد. جدا از شرکت هایی چون اپل و اچ پی، به خودشان در زمینه توسعه فناوری های جدید در رابطه با محصولاتشان افتخار می کنند، اکثر شرکت ها بر این عقیده هستند که تولیدات جدید چه به صورت A) مکمل های مربوط به تولیدات موجود و چه بصورت B) زنجیره های مربوط به استراتژی فروش می تواند به صورت مدل های بهتری ارائه گردند.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.



جنبه های مربوط به شرکت های تازه تاسیس :



بر خلاف این موضوع، استراتژی های مربوط به شرکت های تازه تاسیس تمرکزش را تنها بر روی یک فعالیت و یک کالا قرار می دهد. بنابراین شرکت های تازه تاسیس تنها بازارهای محدودی را برای نفوذ موفق تر خود با توجه به طرح های بلند مدت برای گسترش اهداف بازاری خود به بازارهای دیگر و یا گسترش تولیدات و خدمات خود به بازارهای تصرف شده انتخاب می کنند. بنابراین مفاهیم مربوط به مدیریت سهام در واقع در شرکت های تازه تاسیس وجود ندارد.



جهت مشاهده متن کامل، فایل ترجمه را دانلود نمایید.


مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015