مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶

آیین تدفین اسب در میان اقوام سکایی مطالعه‌ی موردی گورستان خرم‌آباد مشگین‌شهر

راهنمای دانلود
  • جهت دانلود هر یک از فایل ها، بر روی لینک مورد نظر کلیک نموده و پس از انتخاب محل ذخیره تا اتمام فرآیند دانلود صبر کنید.
  • به منظور دانلود فایل های حجیم توصیه می شود از یک نرم افزار Download Manager استفاده گردد.
  • برای خارج نمودن فایل ها از حالت فشرده ( rar یا zip ) از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.
  • فایل های فشرده چند بخشی را بصورت کامل دانلود و در یک پوشه قرار دهید و با رایت کلیک بر روی یکی از آن ها گزینه Extract را انتخاب نمایید.
  • برای مشاهده فایل های ایمیج ( ISO, IMG… ) از یکی از نرم افزار های Rufus ، PowerISO و یا UltraISO استفاده نمایید.
  • کلمه عبور ( در صورت نیاز ) عبارت www.datasara.com می باشد؛ دقت کنید که تمامی حروف می بایست بصورت کوچک تایپ شود.
  • مشاهده خطای CRC هنگام خارج کردن فایل های فشرده با وجود تایپ صحیح کلمه عبور، بدین معنی است که فایل مورد نظر به درستی دریافت نشده و می بایست مجدداً دانلود شود.
  • در صورت مشاهده لینک های معیوب لطفاً موضوع را با ما در میان بگذارید.

مشخصات

مشخصات

توسط: رضا رضالو؛ یحیی آیرملو تعداد صفحات: 32 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ منبع: دیتاسرا

خرید محصول

خرید محصول

عنوان: آیین تدفین اسب در میان اقوام سکایی مطالعه‌ی موردی گورستان خرم‌آباد مشگین‌شهر حجم: 974.69 کیلوبایت فرمت فایل: pdf قیمت: 1200 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

نمای مطلب

آیین تدفین اسب در میان اقوام سکایی مطالعه‌ی موردی گورستان خرم‌آباد مشگین‌شهر
مقاله 5، دوره 6، شماره 3 (ویژه‌نامه)، پاییز و زمستان 1393، صفحه 113-144
رضا رضالو؛ یحیی آیرملو
مقدمه رفتار با جنازهی فرد متوفی، آیینهای مرتبط با مرگ و نیز مراسم تدفین و سوگواری مردگان، از مهمترین نمود باورهای دینی یک اجتماع مفروض استه چگونگی گذر روح از این جهان خاص به عالم غیب یکی از اساسیترین دغدغههای مردمان جهان باستان بوده و امررز نیز برای بسیاری چنین استه آیینهای مربوط به دفن مردگانا از مرموزترین و درعینحال از شگفتانگیزترین رفتارهای جوامع باستان است. جوامع مختلف در طی هزارهها هریک به روشی خاص مردگان خود را به سوی دنیای ناشناختهی مرگ بدرقه میکردند. اگر به این رفتارها توجه موشکافانهای اعمال شود مشخص سگردد که اینها در میانا مردماله مختلف دلایل متفارتی میتوانسته داشته باشده شاید برخی به دلیل ترس از این دنیای ناشناخته دست به این کار میزدند و برخی دیگر به خاطر احترام به شخص ازدنیارفته چنین اعمالی را انجام میدادنده عدهای با این کار در نظر خویش، زندگی بهتری را برای مردهی خود در دنیای پس از مرگ رقم میزدند و برخی دیگر با این اعمال، مرده را برای رویارویی با عوامل ناشناخته آماده میساختند این رفتارها هرچه بودند در ارتباط با افکار جوامع باستان بوده و شناخت آنها کار بسیار دشوار و در موارد بسیاری غیرممکن است. گاهی در کاوشهای با ستانشناختی به نمونههایی از این رفتارهای نامتعارف برمیخوریم که مایهی حیرت همگان است؛ بهگونهای که تجسم برخی از این رفتارها برایمان غیرقابل باور و تعجببرانگیز است. اقوام سکایی جوامع کوچرویی بودند که اعمال مرتبط با تدفین را بهگونهای باشکوه انجام میدادند. نکتهی جالب توجه در مورد تدفینهای نوع سکایی و اعمال تدفینی آنها این است که در سراسر جغرافیای نفوذ این اقوام اگر تدفینی از آنها یافت شود، بیشک تدفینهایی
مشابه با سایر محوطههای سکایی در آنجا دیده خواهد شد؛ بهعبارت دیگر در سراسر پهنهی سکایی، اغلب شاهد یک نوع رفتار تدفینی شاخص هستیم که فقط در برخی موارد جزئی باهم تفاوت دارند. یکی از مشخصات بارز تدفینهای نوع سکایی، حضور اسب بهعنوان قربانی در کنار مرده بوده استه در بسیاری از قبور سکایی این حیوان حضور دارد. در برخی محوطهها تعداد آنها کم بوده ولی در مواردی تعداد اسبهای قربانیشده باعث حیرت باستانشناسان است. سکاها نسبت به گورهای نیاکانشال حساسیت بسیاری داشتند و به مراقبت آنها سخت اهتمام میورزیدند. چنین بهنظر میرسد که این امر نشان از نوعی پرستش ارواح نیاکان در میان ایشانا باشده آناها برای پادشاهان، جنگاررانا بزرگ خویش گورهای بزرگ و باشکوهی تهیه سکردند که نمونههای متعددی از آل در جنوب ررسیه، ناحیهی تورا، شمال مغولستابا، ناحیهی آلتایی و سیبری، شمال قفقاز، شمال دریای سیاه، جنوب اکراین توسط باستانشناسان کشف و حفاری شده است. در طی کاوش گورستانی به نام خرمآباد در مشگینشهر استان اردبیل، یکی از اولین نمونهی تدفینهای سکایی غرب آسیا بهدست آمد که تدفینهای آن مانند سایر گورستاناهای سکایی آسیای مرکزی و شمال قفقاز، شکوهی خارقالعاده را نشان میدهد. اینها یکی از منحصربهفردترین تدفینهای نوع سکایی کل غرب آسیا بهشمار رفته و در مطالعات سکاشناسی اهمیت بهسزایی دارنده در این مقاله سعی خواهیم کرد براساس نتایج این کاوش علمی، گوشهای از دنیای تاریک اقوام سکایی را در شمال غرب ایران روشن سازیم. در اینجا از پرداختن به مکررات تاریخی خودداری کرده و صرفاً براساس آثار تدفینی بهدست آمده از سکاها در سرتاسر پهنهی سکایی، به تشریح تدفینهای سکایی گورستان مورد کاوش خود دست خواهیم زده بهخاطر اینکه بارزترین ویژگی تدفینهای سکایی، مربوط به اسب است در اینجا قبل از ورود به بحث اصلی راجع به این حیوان کمی بیشتر صحبت خواهیم کرد. اهمیت اسب در میان اقوام کهن اسب در میان اقوام ایرانی اهمیت زیادی داشته، بهنحوی که موجودی اساطیری و موهبتی آسمانی بهشمار میرفته و در طول تاریخ، نقش مهمی در هنر و فرهنگ جوامع مختلف داشته است. یکی از مهمترین حیوانات نمادین در اساطیر بشری که در فرهنگهای مختلف
بهعنوان جانور توتمی و صاحب خویشکاریهای اساطیری خاص خود شده، اسب است. در افسانههای هند و اروپایی از این حیوان بهعنوان نژاد ویژهی ایزدان آفتاب، ماه و باد سخن رفته و اشاره شده که در برابر برخی ایزدان فقط اسب را قربانی میکردهاند درواسپ پشت بند برخی عنوان کردهاند که شاید هند و اروپاییان از نخستین اقوامی بودند که به اهلیکردن این حیوان دست زدند، حیوانی که یونانیان آفرینش آبا را به نپتولا (ایزد دریاها و اقیانوسها) نسبت دادهاند اسب در هنر تدفینی، نماد مرگ است و روان متوفی را با خود میبرده در مراسم تدفینی کهن، اسب جز داراییهای باارزش متوفی بهشمار میآمد و با او دفن میشد. گاهگاه در هنر تدفینی مسیحیان دورانهای کهن در دهلیزهای رم اسب یافت میشود که بهعنوان هادی روح به جهان دیگر نشان داده میشود 1384 پیش از تاریخ مجسمههای این حیوان را در قبور مردگان میگذاشتند و تصور میکردند که در جهان بعدی به کار مرده میآیده سکاها و تمام مللی که با آنها قرابت داشتند مردگان خود را با اسب به خاک میسپردند. ساکنان لرستان به جای اسب، نشانهای از آن یعنی لگام اسب را از برنز میساختند و در زیر سر مرده قرار میدادند، با این کار ورود روح آنان را به دنیای دیگر مهیا میکردند و دیگر احتیاجی به تدفین اسب نبود گاهی اسب شخص متوفی را قربانی میکردند تا روحش، روح صاحبش را راهنمایی کند. قربانی اسب برای صاحب درگذشته بهحدی رایج بوده که بهعنوان یکی از عوامل شناسایی تمدناهای اقلیهی اقوام هند ق اررپایی بهحساب سآید قربانیکردبا اسب، خاصه اسب سفید، در میان شاهان پیشدادی رایج بوده است چنان که در متون کهن آمده است که هوشنگ پیشدادی صد اسب و هزار گاو و دههزار گوسپند بر روی تخت زرین با کف دست قربانی کرد و به این طریق فرهی کیانی را بهدست آورد و دیرزمانی بر هفت کشور پادشاهی کرد لرقلیزاده، /ر4ا5ی2:1387 قربانی کردن اسب در اساطیر و قصههای عامیانه مراسم دینی ژاپنیها نیز مرسوم بوده است چنان که اسب را به معبد خدایان تقدیم میکردنده اسب سیاه برای تقاضای باران از خدا و اسب سفید برای هوای خوب قربانی میشده بعدها تصویر این حیوان را بر روی چوب بهجای خود او بهکار میبردند. اسبان مقدس سفید را در اصطبل بعضی از معابد شینویی نگهداری میکردند در آیینهای باستانی ارمنیانا،
قربانیکردن اسب برای رود فرات رایج بود انداختن اسبان زنده با عنوان قربانی، در میان مردم تروا نیز رواج داشت. در اساطیر نروژ هم، اسب همراه با صاحبش به خاک سپرده یا سوزانده میشد و اعتقاد بر این بود که بدین طریق صاحب خود را از دالان دوزخ عبور میدهد. مارکوپولو هنگامی که از تشریفات خاکسپاری تاتارها یاد میکند، پس از بیان قربانیهای انسانی فراوان، میگوید: مغولان نسبت به اسبان خود نیز همین عمل را انجام میدهند؛ یعنی بهترین اسبهای خود را میکشند و معتقدند که در جهان دیگر به کار سواری متوفی، خواهد آمد لرمارکوپولو، در روایات حماسی و اساطیری و همچنین متون کهن، هرجا سخن از قهرمانان و نیز قربانی برای ایزدان به میان آمده، اسب پرکاربردترین نمادینهی جانوری است که به آن برخورد میکنیمه برخی از پژوهشگران تاریخ اعتقاد دارند در بدویترین لایههای اساطیر، خدایان قبل از اینکه نقش انسانی به خود بگیرند، معمولا به شکل حوانا تجسم سیافتند و در نظرشانا حیوانات بهمراتب از انسان اسرارآمیزتر میآمدند (شاله، در این زمینه، ارزش آیینی و اساطیری اسب تا آنجاست که حتی ایزدان هم میتوانند به ریخت آن درآیند٠ بهرام «ورثرغنه)، ایزد پیروزی، در چندین صورت نمایان میشود که یکی از آنها «پیکر اسبی زیبا و سپید با گوشهای زرین و لگام زرنشان» است و تیشتر، ایزد نیک ابرهای بارانزا، نیز بسان اسبی سپید با گوشهای زرین مجسم میشده است در آخر باید اشاره کنیم که این حیوان جایگاه مهمی در ادبیات ایرانی بهخصوص، در شاهنامهی فردوسی برای خود باز کرده است. در این اثار پیوستگی وجودی اسب و پهلوان تا انجاست که رستم و رخش را در یک گور قرار میدهند که این میتواند نمادی از وحدت جسم قهرمان و اسبش باشد، رسمی که آبا را متعلق به جنگاررانا سکایی دانستهاند این اسب نمادین نه فقط همدم، همراز و مکمل شخصیت اساطیری پهلوان است، بلکه بخشی از وجود اوست که در موجودی بیرونی بازتاب یافته است انچنان که وقتی پهلوان میمیرد، سوگوار وی که دیگر از سخن گقن با او ناتوان است با اسب قهرمان به راز مینشمل؛ انطور ه پمن از مرگ سهراب، تهمینه سر اسب فرزند جگرگوشهاش را به آغوش میکشد و
با او نجوا میکند رخش بارزترین اسب نمادین شاهنامه و یکی از برجستهترین نمونههای جهانی در این باره استه تا آنجا که برخی پژوهشگران غربی با عناوینی چون «اسب و «اسب جادویی» از آلا یاد کردهاند.
تدفینهای سکایی و اهمیت اسب در این تدفینها
سکاها یکی از مهمترین اقوامی بودند که در هزارهی اول ق.م در طی حرکت گروهی خود به سوی غرب، بخبثنهای رسیعی از ا)سیای مرکزی، شمال قفقاز، شمال دریای سیاه، جنوب قفقاز، شمالغرب ایران، اناطولی، شمال بینالنهرین، حوالی مصر و بخشهای شرقی دریای
مدیترانه را در نوردیدند و برای مدت کوتاهی بر این بخشها استیلا یافتنده هرردرت در بخبثنهایی از گزارشهای خود بهخوبی این هجوم را توصیف کرده است نام این قوم در نزد ملل مختلف دارای تلفظهای متعددی داشت. در زبان فارسی باستان، ساکا در زبال یونانی اسکوسای، . در زبانا آشوری ایشکوزایف، در زبان چینی سای’ و در شد هندیابا چاکاف ثبت شده است سکاها در مهاجرت خود به سرزمینهای دیگر به سه شاخهی اصلی تقبسم شدند ) لاح[انللهلله (یر2000:140 سیر مهاجرت یک تیره از آنها به طرف غرب دریای کاسپین و کوههای اورال بود. این شاخهی سکایی که ایرانیابا آباها را سکاهای فراسوی دریا (دریای سیاه) سخواندند و در شد یونانیالا به اسکیثه شهرت یافتهاند همانهایی هستند که به گفتهی هرودوت به مدت بیستوهشت سال بر آسیای غربی حکومت راندند و در این مقاله نیز به تدفینهای باشکوه آباها اشاره خواهیم کرده درمین گرر٥، ماساژتها/ بردند که نیررمندشین قرم لمابسته به سکاها بردند .(آنها در آسیای مرکزی و ایران شرقی زندگی میکردند سومین گروه، سکاهایی
هستند که به داخل فلات ایران مهاجرت کردند که با طوایف ماد و پارس همسایه شده و سپس
با آنها درآمیختند
در این تدفینها، تدفین کنندگان قربانی اسب را برای فرد متوفی یک عمل لازم قلمداد کرده و بدون هیچ قید و شرطی به دفن تعداد زیادی اسب در کنار یا بر روی قبر بزرکزادهی سکایی اقدام کردهاند.
در قلمرو شرقی سکاها، یکی از بهترین نمونهی تدفینها در جنوب سیبری در کوهستان آلتای در محلی به نام پازیریک بهدست آمده است. از مجموع پنج مقبرهی کشف شده از سوی رودنکو باستانشناس روسی سیوچهار اسکلت اسب و مقداری لوازم مربوط به زین و برک اسب بدست آمده است . بهصورت ساختمان سنگی با هفتاد اتاق پیرامونی بود. در اینجا حدود صدوشصت اسب به
همراه زین و یراق کامل دفن شده بود که به تاریخ قرن نهم یا هشتم تاریخ گذاری شدهاند در ناحیهی تووا همچنین در گورستان آمورلیکس گورهایی با اتاقهای زیرزمیثی چهارگوش با دیوارههای چوبی از سکاها بهدست امده است در مجاورت تووا در غرب مغولستان نیز کورگانهایی (گور تپه) متعلق به اقوام سکایی شناسایی شده که یکی از مهمترین آنها کورگان بیرام، است. قدمت آن به قرن 3 تا 5 ق.م میرسد. این تپه از چهار لایهی متمایز سنگی ساخته شده است که با خاک پوشانده شده که شالودهی ان را تیرهای چوبی تشکیل میدهد که بهصورت شعاعی از محیط دایره به سمت مرکز تعبیه شدهاند. کورگان وارنان“ واقع در جنوب اورال متشکل از سازهی مدرو سه پلهای بود که 5/7 متر ارتفاع داشته و قطر سطح فوقانی آن 1/6 متر بوده است در بزرگترین کورگان شیبه در ا-لتای تابوتی به همراه چهارده بهدست آمد .کی(R0dank01952:106) یکی دیگر از گورهای سکایی منطقهی آلتای از کاتاندا کشف شده استه سقف گور با تیرکهای کاج و جدارهی ان با پوست درختان غان پوشانده
در قلمرو غربی سکاها عمدهترین قبور سکایی در محل پیچ بزرگ رودخانه دنیپر کشف شدهانده با استناد به گفتههای هرردرت، پادشاهال سکایی در هر کجا از سرزمین سکایی که
درمیگذشتند به این محل انتقال یافته و به خاک سپرده میشدنده این محل همان سرزمین گرهی[ l است که هرودوت از آن یاد کرده است. گرهی هم اکنون در مرزهای سیاسی کشور اکراین واقع است، قلمرو گروهی از سکاها بهشمار میرفت که به نام سکاهای سلطنتی شناخته میشوند. در اینجا در یکی از تومولوسهای الیزا وتینسکایال“ دو ارابه که به هرکدام شش اسب در در ردیف متصل بود بهدست آمد یکی از مهمترین قبور سکایی شمال دریای سیاه گورتپه چرتوملیکدا مربوط به اواخر قرن 4 پ.م است که در اکراین قرار گرفته است. ارتفاع آن 19/5 متر و محیط آن 350 متر بوده در داخل آن چهار اتاق وجود داشته که در آناها ملکه و پادشاه به همراه در سرباز و یک نگهبالا دفن شده بودند (.و(1966;122 گور تپه معاصر با چرتوملیک، گور تپه سولوخا٩[ است. در اینجا بهجای اسب، گاو قربانی شده بود. در اتاقهای اطراف قبر اصلی، ارابههای تدفینی، زنگولههای مفرغی، اسبهای قربانی و خدمتکاران کشف شد در جنوب اکراین در گور تپه ملیتوپولدا جسد یک زن اشرافی به همراه یک خدمتکار و در حدود چهارهزار قطعه زیورآلات زرین و بقایایی از یک ارابه بهدست آمد.
دیگری از گور تپههای سلطنتی سکاها کورگانهای الکساندروپلآ“ است که در جنوب اکراین قرار دارند. حجرههای این قبور را تا عمق 12 متری زیرزمین میساختند. اینها تداعی کنندهی سبک
معماری بناهای میسن هستنده در یکی از این گور تپهها یک ارابه به همراه یک اسب و در راهرو یک خدمتکار به همراه چلارده اسب دفن شده برد در گررتپهای در نزدیکی روستای بالکی٥[ در اکراین بقایای دو ارابه، به همراه دو زن، دو مرد و اسکلت دوازده خدمتکار و یک اسب کشف گردید در ناحیه کوبان در تومولوس کاستروماسکایا در اطراف فضای مرکزی آرامگاه، زنان و کنیزان پادشاه دفن شده بودنده در پیرامون اتاق اصلی آرامگاه، اسکلت بیش از صد راس اسب کشف شد. در ناحیهی کوبان، گورتپهی اولسکی٥[ که قدیمیتر از همه بهنظر میرسد، دارای پانزده متر ارتفاع و دربردارندهی چهارصد اسب بوده اسبا در آرامگاههای سکایی نئاپولیسآ’ که
استرابون از آن بهعنوان دژ سلطنتی سکاها در کریمه یاد کرده است، در یک آرامگاه سنگی صدوهفتادودو اسکلت بهدست آمد که عمدتا مرد بودند. در کنار جسد پادشاه، چهار اسب به همراه صاحباناشابا قرار داده شده بود در شمال غرب ایرانا نیز در
گورتپهی زیویه براساس یافتههای گور میتوان حدس زد که پادشاه در یک تابوت دفن شده بوده است. به همراه شاه، ملکه، چند خدمتکار زن، چند سرباز، یازده راس اسب و یک ارابه نیز دفن شده بود
به روایت هرودوت سکاهای غربی برای خدایان خود همهگونه حیوان نثار میکردند که اسب در راس آنها بود لاقلیزادههرودوت در سفرنامهی خود (71 :4) آیین تدفین یک پادشاه سکایی را توصیف کرده است به بیان صحنهای میپردازد که خدمتکاران، اسبها و همخوابهای را بر فراز سر متوقی قربانی میکننده یافتههای باستانشناسی در جنوب روسیه این گزارش هرودوت را تآیید کرده است. دلیل قربانیکردن اسب نزد سکاها واضح استه اسب بهترین وسیله برای ره سپاری به جهان دیگر تلقی میشد؛ از این رو اسبهای متعددی به همراه مرده دفن میشدند به این انگیزه که او بتواند با بهرهگیری از تکتک ایشان به جهان اخروی برسده اما قربانیهای انسانی نیز به هنگام تدفین نزد سکاها دلایل آشکار خود را دارد و آن اینکه همسران یا غلامان و کنیزان و یا جنگجویان مورد علاقهی پادشاه، در جهان دیگر نیز همچون این جهابا در خدمت سررر و سالار خود باشند ملازمانا و مستخدمانی که برای پادشاه دفن میشدند نیز همانند مخدومان خود اراسته بودند و زیباترین
جامههای خود را دربر داشتند و از زیور و جواهر نیز بهرهمند بودند، هرچند برخلاف پادشاه که زینتآلاتش زرین بود، زیورهای ایشان از جنس مفرغ بود. در پیش ارابه حامل جسد شاه یا امیر، کسانی که میبایست به همراه او در گور او دفن شوند حرکت میکردنده تالبوت رایس
معتقد است که ایشان زندهبهگور میشدند، اسبها را با وارد کردن ضربهای به سرشان سکشتد، همگی آلاها آراسته با زین و یراقهای گرانبها بودهاند، سپس لاشههای آناها را به گونهای منظم، جفتجفت یا دایره رار در گور سگذاشتند (رایس، .ا(98-96 :1370 تا به ررزگار ما هنوز آسیها (مردم ساکن قفقاز که بازماندهی طوایف سکایی - سارماتی هستد) در آیین تدفین، رسمی را به جای میآورند که به دورانهای بس کهن بازمیگردد و یادمانی از قربانی کردن اسب بر سر مزار فرد در گذشته است و آن جایگزین کردن مراسم اسبدوانی و
نیز حضور اسب بر سر مزار متوفی به جای کشتن اوست. هدف این ایین ان است که متوفی بتواند در سرای پسین با سوار شدن بر اسب به جایگاه مقرر خود برسد. زمانی که جنازهی او را در گور مینهند اسبش را پیش میا.ورند و یکی از یاران او خطابهای ایراد میکند که در ا.ن به سخت و دشوار بودن سفری که در ان جهان دارد و موانعی که در این راه به انها بر میخورد اشاره میکند، سپس اسب را سهبار دور قبر طواف میدهند و برای انکه مرده بتواند در جهان دیگر اسب خود را بازشناسد، انتهای گوش حیوان را میبرند (یادآور بریدن گوش اشخاص در دوران گذشته به هنگام خاکسپاری پادشاه)، سپس یکی از حاضران در مراسم بر اسب زین مینهد و سخت میتازد تا ا-نجایی که اسب خیس عرق میشود
تدفینهای اسب گورستان خرمآباد مشگینشهر
گورستان خرمآباد مشگینشهر در استان اردبیل، صدوده کیلومتری شمال غرب شهر اردبیل و درهفتونیم کیلومتری غرب مشگینشهر قرار گرفته است. نام این محوطه از روستایی که در سیصد متری آن واقع شده گرفته شده است (تصویر ·(1 حفاری باستانشناختی در این گورستان با همکاری مدیریت محترم جهاد کشاورزی مشگینشهر و ادارهی میراث فرهنگی این شهر و همچنین سازمان میراث فرهنگی استان و با نظارت معاونت پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی در زمستان 1390 آغاز و به مدت پنج ماه انجام گرفت و در بهار 1391 خاتمه پذیرفته نتاچ این حفاری یکی از جالبترین دادههای باستانشناسی ایران، غرب آسیا و جنوب قفقاز بهشمار میرود و تاکنون هیچ کاوش علمی نظیر آن در این مناطق، گزارش نشده است. طی سالیان متمادی محققان سکاشناس، در پی آشکارشدن گزارشهای هرودوت در قرن نوزدهم، در جستوجوی نشانی دقیق از این اقوام در مناطق مذکور بودند؛ ولی به این امر نایل نشده بودنده با این کشف مهم، تصویر روشنی از توصیفات هرودوت راجع به مراسم تدفینی اقوام سکایی فراهم میشود، تدفینی که عظمت و شکوه بزرگان آنها را به نمایش میگذارد. شکوهی که در هنگام مرگشان به قیمت قربانیکردن چندین راس اسب و همچنین گرفتن جان چندین انسان تمام میشده کشفیات این حفاری، اطلاعاتی راجع به رفتارهای تدفینی نامتعارف و متکبرانهی
اقوام سکایی است که همان شاخصهای تدفینی قابل مشاهده در آسیای مرکزی و شمال قفقاز
در اینجا نیز صورت پذیرفته است.
اقوام سکایی در حین گذر از جنوب قفقاز بهسوی آناطولی و شمال بینالنهرین، مجبور بودند از گذرگاه بسیار خطرناکی عبور کنند که در آن قوای نیرومندی چون ماناها، اورارتوها و مادها بر سر دستیابی به این منطقه باهم در جنگ بودند. دشت اردبیل و مشگینشهر نزدیکترین و
سهلالوصولترین ناحیه برای رسیدن به این هدف بوده است؛ چون حوزه دریاچهی ارومیه بهواسطهی سه قدرت مذکور اشغال شده بوده در این حین بود که سکاها آثاری از خود را در این منطقه به جای گذاشتند. با اینکه هرودوت از تسلط بیستوهشت سالهی آنها سخن به میان آورده،
ولی مدارک کنونی برای روشنشدن این تاریخ صحیح بسیار اندک است. سایر منابع تاریخی، ازجمله منابع اشوری و بابلی نیز در این زمینه اطلاعات دقیقی در اختیار ما قرار نمیدهنده در
شمالغرب ایران، آناطولی، شمال بینالنهرین و حوالی مصر و دریای مدیترانه تاکنون آثار بسیار زیادی از انواع سکایی بهدست آمده است؛ ولی شواهدی از تدفینهای آنها از این مناطق گزارش نشده اس. بیشتر اشیایی که به آناها منببوب شده از بین لایههای محوطههای باستانی بهدس آمله و گورستانی که منحصرا به خود آنها تعلق داشته باشد از هیچ مکانی در مناطق مذکور بهدست نیامده است. از این حیث محوطهی خرمآباد مشگینشهر منحصربهفرد و تدفینهای بهدست آمده از آن نیز شگفتانگیز و مایهی حیرت است.
در این گورستان سه کورگان یا گورتپهی جدا از هم از این اقوام مورد کاوش قرار گرفت. با اینکه آناها از هم جدا بودند رلی مجموعهای به حساب سآیند که ایجاد آنها در ارتباط با یکدیگر بوده استه قبر اصلی (کورگان شمارهی (22 در مرکز دارای یک تدفین انسانی به همراه دو اسب بود و این شخص، همان بزرکزادهای است که بعد از مرگش چنین مراسمی برای وی تدارک گشته است؛ در دو طرف آن دو گورتپه (کورگانهای شمارهی 20 و (26 حاوی تدفینهای قربانی اسب و گاو بود. یکی از اینها را منحصرا به اسب اختصاص دادهاند و دیگری را به ترکیبی از حیوانات مختلف؛ چنین عملی با یک بینش و هدف خاصی انجام گرفته است، والا آنها میتوانستند همه را در یک گور جای دهند. بر روی کورگان اصلی نیز یک گور لرگور شمارهی (21 حاوی چهار انسان قربانی شده نیز کشف شد، افرادی که حاضر شدند پابهپای سرور خود به دنیای مرگ قدم بگذارند، شاید هم به زور راهی این دیار شدند؛ چون شواهد موجود چنین نظری را بیشتر تقویت میکند.
بهدقت نمیتوان گفت که فرد مدفون در قبر اصلی (قبر مرکزی) چه جایگاهی در بین تدفین کنندگان داشته است، آیا وی را باید یک شاهزادهی سکایی بخوانیم یا یک بزرکزاده و یا یک امیر یا جنگاور سکایی؟ دلیل مرگ وی و تدفینش در این مکان که برای آنها یک سرزمین غریب به حساب میآمده چه بوده است؟ آیا وی در جنگ کشتهشده یا عوامل دیگری باعث مرگ وی شده است؟ اگر بر این تدفینها نظری دقیق افکنیم، شاید سئوالهای بسیاری مانند اینها به ذهنمان خطور کند؛ چگونه میتوان چنین رفتار آیینی را در این نقطه از پهنهی سکایی تفسیر کرد؟ و مهمتر ازهمه اینکه چگونه آنها در این برههی حساس که در اینجا مطمئنآ از حملات سایر قدرتها در امانا نبودند؛ توانستهاند بر اصول تدفینی خود پایبند باشند و آن را به شیوهای معمول بهطور باشکوه برگزار کنند؟ همه این سئوالها شاید بهخوبی پاسخ
داده نشود؛ ولی یک نکته بر همگان مسلم میشود که آنها عمل به رسوم خود و احترام به مردهی خویش را بر هر چیز دیگری ترجیح میدادند؛ حتی اگر انجام اینها به قیمت جانشان تمام میشده در مرکزیت قرارگرفتن متوفی و قراردادن هدایای تدفینی ازجمله اسبها در اطراف قبر اصلی مانند سایر کورگانهای سکایی در اینجا نیز اعمال شده است و گویا آنها در
انجام چنین عملی بیشترین حساسیت را نشان دادهاند.
تدفین بزرکزادهی سکایی
دیوار شمالی و جنوبی را از چینهای که بر روی یک ردیف پیسنگی قرار گرفته است، ایجاد کردهانده چنین کاری را با ظرافت خاصی به اجرا درآوردهاند. آنها سعی کردهاند. تا شکل قبر را بهصورت مستطیلی درآورند؛ ولی در این کار موفق نبوده و در یکی از گوشهها بیش از حد پیشروی کردهاند. این کار موجب شده تا یک ضلع گور در جهت شرقیغربی کمی درازتر بهنظر آید. بهنظر میرسه که پی چمی سمگی برای اسقعکام بمشقر دیوارة گور، صورت گرفته باشد .(2x-) سازندگان به خوبی دریافته بودند که اگر الوار بر روی یک بستر مناسب قرار بگیرد، توانایی و استحکام بیشتری در ارتباط با نگهداری وزن خاک ریختهشده روی گور را خواهد
داشت. بعد از انعام مراسم تدفمن و قراردادن بزرکزاد٥ی سکایی به همرا٥ دو اسب در این گور، سش گور را با الوار پوشانمال٥ و بر روی آن تهای متشکل از خاک و سنگ ریختهانده اشیای متنوعی در اجناس مختلف در
فار مرد٥ رار دادنلا؛ بر ما معلوم نمست که این اشما داراییهای ود شغن به ساب میآمه٥ یا هلاایایی بود٥ ف ازطرف به اکسارنلصاذ و
یا سایر افرادی که در راه از ار استقبال کردهاند به ری اهدا شده است؛ چولا عنوان شده که آنها تا رساندن مرده به جایگاه دفنش، او را در میان مردم قبایل مختلف حرکت میدادند و قبیلهی میزبان با انجام مراسم خاصی از
وی استقبال میکرد در دیوارههای شرقی و غربی گور، هیمگونه اثاری از دیوار چینهای دیده نشد و این دیوارهها بهصورت طبیعی شامل لایههای طبیعی خاک بوده الوارهایی که بر روی گور قرار داده شد٥ بود، در هت شمالیضوبی بود٥، بهگونهای ه اثار و بقایای نوزد٥
عدد از این الوارها را در این وضعیت مشاهده کردیم. در قسمت میانی گور و درجهت شمالشرقی و جنوبغربی، آثار یک الوار دیگر درجهت عکس قرارگیری الوارهای اصلی را میتوان مشاهده کرده بهنظر میرسد که این
الوار، بهعنوان تیر حمال و بهمنظور نگهداری سقف گور، عمل میکرده
زمانی که هرودت به تدفینهای سکایی اشاره میکند نکتهای را عنوان میکند که در اینجا شاهد آن هستیم. وی چنین میگوید که وقتی قبایل سکایی یکی از مردگان خود را باشکوه خاصی در دل خاک دفن میکنند بهعلت وجود اشیای نفیسی که در کنار مردهی خود قرار میدهند، بعد از مدتی این قبور مورد غارت قرار گرفته و اشیای زرین آنها برداشته میشود . در اینجا نیز چنین عملی صورت پذیرفته و آشفتگی تدفینهای داخل قبر این گفته هرودوت را تایید میکنده اسکلت انسانی بهدست آمده از درون گور، بسیار
پریشان بوده و همچنین هدایا در یک سطح و بهصورت منظم بهدست نیامد. تجربه نشالا داده که در گور سالم، هدایا در یک سطح و در اطراف اسکلت پیدا میشوند؛ ولی در این گور، هدایای تدفینی چه اشیا و چه نذورات حیوانی، در تمامی سطوح و در میان خاک ریختهشدهی روی گور و بهصورت پراکنده و بدون نظم خاصی بهدست آمدند. در میان خاک ریختهشده روی گور و در قسمت غربی آن، بقایایی از قربانی حیوانات، بهدست آمد. بهنظر میرسد این نذورات و قربانیها متعلق به یک اسب بوده که بهصورت پراکنده و تکهتکه بهدست آمده
همچنین یک قاپ گوسفند و یک قاپ مربوط به یک گاو نیز بهدست آمد. علاوه بر این، استخوانهای پراکندهی پرندگان نیز در این قسمت دیده شدند.
شخص جوانی با سنی در حدود 25 - 30 سال در این قبر چهارگوش دفن شده بوده در
قسمت میانی مایل به سمت غربی گور، تکه استخوانهای این جوان سکایی قابل مشاهده بوده اینها شامل استخوانهای لگن، ران و بخشی از استخوان فک فوقانی به همراه استخوانهای مهرههای کمری و دندهای بود. غارت این قبر در همان زمان تدفین نظم اینها را بسیار اشفته کرده بوده استخوان فک تحتانی در جهت شمالیجنوبی بوده، بدینگونه که محل اتصال به جمجمه، در سمت جنوبی و چانه به سمت شمال قرارگرفته بود و بر رری آلا آثار 6 دندانا دیده میشد. لگن درنتیجهی عوامل مختلف شکسته و به دو بخش تقسیم شده بود. در میان بقایای استخوانی انسانی، بقایای استخوانهای پای اسب، گاو، گوسفند و پرنده، بهصورت پراکنده بهدست آمده در میان استخوانهای انسانی، قطعات سنگی بزرگ و کوچک دیده میشد که از دیگر عوامل از میان رفتن استخوانهای انسانی، همین قطعات سنگی بوده است. هیچ اطلاعی در ارتباط با استخواباهای دست بهدست نیامده همین قضعیت در ارتباط با
استخوانهای پا نیز صدق میکرد و تنها بخشهایی از استخوان ران، بر جای مانده بوده
هیچگونه اطلاعی در ارتباط با وضعیت تدفین و جهت تدفین، در دست نیست؛ اما با توجه به وضعیت قرارگیری فک زیرین، میتوان عنوان کرد که صورت به سمت شمال و پایین تنه به سمت جنوب بوده است. با توجه به وضعیت قرارگیری اولین بخش استخوان لگن و ران متصل به آلا، ستوانا عنوالا داشت که پاها به سمت شمالغرب، جمع شده بود (تویر،)ه
غارتگران گور در پی جستوجوی اشیای نفیس، تمامی استخوانهای این تدفین را به هم ریختند. بهنظر میرسد بر اثر این کار، سنگهایی که بر روی گور انباشته بودند به داخل گور
ریزش کرده و باعث خردشدن اسکلت شده است. در بین استخوانها قطعات ریز و درشت سنگهایی دیده میشود که نحوهی قرارگیری آنها این ایده را قویتر میکند؛ چون بهنظر نمیرسد که خود تدفینکنندگالا اقدام به ریختن چنین سنگهایی بر رری اسکلت کرد٥ باشند؛ بهعبارت دیگر وجود بدون نظم این سنگها بهگونهای نیست که آنها را جزء اعمال تدفینی همراه تدفین به حساب آرریمه اشیای درهم ریخته و شکستهی لابهلای استخواناها نیز چنین نظری را تایید میکند.
در قسمت غربی گور، بقایای استخوانهای یک اسب بهدست آمد که بهنظر میرسد بهصورت
کامل در اینجا دفن بوده، ولی در نتیجهی دستبرد و سرقت گور، نظم خود را از دست داده است. در میان استخوانهای متعلق به این حیوان، پقایای غیرمنظم الوار، که به احتمال، متعلق به سقف گور بوده نز دیده سشده این اسکلت احتمالا به پهلوی چپ دفن شده بوده استخواناهای متعلوا به فک
تحتانی این حیوان، در قسمت جنوبی و در جهتی که پوزه به سمت جنوبشرقی بوده، دیده میشد و به احتمال پیشانی به سمت بالا بوده استه جهت قرارگیری فک تحتانی به سمت جنوبشرقی و نقطه اتصال به چانه به سمت شمالغربی بود (تویرو)ه در شکل کلی بهنظر میرسید که سر در سمت جوبی و لگن در سمت شمالی بوده، یعنی تدفین بصورت شمالی - جوبی بود؛ بهگونهای
که پاها به سمت غرب یعنی دیوارهی غربی و بهصورت کشیده و باز، قرار داه شده بوده تعدادی از استخوانهای دندهای و کمری در قسمت شرقی گور دیده میشده مهرههای کمری بسیار آشفته و پراکنده بوده و بخشهایی از آن در قسمت میانی و بخشهای دیگر، در قسمت شرقی گور بهدست آمد. در قسمت شمالی جمجمه و به فاصلهی سیوپنج سانتیمتری، قطعهای از استخوان کتف اسب
دیده میشد که پای راست جلویی اسب به آن متصل بود. بیشترین عرض اسکلت از قسمت باقیمانده پاها تا بالای ستون فقرات، صدوپنج سانتیمتر و بیشترین طول بدن از انتهای لگن تا جلوی سینه، صدوچهل سانتیمتر بوده بهنظر میرسد پاهای جلو بهصورت جمعشده بود و پاهای عقبی نیز همین وضعیت را داشته استه در این ناحیه، نعل آهنی مربوط به پای اسب نیز بهدست آمد (تصویرل).

دومین اسب در سطح دوم تدفین حیوانی این گور، قرار گرفته بود. این تدفین در زیر تدفین شمارهی 1 حیوانی و در زیر آن در سمت غربی، صورت گرفته بوده بالاترین سطح این اسکلت متعلق به کتف آن بوده که در عمق صدونودوسه سانتیمتری از سطح خاک قرار گرفته بوده جمجمهی اسکلت در قسمت جنوبغربی و در عمق دویستسانتیمتری قرار گرفته بود. جهت قرار گیری جمجمه شمالشرقی - جنوبغربی بوده، بهگونهای که جهت صورت به سمت جنوب بوده اثار سایر قسمتهای این اسکلت، بسیار پراکنده بود؛ اما بهنظر میرسید که این اسکلت به پهلوی راست دفن شده و جهت پاها، به قسمت میانی گور بوده است. آثار استخوانهای پاها بهصورت نامنظم و پراکنده بهدست امد.
ازجمله هدایای تدفینی این کورگان که بهطور یقین براساس شیوه ساخت و تزئینشان میتوان ا/باها را به اقوام سکایی نسبت داد، نمونه سفالهایی است که دارای نقوش هندسی بهصورت کنده هستند و داخل این نقوش کنده با یک مادهی سفید رنگی پر شده است، شیوهای که مختص سکاهاست و در بسیاری از محوطههای سکایی قابل مشاهده است
رسمی که در میان اقوام سکایی راجع به دفن همراهان بزرکزاده یا پادشاه سکایی در کنار قبر وی معمول بوده، در اینجا نیز قابل مشاهده است. اینها احتمالا از کسانی بودند که در
زمان حیات این شخص با وی بوده و به او خدمت میکردند و قرار بر این شده که بعد از مرگ وی نیز همراه او باشند تا در جهان مرگ نیز همواره در حال خدمت به وی باشند. ولی بهنظر نمیرسد چنین همراهی بهصورت مسالمتآمیز و با میل و رغبت ایشان صورت گرفته باشد. این گور در قسمت غربی گور اصلی و در میان خاک ریختهشدهی روی گور شمارهی .22قرار گرفته بوده در این گور، چهار تدفین که همگی متعلق به زنان بودند بهدت آمده اسکلت این زنان، رضعیت بسیار نامطلوبی داشته ق بخشهای اندکی از این اسکلتها بر جای مانده بود. بهنظر میرسد که این تدفین، یک تدفین ثانوی بود؛ بدینگونه که بعد از مردن یا کشتهشدن، درجایی دیگر قرار داده شده و بعد از گذشت زمان و بعد از پوسیدهشدن و جداشدن گوشت از استخوان، به این محل انتقال یافتهاند؛ و
یا اینکه این افراد کشته شده و اعضاء و جوارح آنها بریده شده و در این محل دفن شدهانده یکی دیگر از عوامل از میان رفتن بخشهای اعظمی از این اسکلتها، بستر سنگی بوده که آنها بر روی آن قرار گرفته بودنده بهطور کلی این تدفینها، در میان سنگهای ریختهشده روی گور 22 قرار داده شده و این قطعات سنگی در زیر و روی آنها دیده میشد ·(8x.5-·==5)
آثار اسکلتهای اینگور، بسیار مضطرب و ناقص بوده و تنها بخشهایی از جمجمه و یا سایر قسمتهای اسکلت، برجای مانده بوده اسکلت شمارهی 1 متعلق به یک زنا 30 تا 35 ساله بود. جهت تدفین شرقی - غربی بوده، بدینگونه که جمجمه در قسمت شرقی و پاها در سمت غرب قرار داشته با توجه به قسمتهای برجای مانده، میتوان عنوان کرد که قسمت بالاتنه بهصورت
طاقباز و پاها بهصورت نیمهجمع شده دفن شده بوده
اسکلت شمارهی 2 نیز وضعیت بسیار نامناسبی داشته بهگونهای که جهت تدفین قابل تشخیص نبود. این اسکلت متعل به یک زنا 18 تا 22 ساله بود. جمجمه در رضعیتی قرار داشت که فرق سر به سمت پاس بود؛ بدینگونه که نقطهی اتصالی به مهرههای گردنی به سمت بالا، پشت سر به سمتشرق و مایل به شمالشرق و صورت به سمت غرب مایل به جنوبغربی بود. هیچگونه شواهدی از تنهی اسکلت بهدست نیامد و تنها قستهایی از فک زیرین در کنار جمجمه برجا
مانده بود .
جمجمهی شمارهی 3 در سمت غربی مایل به شمالغربی اسکلت شمارهی [، قرار داشت و قسمت فرق سر آن بهدلیل حجم انبوه سنگهای ریختهشده بر روی گور، به درون جمجمه، خرد شده بوده این اسکلت متعلق به یک زن 20 تا 25 ساله بود. وضعیت صورت بسیار وخیم بوده و بهصورت شکسته و خردشده بهدست آمده جهت قرارگیری صورت به سمت جنوبغربی و پشت سر به سمت شمالشرقی بود. وضعیت قرارگیری جمجمه، بهگونهای بود که بهنظر میرسید به شکل سرپا، قرار گرفته اس؛ بدینگونه که مهرههای اتصالی به گردنا به سمت زمین فرق سر به سمت بالا قرار گرفته بوده در زمان تدفین و درصورتیکه اسکلت بهصورت کامل باشد، قراردادن آن، در چنین وضعیتی امکانپذیر نیسته ایجاد این وضعیت در صورتی امکان دارد که جمجمه به مهرههای اتصالی به گردن متصل نبوده و از آن جدا باشد. این یکی از دلایلی است که نشان دهندهی این واقعیت است که یا تدفین بهصورت ثانویه بوده و یا اینکه اسکلتها، بخشی از هدایای بودند
که قطعهقطعه شده و در این مکان تدفین یافتهاند. وضعیت تدفین بهصورت نیمهجمعشده بوده؛ بدین گونه که پاها بهصورت نیمه جمع شده و بالاتنه بهصورت طاقباز تدفین یافتهبود. سر در سمت غربی و پاها در قسمت شرقی و جهت تدفین شرقی غربی بود.
جمجمهی شمارهی 4 بهصورت وارونه و بهگونهای که فرق سر به سمت پایین و قسمت اتصالی به مهرههای گردن به سمت بالا بوده است، قرار داشت. نزدیکترین فاصلهی این جمجمه از جمجمهی شمارهی 1 که در قسمت شرقی آن قرار گرفته، چهلرنه سانتیمتر بود. از این جمجمه تنها بخشهایی از صورت، در بخش فوقانی ابروان و قسمت فوقانی کاسههای چشم، برجای مانده بود و باتوجه به این قسمتها، میتوان عنوان داشت که جهت صورت به سمت شمال و پشت سر به سمت جنوب، کمی متمایل به سمت جنوبغربی قرار داشت. این اسکلت متعلق به یک زن EQ تا 45 ساله بوده
بهطور سالم در کنار پادشاه دفن کنند تا در دنیای پس از مرگ توانایی خدمت به اپاب خود را داشته باشنده در اینجا با نمونهی جدیدی از این شیوهی تدفین مواجه هستیم. بر ما معلوم نیست که این چهار زن چه نقشی در زندگی این شخص سکایی ایفا میکردهاند و اینکه نمیدانیم آنها را چگونه کشته و به چه نحوی دفن کردهاند آیا آنها را بعد از کشتن در جای دیگر قرار دادهاند و در حین انتقال استخوانها به این محل، آنها از هم جدا شد٥اند یا اینکه آنها را بعد از کشتن قطعهقطعه کردن دفن کردهاند شاید نظر اولی را بیشتر بتوان به واقعیت نزدیکتر دانست؛ چون دلیل منطقی برای شیوهی دومی که ذکر شد نمیتوان پیدا کرد مگر اینکه این اشخاص صرفا بهمنظور قربانی قطعهقطعه شوند، درحالیکه شیوهی اولی در بسیاری از فرهنگهای دیگر رایج بوده و حتی در خود مطههای سکای میتوان برای آن مصداقی پیدا کرده بینشی که منجربه این امر شده مطمئنا خاص بوده است. شاید آنها با این تفکر که جسم و روح این افراد را برای همراهی با این بزرکزاده، پاک بگردانند، دست به چنین کاری زدهاند. در هر صورت مدرکی در دست نیست که بتوان فهمید که آیا خود آنها نیز مایل به چنین کاری بودند یا آنها را بهزور به چنین سرنوشتی دچار ساختهاند. نکتهی قابل توجه در مورد این گور وجود هدایایی چون سفالهای خوبپخت و ظریف در کنار این قربانیان است
اسبهای قربانیشده
این گور یکی از منحصربهفردترین گورهای کاوششده در این گورستان است. در فاصلهی هفت متری شمال گور شمارهی 22 قرار گرفته و در ارتباط با آن بوده است. در این گور، تنها شاهد
تدفین سیوچهار اسب بودیم. بهنظر میرسد که این اسبها متعلق به هدایایی بوده است که به فرد مدفون در گور اصلی اهدا شدهاند. گور از انواع گورهای کورگانی(گورتپه) بوده، بدینگونه که چالهی گور به ابعاد و فضای موردنیاز برای قراردادن هدایا کنده شده و در سطح زمین، یک سنگچین نهچندان منظم ایجاد شده است و روی تدفینها با مخلوطی از خاک و سنگ پر شده و بهشکل تپهای کوچک درآمده بود. چالهی گور به شکل بیضی بوده و طول آن درجهت شرقیغربی 4/5 متر و عرض آن در جهت شمالی3/3039,;پهمتر بود. بعد از انجام تدفین و برای جلوگیری از ریزش خاک و سنگ بر روی اسکتها، از الوارهایی استفاده کردهاند که آثاری از آنها بر روی گور دیده میشد. این الوارها را به همان شیوهی گور اصلی، در جهت شمالی - جنوبی بر روی گور قرار داده بودند رتصویر٥[). یکی از مهمترین عواملی که برخی از اسکلتها بهصورت ناقص و شکسته بهدست آمدند این بوده که در طی گذشت زمان، این الوارها پوسیده شدهاند و حجم انبوهی از خاک و سنگ روی گور به داخل نشست کردهانده گویا غارتگرانی که در آن زمان، گور اصلی دستبرد زدهاند با آگاهی از اینکه شی باارزشی در این کورگانها وجود ندارد، از غارت
این کورگانها خودداری کردهاند.
در این گور، آثار سیوچهار اسکلت اسب، بهدست آمد که برروی هم و در دو سطح قرار گرفته بودند؛ بدینگونه که در هر سطح هفده اسکلت تدفین یافته بود. برخی از این اسکلتها، بهطور کامل بهدست آمد؛ ولی برخی دیگر به دلیل قرارگرفتن آنها برروی هم و فشار ناشی از خاک ریختهشده بر روی گور، درهم شکستهشده و ناقص یافت شدند. نکتهی قابل توجه در تدفین اسبها، این است که هیچ آثاری مبنی بر کشتن این حیوانات، بر روی اسکلت بر جای نمانده و بهنظر میرسد که این اسبها خفه شده و در گور دفن شدهاند. اگر هم بخواهیم نظرات مطرح شده در این زمینه را قبول کنیم، میتوان عنوان کرد که اینها را با وارد آوردن ضربهای به سرشان از پای درآوردهاند و بهصورت زنده یا خفهشده در اینجا دفن کردهاند. الگوی خاصی در تدفین اسبها قابل مشاهده نیست و همچنین جهت خاصی نیز در این تدفینها دیده نمیشد
کورگان شماره
هدایای حیوانی این گور، دومین گروه اسبهایی بودند که به این بزرکزادهی سکایی تقدیم شده بود. این گور در فاصلهی دو متری غرب گور شمارهی 22 قرار گرفته و در ارتباط با این گور بود. در آن شاهد تدفین هشت اسب، دو گاو و دو سگ بودیم. گور از انواع گورهای کورگانی(گورتپه) بود؛ بدینگونه که چالهی گور به ابعاد و فضای موردنیاز برای قراردادن تدفینهای حیوانی کنده شده و در سطح زمین، یک سنگ چین نهچندان منظم ایجاد شده بود و روی تدفینها با مخلوطی از خاک و سنگ پر شده و بهشکل تپهای کوچک درآمده بود. چالهی گور بهشکل بیضی بوده و طول آن در جهت شرقیغربی متر و عرض آن در جهت شمالیجنوبی 2/94 متر بوده در اینجا برخلاف دو گور دیگر، آثاری از الوار برروی گور مشاهده نکردیم
همانگون که عنوان شد، در این گور، آثار هشت اسکلت اسب، دو اسکلت گاو و دو اسکلت سگ بهدست آمد. برخی از این اسکلتها، بهطور کامل بهدست آمد؛ ولی برخی دیگر به دلیل فشار ناشی از خاک ریختهشده بر روی گور، درهم شکسته شده و ناقص بودنده نکته، قابل توجه در تدفین این حیوانات، این است که هیچ آثاری مبنی بر کشتن این حیوانات، بر روی اسکلت برجای نمانده و بهنظر میرسد که این حیوانات خفه شده و در گور دفن شدهاند. الگوی خاصی در تدفین حیوانات قابل مشاهده نیست و همچنین جهت خاصی نز در این تدفینها دیده نشد
آنچه لازم است راجع به این کورگان بحث شود، ترکیبی از حیواناتی است که در سایر محوطههای سکایی کمتر به آن برخورد کردیمه شاید در برخی از آنها شاهد قربانیکردن گاو بودهایم؛ ولی حیواناتی چون اسب و گاو و سگ در کنار هم کمی عجیب مینماید. اصلا جدایی این گروه از حیوانات با گروه اسبهایی که در گور 22 دفن شدهاند نیز جای بحث دارد. آیا صرفا خواستهاند فضای گور کوچک باشد تا بتوانند آنها را راحتتر پوشش دهند یا اینکه دلایل دیگری داشته است. اصلا چرا در این گور، پوشش سقفی شبیه به آن یکی ایجاد نکردهاند؟ آیا باید این تفاوت را دلیلی بر اهمیت اسبهای گور 22 بدانیم یا بیاهمیتبودن حیوانات گور شاید بتوان عنوان کرد که یکی از دلایل اینکه اسبهای گور 22 برای تدفین کنندگان مهم بوده، مالکیت این بزرکزادهی سکایی بر این اسبها بوده استه شاید اصلا حیوانات مدفون در کورگان 26 هدایایی بودند که از طرف سایر قبایل به این مرده اهدا شدهاند و آنها از نظر به خاک سپارندگان برای دنیای پس از مرگ این شخص زیاد بااهمیت نبودند. یک نظر دیگر هم شاید بتوانیم عنوان کنیم. در برخی از محوطههای سکایی با شرایطی مواجه بودیم که در آنها اسبها و گاوهایی به مصرف غذایی رسیدند، شاید در اینجا نیز حیوانات مدفون در گور 26 برای مصرف غذایی این شخص سکایی در دنیای پس از مرگ تدارک
دیده شدهاند. بهطور قطع با یک بینش خاصی این حیوانات از هم جدا دفن شدهاند.
نتیجهگیری
آیین تدفین سکایی یکی از جالبترین میراث فرهنگی این اقوام کوچرو است. میراثی که در بسیاری از بخشهای جغرافیای نفوذ این اقوام قابل مشاهده استه این آیین که در بین فرهنگهای باستانی هسدررهی ایشانا فقط به این اقوام تعلق داشته، همراه با مراسمی باشکوه برگزار میشده که یکی از جلوههای بارز چنین مراسمی تدفین اسب برای پادشاهان، بزرکزادهها و امیران و جنگاوران آنها بوده استه در بسیاری از کورگانهای سکایی تدفین
پادشاه با تدفین اسب و قربانی کردن برخی زیر دستان وی همراه بوده استه اسب یکی از حیوانات مقدسی بوده که در بسیاری از فرهنگهای پیش از تاریم در ملل مختلف تقدسی ریژه داشته و در ایینهای تدفین این فرهنگ‏ها نیز حضور داشته است.
تدفینهای مکشوفه از گورستان خرماباد مشگینشهر نمونهای از همان تدفینهای باشکوهی است که شبیه به ان از سایر گورستانهای سکایی نیز بهدست ا}مده و در مورد ا}نها در منابع تاریخی گزارشهایی مطرح شده است. در اینجا برخلاف بسیاری از تدفینهای دیگر سکایی، اسبهایی که به فرد مدفون در گور اصلی اهدا شده، بهجای اینکه در روی قبر وی
باشند در دو طرف قبر او قرار داشتند، در عوض در روی قبر اصلی با افراد قربانیشدهای مواجه بودیم که بهنظر میرسد اعضای بدن آنها بعد از کشتهشدن بهصورت قطعهقطعه درآمده بود. این شیوهی تدفین که با دفن تعداد زیادی اسب برای این بزرگ زادهی سکایی همراه بوده، نمونهای کمیاب از شیوه تدفین اقوام سکایی در غرب آسیاست. تدفینی که نشاندهندهی پیروی این اقوام مهاجم از سننی است که پیشتر، آن را در آسیای مرکزی و سایر جغرافیای تحت نفوذ خود به اجرا درآوردهاند.
حیواناتی که در این تدفینها به همراه این شخص دفن شدهاند با بینش خاصی که این
مردمان داشتند برای زندگی پس از مرگ وی تدارک دیده شدهاند. اسبهایی که از نظر ایشان قرار است در دنیای پس از مرگ همراه با وی زنده شوند و او را برای رسیدن به اهدافش
کمک رسانند.

مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
پرواز با اتومبیل پرنده: اتومبیل تی‌اف-ایکس مجوز پرواز گرفت
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
جشن کریسمس در نقاط مختلف جهان (+عکس)
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
بازیافت ماشین های قدیمی به روشی نو!
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
لوکس ترین خودروهای دنیا در نمایشگاه اتومبیل لس آنجلس (+عکس)
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015