مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶

تحلیل فقهی-‌حقوقی امداد و نجات

راهنمای دانلود
  • جهت دانلود هر یک از فایل ها، بر روی لینک مورد نظر کلیک نموده و پس از انتخاب محل ذخیره تا اتمام فرآیند دانلود صبر کنید.
  • به منظور دانلود فایل های حجیم توصیه می شود از یک نرم افزار Download Manager استفاده گردد.
  • برای خارج نمودن فایل ها از حالت فشرده ( rar یا zip ) از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.
  • فایل های فشرده چند بخشی را بصورت کامل دانلود و در یک پوشه قرار دهید و با رایت کلیک بر روی یکی از آن ها گزینه Extract را انتخاب نمایید.
  • برای مشاهده فایل های ایمیج ( ISO, IMG… ) از یکی از نرم افزار های Rufus ، PowerISO و یا UltraISO استفاده نمایید.
  • کلمه عبور ( در صورت نیاز ) عبارت www.datasara.com می باشد؛ دقت کنید که تمامی حروف می بایست بصورت کوچک تایپ شود.
  • مشاهده خطای CRC هنگام خارج کردن فایل های فشرده با وجود تایپ صحیح کلمه عبور، بدین معنی است که فایل مورد نظر به درستی دریافت نشده و می بایست مجدداً دانلود شود.
  • در صورت مشاهده لینک های معیوب لطفاً موضوع را با ما در میان بگذارید.

مشخصات

مشخصات

توسط: سیدمهدی ، جوکار ، مجیدرضا عرب احمدی ، عبدالله امیدی فرد تعداد صفحات: 17 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۴/۱۱/۲۸ منبع: دیتاسرا

خرید محصول

خرید محصول

عنوان: تحلیل فقهی-‌حقوقی امداد و نجات حجم: 370.62 کیلوبایت فرمت فایل: pdf قیمت: 1200 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

نمای مطلب

فصل نامه علمی – پژوهشی امداد و نجات، سال ششم، شماره 4، 1393
عنوان مقاله : تحلیل فقهی-‌حقوقی امداد و نجات
نویسندگان : سیدمهدی ، جوکار ، مجیدرضا عرب احمدی ، عبدالله امیدی فرد
چکیده‌:
خدمت و کمک به همنوعان در طول تاریخ‌، به شکل‌های مختلف ظهور و بروز داشته است‌، یکی از مصادیق مهم خدمت به بشر در عصر حاضر تحت عنوان امداد و نجات مصدومان نام برده می‌شود. در هر زمانی‌، ممکن است ملت‌ها گرفتار مصائبی همانند بلایای طبیعی‌، طوفالاهای سهمگین‌، سوانح رانندگی ...j شوند و قطعا به هنگام بروز چنین مواردی‌، انسان‌ها به یاری دیگر مردمان نیاز دارند و با عنایت به اینکه بنی‌آدم اعضای یک پیکرند می‌طلبد که برای نجات حادثه‌دیدگان شتاب کرد. البته این امداد و نجات مصدومان‌، هم به حکم دین است که اسلام‌، همواره به مقولة خدمت به بشریت و زدودن غم و گرفتاری از چهرة انسان‌ها پیش قدم بوده است و با وضع احکامی در قالب واجبات‌، محرمات و مستحبات‌، پیروان خود را در این راه سفارش و هم فطرت پاک بر پایة عقل انسان را بر این کار ترغیب می‌کنند. امداد و نجات معمدومان‌، گا٥ شرایطی را ایجاد می‌کند که هم برای مصدوم مشکل آفرین است و هم امدادرسان را بر دو راهی وجوب و حرمت یا میان دو حکم متضاد و متزاحم قرار می‌دهد.
کلمات کلیدی: امداد و نجات‌، خدمت‌، تعاون‌، تزاحم‌، ضمان‌.
مقدمه
امداد و نجات انسان‌هایی که در حوادث و بلایای طبیعی از قبیل سیل‌، زلزله و... و سوانح غیرطبیعی مانند تصادفات جاده‌ای مصدوم می‌شوند، نه فقط به لحاظ فقه اسلامی واجب شرعی است‌، بلکه از امور مهم عقلایی‌، اخلاقی و مورد تاکید جوامع امروزی نیز محسوب می‌شود. یاری و کمک به مصدومان [‌در معنی عام‌، هر کسی که دچار مشکلی شده‌] از مصادیق تعاون و خدمت‌رسانی‌، اخلاق حسنه و بشردوستی است و به علاوه از سفارشات و آموزه‌های اسلام این حقیقت هویداس که کمک به خلق و سودرسانی به آنان‌، از عوامل ارزشمندی انسان به شمار آمده است‌. چنانکه پیامبراکرم (‌ص‌) در پاسخ به این سوال که محبوب‌ترین افراد پیش خداوند چه کسانی هستند؟ فرمود: الناس للناس‌، بهترین مردم سودمندترین آنهاست ( ا)‌. آنچه از محتوای فرمایش معصومین علیهم‌السلام برداشت می‌شود این نکته است که یاری‌رسانی به همنوعان نه فقط به خودی خود دارای فضیلت است‌، بلکه اسلام در این خصوص محدودیتی به لحاظ تفکیک افراد از نظر ش‌اد، دین‌، جنسیت‌، ملیت ..25 قائل نشده است‌. عاملی که موجب شد این مقاله به نگارش درآید و جوانب فقهی‌حقوقی امداد و نجات بررسی شود، وجود برخی مولفه‌ها و مواردی است که گاه در امر کمک‌رسانی به مصدومان از سوی امدادگران واقع می‌شود که در تعارض و یا تزاحم با برخی ملاک‌ها و مفاهیم فقهی‌حقوقی است‌. لذا در این نوشتار، تلاش می‌شود تا با بهره‌گیری از منابع و متون فقهی و حقوقی‌، چالش‌های پیش‌رو در این امر مهم (‌امداد و نجات‌) بررسی و ضمن پاسخگویی به سوالات اصلی تحقیق‌، نتایج به سمع و نظر علاقه‌مندان رسانده شود . مفاهیم امداد و نجات کلمة امداد به لحاظ لغوی از ریشة «‌مدد» است که به نوعی به کمک‌رسانی به نحو متصل و پی در پی اطلاق می‌شود و در کارهای نیک به کار می‌رود (‌٢) و نیز به معنای یاری کردن است (‌٣) و هنگامی که با واژة نجات همراه می‌شود و به صورت ترکیبی استعمال می‌گردد، در ماموریت‌های صلیب‌سرخ جهانی و جمعیت هلال‌احمر به کار می‌رود و روی هم رفته عبارت است از: هرگونه کمک‌، یاری‌رسانی و نجات جان انسان‌ها در مشکلات و معضلاتی چون بلایای طبیعی‌، سوانح جاده‌ای‌، قحطی‌، آوارگی و... که توسط دیگر انسان‌ها در قالب سازمانی و غیرسازمانی صورت می‌گیرد و در پرتو این اقدامات عاطفی و نوع‌دوستی به تسکین آلام بشری کمک سشود. خدمت اصل کلمة «‌خدمت‌» در لغت به معنای انجام کار نیک در حق کسی و انجام عمل دلسوزانه است (‌٣)‌، برخی نیز آن را پیشکش و تحفه برای دیگران می‌دانند (‌٤)‌. در اصطلاح‌، خدمت عبارت است از مفهوم رسع و گسترده‌ای که تمام فعالیت‌های مثبت و مفید انساباها را در زمینه‌های اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی‌، فرهنگی و معنوی شامل می‌شود و در فرهنگ اسلامی نیز هر کاری که برای مردم و جامعه مفید و همچنین برخوردار از روح معنویت و وسیله تقرب به خدا باشد، خدمت نامیده می‌شود. تعاون این واژه از ریشة «‌عون‌)» و با کلماتی چون «‌معاونت‌» و «‌اعانت‌» از یک خانواده است و همگی به معنای پشتیبانی و یاری کردن .w تعاون از باب تفاعل‌، همکاری دو یا چند نفر با یکدیگر را گویند (‌٥)‌. معارنت از باب مفاعله به معنای »‌یار)‌، »‌یارر) و 56)) کننده‌» است (‌٦) و اعانت به معنای مساعدت است‌. مثلا س‌گویند «‌اعانه علی ذلک‌) یعنی ار را یاری داد (‌٥) برخی نز مشارکت و همیاری هریک از اعضا با یکدیگر برای حفظ جامعه و منافع آن را تعاون می‌دانند (‌٧)‌. اهمیت امداد، یاری‌رسانی و خدمت از منظر ادیان انسابا موجودی است که هس‌اره در تلاش است تا به صورت اجتماعی زندگی کند، زیرا در آفرینش بشر جنبه‌های ظریف و لطیفی است که به عنوال نمونه باید گفت آدمیان همانند جمادات و موجودات بی‌جان نیستند که از سرنوشت یکدیگر بی‌خبر و بی‌تفاوت باشند، بلکه مانند حلقه‌های یک زنجیره‌اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی ا ست‌. به همین دلیل‌، اندیشمندانا و مبلغانا همیشه به این نکته توجه داشته‌اند و به صورت‌های مختلف‌، اعم از ببال، قلم ...j انسال‌ها را به همدلی و محبت به یکدیگر دعوت می‌کردند و اساسا این مسئله را برای بشریت‌، به عنوابا یک فرهنگ نهادینه کردند. الف‌: آئین یهود: در آموزه‌های تلمود، اخلاق اجتماعی جایگاه ویژه‌ای دارد که یکی از مهم‌ترین آنها، محبت به همنوع است (‌٨)‌. در عقاید یهودیان‌، طبق برخی آیات و تفاسیر ارائه شده از ایشان‌، کسی که ناظر وقوع خطری نسبت به انسان دیگری است‌، تکلیفی مذهبی و اخلاقی دارد (‌٧)‌. حتی از عالمی یهودی نقل شده است که «(‌هر کس قادر باشد [‌جان‌] شخص دیگری را که در معرض خطر است نجات دهد ولی چنین نکند، این فرمان را که نباید نسبت به خون همسایه‌ات بی‌اعتنا باشی را زیر پا گذاشته است‌(‌٩) و در کتاب مقدس عهد عتیق آنها آمده است «‌همسایه خود را چون خود دوست بدار»‌( ٠ ا)‌. ب‌: آئین مسیحیت‌: در این مذهب آمده که حضرت مسیح (‌ع‌) می‌فرماید: «‌خداوند مرا مسیح کرده است تا مسکینان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شکسته‌دلان را التیام و جمع مصیبت‌زده‌ها را تسلی بخشم‌. واکنش مسیحیان به نیازمندان و رسیدگی به حال محرومان‌، دقیقا برگرفته از تعالیم مسیح است‌. پولس و دیگر نویسندگان عهد جدید، نشان می‌دهند که چگونه مراقبت از نیازمندان به بخشی پذیرفته شده از مسیحیت تبدیل شده است‌. پولس می‌نویسد. از نیکوکاری خسته نشویم‌، زیرا که در موسم آل درد خواهیم کرد، اگر ملول نشویم‌، خلاصه به قدری که فرصت داریم با جمع مردم احسان بنماییم‌»‌. ( ١ ا)‌. ج‌: آئین اسلام‌: قرآن مسلمانان را در انجام عمل خیر و صالح و اقدام به امور نیکو با آیاتی چون ... و... سفارش نموده است‌. خدمت به همه مردم و نوع بشر عملی شایسته است و غرض اولیای گرامی اسلام در خدمتگزاری‌، فقط مومن یا مسلمال نیست‌، بلکه نوع بشر را شامل می‌شود (‌١٢)‌. با توجه به اهمیت اسلام به رسیدگی به امور مستمندانا و اقشار ناتوان‌، همیشه اولیای الهی‌، به این گروه از مردم توجه ویژه‌ای داشتند و سفارش اکید می‌کردند. در همین خصوص از پیامبر (‌ص‌) نقل است که می‌فرمایند: «‌راس العقل بعد الدین التودد الی الناس و اصطناع المعروف الی کل بر و فاجر» (‌١٣)‌. یعنی پس از دین (‌و ایمان به خداوند)‌، بشر درستی و نیکی به مردم‌، اعم از درستکار و گناهکار، سرآمد تمام کارهای عاقلانه است‌. حضرت علی (‌ع‌) نیز فرموده‌اند: «‌ابذل معروفی للناس کافه فان فضیله فعل المعررفا لا یعدلها عندالله سبحانه شی‌ء‌» (‌١٤)‌. کارهای نیک خود را برای همه مردم به کار ببر و به راستی که هیچ چیز نزد خدای سبحان‌، با فضیلت کارهای نیک‌، برابری نمی‌کند. بیاب تفاق‌ت‌ها در ادیان‌: آنچه از بیابا احکام و عقاید این سه دین توحیدی برداشت می‌شود این است که تعالیم یهود و مسیحیت در باب یاری‌رسانی به همنوعان و امداد و نجات مصدومان‌، بسیار مختصر و غالبا مبتنی بر دعوت به انجاد افعال حسنه و بیشتر به نحو جملات زیبا و شعاری است و خیلی از جنبه‌های تکاملی و قانونی برخوردار نیست‌. در آئین یهود برای کسی که کمک به نجات دیگری را ترک کند ضمانی در نظر گرفته نشده است (‌٧)‌. البته در طول تاریخ تحریفات زیادی در عقاید این ادیان وارد شده است‌، لکن احکاس اسلاس به لحاظ کمّی و کیفی از گستردگی و پختگی اعلایی برخوردارست و میزان تحریف نیز در مقابل سیل عظیمی از روایات وارده‌، اثرگذار نبوده و اساسا به لحاظ اینکه اسلام آخرین مذهب و آئین الهی است‌، می‌طلبد که احکامش کامل‌تر و دقیق‌تر باشد و در زمینه خدمت‌رسانی به مصدومان و نیازمندان حادثه دیده‌، اسلام امداد و نجات را یک تکلیف واجب می‌داند و تخطی از آن را به لحاظ شرعی گناه و مستوجب ضمان می‌داند. ادلة وجوب امداد و نجات در طلیعه این بحث باید نکته‌ای را گوشزد کرد مبنی بر ایمکه مهوم امداد از نظر فهی مهومی است مطلوا و به جهت اطلاقش‌، هرگونه کمک‌، یاری‌، خدمت و نوعدوستی را شامل می‌شود و نجات جان نفوس هم که در آموزه‌های اسلام از جایگاه مهمی برخوردارست بی‌شک از ضروریات و با استناد به این ادله واجب شرعی محسوب می‌شود: ١ - قرآن الف‌: آیه اول‌: «‌من‌ه اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرء‌یل اً‌نه من قتل نفسا بغیر نفسن او فساد فی‌الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من اًحیاها فکاً‌نما احیا الناس جمیعا و لقده جاءتهم رسلنا بالبینت ثم ان کتیرا مّنهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون‌» (‌مائده‌، ٢٣)‌. در فرازی از این آیه آمده است‌: (‌ر من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا) هرکس یک تن را زنده کند مانند آبا است که همة مردم را زنده کرده است‌. از امام محمد باقر (‌ع‌) سوال شد که منظور از «‌ومن احیاها فکانما احیا الناس چیست‌؟ ... نجات دادن از وادی مانملا آتش‌سوزی‌، غرق شدن‌.. حاکی از اهمیت نجات آدمی است‌.

تفسیر پروردگار عالم در این آیه یک حقیقت اجتماعی و تربیتی را بازگو می‌کند زیرا: نخست‌کسی که دست به خون انسان بی‌گناهی می‌آلاید در حقیقت چنین آمادگی را دارد که انسااهای بی‌گناه دیگری را که با آن مقتول از نظر انسانی و بی‌گناهی برابرند مورد حمله قرار دهد و به قتل برساند. او در حقیقت یک قاتل است و طعمة او انساا بی‌گناه ..:...1ت س‌دانیم میابا انساناهای بی‌گناه از این نظر تفاوتی نیست‌. همچنین کسی که به دلیل نوع‌دوستی و عاطفة انسانی‌، دیگری را از مرگ نجات بخشد این آمادگی را دارد که این برنامة انسانی را در مورد هر بشر دیگری انجام دهد. او علاقه‌مند به نجات انسان‌های بی‌گناه است و از این نظر برای او این انسان و آن انسان تفاوت نمی‌کند و با توجه به اینکه قرآن س‌گوید: »‌فکانما... ) مفهوم اینست که مرگ و حیات یک نفر اگر چه مساوی با مرگ و حیات اجتماع نیست‌، اما به آن شبیه است‌. دوم‌در حقیقت افراد جامعة انسانی همانند اعضای یک پیکرند، هر لطمه‌ای به عضوی از اعضای این پیکر برسد اثر آن کم و بیش در سایر اعضا آشکار می‌گردد، زیرا یک جامعه بزرگ از افراد تشکیل شده و فقدان یک فرد خواه ناخواه ضربه‌ای به همه جامعة بزرگ انسانی است‌. فقدان او سبب می‌شود که به تناسب شعاع تاثیر وجودش در اجتماع محلی خالی بماند و زیانی از این رهگذر دامن همه را بگیرد. همچنین احیای یک نفس‌، سبب احیای سایر اعضای این پیکر است‌، زیرا هر کس به اندازه وجود خود در ساختمانا مجتح بزرگ انسانی و رفع نیازمندی‌های آن اثر دارد بعضی بیشتر و بعضی کمتر. و اگردر بعضی از روایات می‌خوانیم که مجازات چنین انسانی در قیامت‌، مجازات کسی است که همه انسان‌ها را کشته است‌، مصداق همین است نه اینکه از هر جهت مساوی یکدیگر باشند و لذا در ذیل همین ررایات می‌خوانیم اگر تعداد بیشتری را بکشد مجازات او همان نسبت مضاعف شود. از این آیه اهمیت مرگ و حیات یک انسان از نظر قرآن کاملا آشکار می‌شود، و با توجه به اینکه این آیات در محیطی نازل گردید که خون بشر مطلقا در آن ارزشی نداشت عظمت آن آشکارتر می‌گردد (‌٥ ا) ب‌: آیه دوم‌: «‌تعاونوا علی البر و التقوی و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان‌» (‌مائده ٢) - در نیکی و پارسایی (‌کردار و افعال حسنه‌) همکاری کنید نه در گناه و ظلم‌. این آیه از مستندات قاعدة مهم فقهی با عنوان «‌حرمت اعانه بر اثم و عدوان است‌» که مطابق این آیه مسلمین موظفند یکدیگر را در کارهای پسدیده یاری رسانند یعنی تکلیفی مثبت بر عهده هر یک از مسلمانان نهاده شده است (‌٧) و بدون شک از جمله کارهایی است که در زمرة امور مهم و پسندیده به شمار می‌آید. کمک به نجات دیگران و یاری رساندن در خطرات است که با استناد به این آیه به خوبی فهمیده می‌شود. آ- سنت الف‌: روایت اول‌: پیامبر (‌ص‌) می‌فرمایند: «‌خصلتان لیس فوقهما من البر شی ء‌:‌الایمان بالله رالنفع لعباد الله‌» ( ا.) یعنی ایمابا به خدا و نفح رساندنا به بندگانا ار در خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست‌. این روایت به خوبی نشان می‌دهد که پیامبراکرم (‌ص‌) سودمندی و خدمت به مردم را در کنار ایمان به خداوند، معیار و ملاک ارزشمندی انسان دانسته و همواره ایشال و سایر اولیای الهی پیشتاز این قبیل خدمات بودند و از مبانی و اصول دین اسلام اهتمام به امور دیگران است‌، چنانکه در حدیثی مشهور آمده‌: «‌من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم‌» (‌همان و ١٦ )‌. از این بیان چنین مستفاد است که‌، مسلمانی غیر از ال‌ت به برادراله مسلماله و اهقمام در رفع مشکلات آنان نیست و اگر محبت دررنی بر پایه عشق و فطرت پاک مردم‌، که نمودار عینی و حقیقت آدمی به شمار می‌رود، بر روح و جسم انسان حاکم گردد و با ایمان و اعتقاد به خداوند درآمیزد، انسانی خدمتگزار و پرتلاش می‌سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمی‌ورزد. ب‌: روایت دوم‌: قال ا میرالمومنین‌(‌ع‌)‌: 04))نین‌رد عن المسلمین عادیة ماء‌او عادیة نار، او عادیة عدو مکابر للمسلمین‌، غفرالله له ذنبه‌»‌. ( ا) هر کس طغیان آب (‌سیل‌)‌، فراگیری آتش یا سلطة دشمن زورگو را از مسلمانان دفع کند خدارند گناهانش را س‌بخشد. اگر چه در این خبر، سیل و حریق به عنوان مثال ذکر شده‌اند، ولی مقصود نجات دادن مسلمان از هر حادثة ناگوار است‌. ج‌: روایت سوم‌: عن ابی عبدالله‌(‌ع‌) قال‌: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الاخذله الله فی الدنیا و الاخرة (‌همان‌، ص‌١٧) امام صادق‌(‌ع‌) فرمود: هر مومنی برادر مومنش را در چنگال حادثه

خوار بگذارد، در حالی که می‌توانست او را مدد رساند، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار می‌کند. ٣ - عقل‌: یکی از ادلة مشهور استنباط احکام و قوانین‌، حکم عقل است‌. سیرة مستمرة عقلا در عالم این بوده که همواره به هنگام بررز حوادث‌، برای نجات مبتلایان در خطر، از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرده‌ا ند . امداد و نجات در قانون در خصوص وجوب امدادرسانی توسط اقشار عادی و غیرسازمانی‌، قانون مدنی و مجازات اسلامی ساکت است‌. البته طبق نظر برخی فقها، جایی که ترک فعل علت منحصره در ایجاد خسارت باشد و شخص با این که قدرت بر انجام فعل دارد، اقدام نکند و خسارتی واقع گردد، مسئولیت مدنی مشمول چنین فردی از باب اتلاف سشود (‌١٧) لکن برای افراد سازمانی که ماموریت کمک‌رسانی در شرایط بحرانی را دارند سخن بسیار است و شاید بتوان تبصره یک ماده ٤ قانون مسئولیت مدنی را که مقرر داشته‌: «‌هرگاه پس از وقوع خسارت‌، وارد کننده زیانا به نحو موش‌ی به زیانا دیده کمک و مساعدت کرده باشد از تخفیف دادگاه برخوردار می‌شود» به الزام قانوله در باب مک و نعات آسیب‌دیدگانا تفسیر نمود. اما طبق نص صرج قانون‌، کسانی که به موجب قانون وظیفه دارند به اشخاص آسیب دیده کمک کنند و از اقدام لازم و کمک به آنها خودداری کنند به مجازات حبس از ٦ ماه تا ٣ سال محکوم خواهند شد. امداد و نجات واجب کافی است.

بنا به یک تقسیم‌بندی‌، واجب انواعی دارد که دو نوع آن عبارت است از عینی و کفایی‌. الف‌: واجب عینی‌: گاهی چیزی یا کاری را شرع یا قانرل گذار از همه س‌واهد و همه مکلف به انجام آن می‌شوند و با انجام آن به وسیله یک یا چند نفر، از عهده دیگران ساقط نمی‌شود، مانند نماز که با خواندن گروهی‌، از دیگران ساقط نمی‌شود و همچنان بر آدم واجب است. ب‌: واجب کفایی‌: گاهی چیزی یا کاری را شرع یا قانون گذار از همه س‌خراهد وم همه مکلف به انجام آن می‌شوند، ولی با انجام آن به وسیله یک یا چند نفر، از عهده دیگران ساقط می‌شود، مانند کفن و دفن مسلمانا. (‌همال‌) حال با این توضیح‌، مقوله امداد و نجات‌، از نوع واجب کفایی است‌، یعنی در مرحله اول‌، بر تمامی مسلمین واجب است‌، لکن اگر عده‌ای به تحصیل مهارت‌های لازم آن مبادرت نمودند و بر این کار اهتمام کردند، این وجوب از گردن سایرین برداشته می‌شود. امداد و نجات و تزاحم احکام در فقه و حقوق‌، مبحثی وجود دارد که از آل به باب تزاحم تعبیر می‌شود و معمولا در حال انجام امداد و نجات‌، کراراً این بحث نمایان می‌شود و لذا برای تنقیح موضوع‌، ابتدا به توضیح تزاحم و سپس به ارتباط آن با مقولة امداد می‌پردازیم‌. ش‌احم از ماده «‌زحمت‌» و در لغت به معنای دیگر را تحت فشار و در تنگنا قرار نهادنا است ( ٢٠) و در اصطلاح‌، به حالتی گفته می‌شود که دو حکم یا دو موضوع دارای یک حکم‌، در راه همدیگر زحمت ایجاد کنند ( ٢١) و به تعبیر دیگر، مکلف نمی‌تواند هر در حکم را اجرا نماید (‌٩ -
حال چنانچه امدادگری برای نجات انسانی که به واسطة زلزله‌، سیل‌، تصادف و... دچار سختی شده و حقیقتا در تنگنا و ضیق افتاده‌، ناچار شود به خود مصدوم یا خانه اش و یا اتومبیلش ضرری وارد کند، آیا مجاز است‌؟ یا طبق قاعدة لاضرر که از ضرر زدن به دیگران نهی وارد شده‌، نمی‌تواند؟ در پاسخ باید گفت اگر چه میان « لاضرر (( که از نظر دین مبین اسلام‌، هرگونه وارد کردن ضرر به دیگران مورد نکوهش و نهی قرار گرفته‌، و مفاد قاعدة 651)) عسر و حرج‌» که هرگونه حرج و سختی از آدمی را نفی می‌کند، تعارض و تزاحمی مشاهده می‌شود، اما با عنایت به دلایل معتبر نقلی‌، به ویژه آیة ٣٢ مائده که پیشتر آمد، روایات معصومین علیهم السلام و نیز عقل سلیم که نجات جاپا آدس را مهم می‌داند، در وجة اخیر قاعدة نفی عسر و حرج بر لاضرر مقدم بوده و در صورتی که امدادرسانی و نجات فقط در صورت اضرار به غیر میسر است‌، به ناچار باید مرتکب ضرر شد، البته این ایجاد ضرر باید اصولی و منطقی باشد و از هرگونه افراط‌گری حذر شود. ٤: تزاحم میان نجات مصدوم و احتمال خطر برای امدادگر با توجه به اینکه امدادگران‌، اولین کسانی هستند که برای نجات جان مصدومان در محل حاضر می‌شوند، گاه پیش می‌آید که به واسطه مواردی چون زلزله‌، سیل و... امدادگران در بررسی نقطة حادثه‌دیده‌، احتمال می‌دهند که خود آنها نیز در صورت اقدام به کمک به مصدومان‌، دچار حادثه شوند و یا در معرض مرگ قرار گیرند. حقیقتآ باید گفت که این مسئله از موارد دشوار تزاحم ملاک‌ها است‌، از سویی امدادرسان در حال مشاهده جان باختن انسانی است و از طرفی دیگر به خطر انداختن جان خودش نیز شرعاً جایز نیست‌. در استفتائی که از محضر مقام معظم رهبری شده ایشان به نحو ذیل مرقوم فرموده‌اند: اگر خلاف مقررات یا دستور مسئولین مربوطه نباشد بر فرض اطمینان به توانایی بر نجات مصدوم‌، اقدام واجب است‌. ضمان امدادگران ضامن بودن امدادگری که اقدام به نجات مصدومان می‌نماید از مسائل مهم و مبتلا به محسوب می‌شود. ضمان قهری در اسلام یعنی اگر شخصی‌، از روی عمد و آگاهی مرتکب کاری شود که مال یا جان دیگری آسیب ببیند و در اصطلاح فقهی‌، موجب اتلاف غیر شود، مرتکب (‌مباشرا یا مسببا) متلف و ضامن است‌، یعنی درواقع‌، حکم اتلاف مال دیگری از جهت تکلیفی‌، حرام و از جهت وضعی ضمان است (‌٢٩) و از منظر قانون مسئولیت مدنی نیز هرکسی بدون مجوز قانونی‌، عمدا یا در نتیجه بی‌احتیاطی به جان یا سلامتی و مال افراد لطمه‌ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود، دادگاه پس از رسیدگی و ثبوت امر، او را محکوم به جبران خسارت می‌کند (‌مصوب ١٣٣٩، مواد ١٢و)‌. اما مواقعی پیش می‌آید که امدادگری در حال انجام کمک به مصدومان است و در ضمن این اقدام‌، از ناحیه او به مصدوم و یا مال او آسیبی وارد می‌شود، پرسش این است که آیا امدادگر ضامن است یا خیر؟ برای پاسخ به موارد زیر اشاره می‌شود:

ا: امدادرسانی در ضمن افراط بدون شک چنانچه فرد امدادگر، خارج از چارچوب عقلایی و شرعی در کمک‌رسانی زیاده‌روی کند و آسیب رارده در نتیجه اقدام مستم ار باشد، از باب قاعدة اتلاف‌، مستنبط از عبارت اتلف مال الغیر فهو ضامن‌» (‌٥) و ماد٥‌٦١٣ و٤ ٦١ قانون مدنی مسئول جبران خسارت است و احدی در این مورد خدشه‌ای نمی‌کند. الف‌: دانش و قخصص لازم برای امدادرسانی طبیعی است که در صورت بروز هر گونه حادثه و بلای غیر ارادی‌، کسی که به کمک مصدومان س‌شتابد و به ریژه امدادگران جمعیت هلال احمر، حتما باید تخصن ق آموزش‌های لازم را از قبل داشته باشند، زیرا هرگونه ضرری که به علت نبود تخصص‌، متوجه فرد آسیب‌دیده شود (‌به خصوص جانی‌، مانند قطع یا نقص عضو و...)‌، از باب اتلاف و افراط‌، مستقلا و مستقیمآ ناشی از فعل امدادگر و موجب ضمان است که با توجه به نوع خسارت‌، مجازات انشاء می‌شود و لزوم دارا بودن تخصص و ضامن بودن چنین امدادگری از ادلة زیر فهمیده می‌شود . ادلة اثبات لزوم مهارت ١ - قرآن آیه اول‌: «‌هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون‌» (‌زمر، ٩) آیا آنان که می‌دانند با آنان که نمی‌دانند مساری‌اند؟ فهم از آیه این نکته است که ضمان مخصوص امدادگری است که بدون مهارت اقدام کرده و عدم ضمان برای فردی است که با علم به همه مراتب کمک‌رسانی‌، عملیات امداد و نجات را انجام می‌دهد و یقیناً این در در صورت اتلات‌، به لحاظ کیفری با هم مساوی نیستند. آیه دوم‌: «‌قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیط علیس‌» (‌یوسف‌، ٥٥) (‌حضرت یوسف‌ع به پروردگار) گفت مرا بر منابع در آمد این سرزمین بگمار که من هم نگهدارنده هستم (‌امانتدار) و هم دانای کار. نکته‌: از بدیهیات امور زندگی این است که باید در هر امری دانش آن کار را داشته باثثبم‌. گاهی مواقع ملاحظه می شود برخی از افراد امور را به دو بخش‌«‌تخصصی‌» و «‌غیرتخصصی‌» تقسیم می‌کنند. اما حقیقت این است که اسلام این نوع تقسیم را صحیح نمی‌داند و هر کاری را نیازمند شناخت و معرفت می‌داند. ٢- سنت روایت اول‌: قال علی‌(‌ع‌)‌: یا کمیل ما من جرگه الاوانت محتاج فیها الی معرفة‌:‌( ا) امام علی‌(‌ع‌) فرمود: ای کمیل هیچ حرکتی نیست مگر آنکه تو درباره آن به شناخت و معرفت نیازمندی‌. روایت دوم‌: قال الجواد(‌ع‌)‌: من انقاد الی الطمانینة قبل الخبرة عرض نفسه للهلکة و العاقبة المتعبة‌: (‌همان‌)‌. امام جواد (‌ع‌) فرمود: هر کس در اقدام به کاری که برایش ناشناخته است‌، قبل از شناخت تن به اطمینان دهد، جان خود را در معرض هلاکت و عاقبت دردناک قرار داده است‌. ٣ - دلیل عقل‌: یکی از ادلة مشهور استنباط احکام و قوانین‌، حکم عقل است‌. در بحث اخیر، به حکم عقل‌، کسی که بدون تخصص‌، امدادگری می‌کند و مصدوم را در وضعیت خطرناکی قرار می‌دهد، مسئول و ضامن خسارات وارده است‌. ب‌: یک اصل مهم حقوقی اگر کسی بدون داشتن مهارت لازم‌، کاری را انجام دهد، از نظر اسلام (‌قاعدة لاضرر و اتلاف‌) در قبال حوادثی که به وجود می‌آورد ضامن است‌، حتی اگر هیچ قصد سوء و تعمّدی در میان نباشد و حتی اگر هیچ خطایی در کار مرتکب نشود. اگر با اقدام شخص ناوارد و غیرمتخصص فرد یا افرادی بمیرند، جرمی که اتفاق افتاده در صورت غیر عمد 4.:..3)) عمد» تلقی می‌شود. و اگر همان اتفاق در اثر اقدام یک متخصص رخ دهد «‌خطای ((e محسوب می‌شود. اگر یک پزشک با سلب مسئولیت از خطر احتمالی‌، عمل جراس یا هر طبابت دیگر را انجام دهد و بیمار بمیرد، هیچ ضمانی ندارد. و اگر یک فرد ناآگاه از دانش پزشکی‌، با سلب مسئولیت از خطر احتمالی‌، عمل جراحی یا هر طبابت را انجام دهد و بیمار بمیرد، ار ضامن است‌. ب‌: امدادرسانی بدون افراط چنانچه فرد امدادگر، خارج از چارچوب عقلایی و شرعی‌، در کمک‌رسانی زیاده روی ننماید و آسیب وارده در نتیجه اقدام مستقیم او نباشد ضامن نیست و این عدم ضمانت از ادلة زیر فهمیده می‌شود. ١ - قاعدة فقهی احسان احسان‌، مصدر باب افعال از ریشة «‌حسن‌» و در لغت به معای نمکولااری است ( ه٣) و در فهه و حقوق‌، به عمل عمومی یا ویژه برای مساعدت به غیر به قصد تبرع را احسان گویند ( ا٣)‌.

مقصود از این قاعده این است که‌، هرگاه شخصی با نیت خدمت و نیکوکاری به دیگران‌، موجب وارد شدن خسارت به آنان شود، اقدامش مسئولیت‌آور نیست و شخص محسن‌، ضامن شناخته نمی‌شود. بدون شک‌، نجات جان مصدوم یا مصدومان در حوادث جاده‌ای نمونة بارز احسان و نیکوکاری در حق مصدومان است و در محسن بودن و نیک بودن کار نجاتگران در حین عملیات امداد و نجات شبهه‌ای وجود ندارد (‌٢٣)‌. علاوه بر سخن فقها در این باب ، مهم‌ترین دلیل عدم ضمان امدادگران با توجه به انجام کار در سایة منطوا و قانونا آیات قرآن کریم است که به شرح زیر است‌: الف‌) فراز آخر آیه ٩١ سوره توبه که خداوند فرموده‌: «‌ما علی المحسنین من (( بر نیکوکاران مواخذه‌ای نیست‌. این آیه راهنمای بسیار خوبی است که می‌فرماید، امدادگر چون با نیت خدمت و نجات انساباها اقدام می کند، چنانچه با حفظ موازین قانونی و الزامات سازمانی انجام وظیفه کند، در صورت عدم تعدی و تفریط‌، ضامن نیست و نباید مواخذه شود. زیرا مواخذة او، در واقع حرجی است که با عنایت به ابتدای همین آیه‌، نفی شده ا ست‌. ب‌) آیه « هل جزاء الاحسان الا الاحسان (((ا (‌الرحمن ٦٠) آیا پاداش نیکی‌، جز نیکی کرن متقابل است‌؟ با تاملی کوتاه در این آیه و ایجاد ارتباط با بحث امداد و نجات‌، به وضوح در می‌یابیم که امدادگر با نیت خیر و نیکی کردن به همنوعش‌، اقدام به نجات او می‌کند و بی‌انصافی به نظر می‌آید که با وجود دقت او در امر امداد، اکنون که آسیبی آن هم نه از روی تعمد که به شکل سهوی به وجود آمده است او را مواخذه کنند. لذا به حکم این آیه‌، پاداش احسان‌، احسان متقابل است و در این بحث‌، عدم ضمان امدادگر، حقیقتا مصداق احسان متقابل .;...ر..1 ٢- عدم تساوی نیکوکار و بدکار در نامة امام علی (‌ع‌) به مالک اشتر حکومت امام علی (‌ع‌) نمونة یک حکومت سراسر عدل و راستی است و نامة آن حضرت به مالک اشتر یک منشور کامل در امر زمامداری جامعه است‌. در قسمتی از این نامه امیر المومنین (‌ع‌) چنین فرموده‌اند: «‌و لا یکونن المحسن و المسی ء عندک بمنزله سواء‌، فابا فی ذلک ش‌هیدا لاهل الاحسانا فی الاحسال و تدریبا لاهل الاسائه علی الاسائه‌، رالزم کلا منهم ما الزم نفسه‌» (‌٣٣ و ٤٣) «‌هرگز انسان نیکوکار و انسان بدکار در نزد تو مساوی نباشند، زیرا این کار ناشایست مردم نیکوکار را در کار نیکو تحقیر و مردم بدکار را به بدی عادت می‌دهد، وظیفه تو اینست که هر یک از آنها را برمبنای آنچه که خود را ملزم ساخته است الزام کنی‌»‌. این دستور در حقیقت از یک قانون فوق‌العاده با اهمیت سرچشمه می‌گیرد که عبارت است از عدم تساوی علم و جهل‌، نیک و بد، خیرخواهی‌، تعقل وحماقت‌، هشیاری و کودنی‌، خوش‌نیتی و بدنیتی‌، تقوی و لاابالی‌گری‌، تقید به نظم و بی‌نظمی‌، ذهن نوآور و مفید و ذهن راکد، عدالت وظلم و.....(‌٥٣) پس بنا به دستور ایشان‌، عدم ضمان امدادگری که در انجام وظیفه نهایت تلاش را می‌کند یقینی است‌. ٣ - دلیل عقل‌: یکی از ادلة مشهور استنباط احکام و قوانین‌، حکم عقل است‌. در بحث اخیر، به حکم عقل‌، کسی که بدون تخصص‌، امدادگری می‌کند و مصدوم را در وضعیت خطرناکی قرار می‌دهد، مسئول است و ضامن خسارات وارده و در طرف مقابل‌، اگر در کارش ماهر باشد و با وجود این‌، به مصدوم آسیبی برسد، مشمول ضمان نیست‌، زیرا اگر برای چنین فردی هم ضمان را حکم کنیم‌، موجب اختلال نظام .;....1‌به تعبیر دیگر، سنگ رری سنگ بند نمی‌شود و امدادگران برای احتمال ضمان‌، از امدادرسانی منصرف می‌شوند و اساس کمک به انسان‌های گرفتار زیر سوال می‌رود. پس به حکم عقل‌، برای فرد ماهر، ضمانی وجود ندارد. امداد و نجات وظیفه حکومت اسلامی یکی از مباحث مرتبط با امداد و نجات که از جهتی جزء مسائل مستحدثه این باب شمرده می‌شود آن است که آیا با توجه به دنمای امروز و نوع حکومت‌ها و نقش مردم‌، آیا امداد و نجات یک مقولة حکومتی و از وظایف دولت‌هاست و یا به نوعی وظیفه هر انسانی است که در این گونه موارد اقدام کند؟ با مراجعه به اطلاق و عموم ادلة نقلی و عقلی‌، به خصوص قواعد فقهیه که پیشتر عنوان شد در مرتبه نخست چنین به نظر می‌رسد که امداد و نجات یک وظیفه همگانی و از نوع واجب کفایی است‌، اما با تتبع بیشتر و با توجه به دلایل ذیل‌، در عصر حاضر چنین استنباطی کامل به نظر نمی‌رسد و در حقیقت اطلاق ادله‌، انصراف به جایی دارد که جوامع فاقد نظم اجتماعی و حکومتی بوده‌اند نه در شرایط کنونی دنیا که همه کشورها دارای دولت و ساختار قانونی هستند و البته در باب حکومت دینی‌، این مساله مبتنی بر نوع نگاه و فهم ما از ادلة حکومت دینی است که در ادامه اشاره می‌شود: ا- اگر بپذیریم که تشکیل حکومت در عصر غیبت و در زمان حاضر، خواست شارع دین است و وظیفه همگان تشکیل حکومت دینی است در این صورت چون اصل وجود حکومت دینی را پذیرفته‌ایم‌، پس به حکم عقل و طبق قاعدة «‌اخذ به شی اخذ به لوازم آن هم هست‌» باید قبول کرد که حکومت پس از استقرار باید در حفظ جامعه و مردم از هر حیث تلاش کند و با این استدلال باید گفت که امداد و نجات و تشکیل سازمان‌های امدادی و لزوم ایعاد مهارت‌های لازم امدادی از وظایت حتمی حکومت اسلامی است و در این خصوص دولت اسلامی باید برای امداد و نجات مردم در شرایط بحرانی و ناگهانی‌، به جعل قانون و امور تشویقی و تنبیهی خاص مبادرت ورزد. ٢- اگر نپذیریم که در زمان حاضر و دوران غیبت‌، تشکیل حکومت دینی وظیفه فقها نیست‌، در این صورت امداد و نجات کاملا در حوزه شخصی افراد قرار گرفته و هر کسی با توجه به احکام تکلیفی خمسه می‌تواند اقدام نماید. ذکر فتاوای مشهور در باب امداد و نجات چنانچه امدادگراا هلال‌احمر به هنگام نجات مصدومان بلایای طبیعی یا سوانح رانندگی‌، ناچار شوند بدن نامحرم را لمس یا نگاه کنند، چه حکمی دارد؟ تا چه حد مجازند؟ مقام معظم رهبری‌: اگر برای نجات جان مصدوم ناچار باشند، در حد نیاز اشکال ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی‌: به مقدار ضرورت اشکال بدا رد . اگر امدادگران هلال‌احمر به هنگام کمک‌رسانی به حادثه‌دیدگان‌، بدون سهل‌انگاری ضرری وارد کنند چه کسی باید جبران خسارت کند؟ خود امدادگر یا بیت‌المال‌؟ مقام معظم رهبری‌: در هر حال ضامن هستد مگر آنکه بتوانند قبلا از مصدوم برائت حاصل کنند. ایت‌الله مکارم شیرازی‌: در صورتی که برای نجات مصدومان ضرورتی برای رساندن ان ضرر نباشد بیت‌المال باید بپردازد. اگر نجات مصدوم منوط به تصرف در مال دیگران باشد و یا ناچار به ایجاد ضرر به او شود تا بتواند نجاتبثن دهل‌، مثلا شیشه ماشین را بشکند. چه حکمی دارد؟ تا چه حد جایز است‌؟ آیا مشمول ضمان می‌شود؟ اگر ضمان دارد چه کسی باید جبران کند ؟ مقام معظم رهبری‌: هر چند نجات جان مصدوم واجب است اما ضررهای وارده باید جبران شود. ایت‌الله مکارم شیرازی‌: به مقدار ضرورت برای نجات مصدوم جایز است و خسارت را باید بیت‌المال بپردازد. اگر امدادگر نتواند به نجات دو نفر در یک زمان بپردازد و یکی مثلا عالم فرهیخته باشد و دیگری انسانی معمولی‌، چنانچه با توجه به قاعدة تزاحم‌، عالم را نجات دهد، ا.یا با اصل برابری و حقوق بشر منافات ندارد؟ اگر انسان معمولی را ابتدا نجات دهد و فرصت نجات عالم پیش نیاید و فوت کند ایا عقوبت دنیوی و اخروی دارد؟

مقام معظم رهبری‌: اشکال ندارد. آیت‌الله مکارم شیرازی‌: بین آنها مخیر است و در مقام تخییر می‌تواند انسان معمولی را انتخاب کند و در هر حال عقوبت دنیوی و اخروی ندارد. ؛‌فته‌ها ا) امداد و نجات مصدومان بلایای طبیعی‌، سوانح مختلف از منظر اسلام‌، از مصادیوا بارز خدمت به همنوعان و به لحاظ تکلیفی‌، واجب کفایی است‌. آ) آگاهی از نعو٥ کمک‌رسانی و یاد*‌ی مهارت‌های لازم در امر امدادرسانی‌، واجب است و هرگونه تخطی از این مسئله‌، موجب ضمانا و مواخذه است‌. ٣) عدم مواخذه و مجازات امدادگر، فقط در صورتی است که او در راه کمک‌رسانی‌، تمام جوانب قانونی و عقلایی را مد نظر داده باشد. (v در امر امدادرسانی‌، چنانچه تزاحمی اتفاق افتاد، در صورت تساوی دو حالت‌، امدادگر در تشخیص مصدوم مخیر است‌، اما چنانچه ترجیحی میان مصدومان باشد، با تقدیم اهم بر مهم‌، فرد اولویت‌دار کمک می‌شود. ٥) امداد و نجات مصدومان‌، طبق موازین شرعی باید صورت پذیرد و از هرگونه افراط و تفریط خودداری گردد، زیرا با عنایت به قاعدة لاضرر و نفی عسر و حرج‌، آسیب زدن به مصدوم ولو اندک‌، از مصادیق اتلاف و جرم است‌. ٦) امداد و نجات‌، احسان به همنوع است و یقینا امدادگران نزد پروردگار، مشمول رحمت الهی هستند.

٧) امدادگران‌، همانا گونه که باید تمام دقت خود را برای نجات مصدومان به کار بندند، باید مراقب خود هم باثثبند که متحمل خسارت‌، خصوصاً جانی نشوند، زیرا حفظ نفس راجب موید‌ ٨) در بررسی‌ها این مطلب به دست آمد که در متون فقهی برای امدادگری که در انجام رظیفه کوتاهی نکرده است‌، ولی مصدوم متحمل خسارت شده‌، بر او حرجی نیست‌، «‌سورة توبه‌، آیه ٩»‌، لکن عقیده برخی از فقها در هر صورت ضمان است‌، حال چه خود امدادگر و چه بیت‌المال‌، اما در متون حقوقی‌، صراحتی در این خصوص وجود ندارد. البته در این منابع‌، از راه اتلاف غیر، ضمان را ثابت کرده‌اند، اما اینکه این اتلاف اگر از ناحیه امدادگر بدون تعدی بوده است‌، چه حکمی دارد، به صراحت مشخص نشده است‌.

نتیجه‌گیری اسلام همواره به یاری‌رسانی به بشریت به خصوص مظلومان و گرفتاران سفارش کرده است‌. از این‌رو، امدادرسانی به کسانی که در حوادث مختلف‌، دچار رنج و مشقت شده‌اند باید سر لوحة آدمیان باشد، زیرا از نکات بارز اخلاقی‌، توجه به امور یکدیگر است‌. فقه و احکام اسلام به مقولة امداد و نجات‌، توجه عمیقی دارد، گرچه گاهی موانع و مشکلاتی بر سر راه کمک به گرفتاران وجود دارد، اما همان گونه که در خلال مباحث بیان شد، شریعت اسلام‌، با ارائه راهکارهای منطقی و عقلایی در قالب قواعد فقهیه‌، به حل این چالش‌ها پرداخته است‌. مهم‌ترین چالش امدادگران‌، بحث ثواب و عقاب است که موارد به روشنی ذکر شد، امید است این نوشتار بتواند در خصوص حل برخی دغدغه‌ها مفید واقع شود.

مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015