مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶

تحلیل فرم و کاربری صورتکهای زرین کلماکره

راهنمای دانلود
  • جهت دانلود هر یک از فایل ها، بر روی لینک مورد نظر کلیک نموده و پس از انتخاب محل ذخیره تا اتمام فرآیند دانلود صبر کنید.
  • به منظور دانلود فایل های حجیم توصیه می شود از یک نرم افزار Download Manager استفاده گردد.
  • برای خارج نمودن فایل ها از حالت فشرده ( rar یا zip ) از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.
  • فایل های فشرده چند بخشی را بصورت کامل دانلود و در یک پوشه قرار دهید و با رایت کلیک بر روی یکی از آن ها گزینه Extract را انتخاب نمایید.
  • برای مشاهده فایل های ایمیج ( ISO, IMG… ) از یکی از نرم افزار های Rufus ، PowerISO و یا UltraISO استفاده نمایید.
  • کلمه عبور ( در صورت نیاز ) عبارت www.datasara.com می باشد؛ دقت کنید که تمامی حروف می بایست بصورت کوچک تایپ شود.
  • مشاهده خطای CRC هنگام خارج کردن فایل های فشرده با وجود تایپ صحیح کلمه عبور، بدین معنی است که فایل مورد نظر به درستی دریافت نشده و می بایست مجدداً دانلود شود.
  • در صورت مشاهده لینک های معیوب لطفاً موضوع را با ما در میان بگذارید.

مشخصات

مشخصات

توسط: لیلا خسروی؛ سیدمهدی موسوی کوهپر؛ جواد نیستانی؛ علیرضا هژبری نوبری تعداد صفحات: 26 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ منبع: دیتاسرا

خرید محصول

خرید محصول

عنوان: تحلیل فرم و کاربری صورتکهای زرین کلماکره حجم: 1.35 مگابایت فرمت فایل: pdf قیمت: 1200 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

نمای مطلب

جامعه شناسی تاریخی
مقاله 6، دوره 6، شماره 3 (ویژهنامه)، پاییز و زمستان 1393، صفحه 145-170
تحلیل فرم و کاربری صورتکهای زرین کلماکره
لیلا خسروی؛ سیدمهدی موسوی کوهپر؛ جواد نیستانی؛ علیرضا هژبری نوبری
مقدمه
امروزه برخی از همسایگان مرزی، سعی در تحریف تاریخ ما داشته و نوآوریها و سابقهی تمدنی ایران را به نام خود مصادره میکنند. بهطوریکه اشیای کلماکره را به هنر آناتولی و
سوری نسبت میدهنده در این پژوهش، سعی بر این استکه صورتکهای مجموعهی کلماکره را معرفی کرده و سپس به تجزیه و تحلیل فرم و کاربری آنها بپردازیم و در نهایت، آنها را با دلایل و مدارک مستند باستانشناختی با نام هنر ایرانی متعلق به لرستان معرفی کنیم. مطالعهی این اشیا از اینجهت، مهم وحیاتی است که شالودهی اصلی هنر فلزکاری هخامنشی بر آن بنیان نهاده شده است. این اشیا تنها یک آثار هنری ساده نیستند، بلکه در وجود هرکدام از آنها دنیایی از افکار، باورها، صنعت، هنر، شیوههای زندگی، اعتقادات مذهبی و ... نهفته است که
علیرغم اهمیت ویژهیشان تاکنون، پژوهش شایستهای در اینخصوص، صورت نگرفته است. کشف گنجینههای نفیسیکه در سالهای اخیر از دوران ایلام نو بهدست آمده، ضرورت و اهمیت تحقیق در پیشینهی تاریخی و هنر مناطق کوهستانی تحت نفوذ حکومت ایلام را بیشتر میکند؛ بههمین دلیل، ضرورت انجام مطالعات جامع و نظاممند در فلزکاری این دوران احساس میشود .
شواهد و مدارک تاریخی و باستانشناسی نشان میدهد که در بیشتر جوامع پیش از تاریخ و دوران تاریخی استفاده از صورتی، معمول و متداول بوده است. این امر حتی در دنیای مدرن کنونی بهصورت گسترده و با کاربردهای گوناگونی متداول استه آنچه برای بسیاری از
محققان، بهویژه باستانشناسان، جای سوال است، چرایی استفاده از این اشیاست. اگرچه برخی از محققان کاربردهای دینی و آیینی را برای آنها قایلند، همچنان پرسشهای فراوانی پیشروی پژوهشگران هست که نیازمند مدارک و پژوهشهای بیشتری است تا بتوان پاسخی
متقن برای آن یافته پرسش اصلی در این مقاله، چگونگی فرم، تکنیک ساخت و کاربرد این نوع از اشیا بوده است و اینکه با هنرکدام اقوام قابل مقایسه است و مفهوم نمادین و اساطیری چیست؟این پژوهش بهروش تحلیلی و استقرایی و با تاکید بر فناوری در ساخت اشیا انجام شده است. همچنین از روش مشاهده و مراجعه به موزههای داخل کشور و جستوجوی اینترنتی در وبسایت موزههای خارجی و برقرای ارتباط با آنها و روش تحقیق و تحلیل مقایسهای برای شناخت روابط بین دادههای بهدستا}مده از مطالعهی اشیا و بررسی اسناد و متون تاریخی استفاده شده است.
مقالهی حاضر تلاش دارد تا با بررسی دقیق صورتکهای بهدستآمده از غار کلماکره، که
در نوع خود کمنظیر است، پاسخی منطقی و متقن برای کاربری این اشیا بیابده کیفیت جنس و اندازهی متفاوت صورتکهای کلماکره و وجود ذرات چوب در پشت آنها که احتمالا
از نصبشانا روی مجسمههای است، بر ابهامات چگونگی استفاده از آباها میافزایده
همهی این عوامل، انگیزهی نویسندگان بر پرداختن به این آثار را دوچندان کرد. در میان اشیای
گنجینهی غار کلماکره موجود در داخل و خارج از ایران حدود ده عدد صورتی و سه عدد لب متعل به آناها یافت شد که در بخش اشیای شیینی و نمادین این مجموعه طبقهبندی شدند.
صورتی موجود در موزهی فلکالافلاک خرمآباد صورتی چهرهی انسان از جنس طلا، با شمارهی اموالی به ابعاد ارتفاع 5/2 سانتیمتر و عرض 5/3 سانتیمتر، دارای ابروان بههم پیوسته که جای دهان و ابررها خالی احتمالا در حفرههای
گود چشم دهان، ماده ی دیگری مانند سنگهای رنگین (لاجورد)
قرار میدادنده در اطراف لبهی این صورتی، سوراخهایی بهمنظور
اتصال دیده میشود. این صورتی، مانند مجسمههای تصویر صورتی طلایی کلماکره، سومری، چشمان بزرگی دارده احتمالا هنرمندان لر نیز موزه فلک الافلاک «عکس از لیلا خسروی)
مانند سومریان با قیر طبیعی، درون حفرهی چشمها را پر کرده و سپس بهجای مردمک سنگهای رنگین مینشاندند که قیر نقش مادهی چسباننده را داشته است. سوراخهای موجود روی صورتی، محل پرچکردن صورتی به بدنه بوده است. صورتی بدون چانه و دارای بینی بزرگ عقابی شبیه به بینی لرهای امروزی است.
صورتکهای موجود در موزهی ملی ایران
تعداد نه قلم از صورتکهای طلایی غار کلماکره به همراه تعدادی لب طلایی توسط مامورانا، کشف و
ضبط شد که اکنون در موزهی ملی ایران نگهداری
میشوند . در اطراف لبهی صورتکها، سوراخهایی برای پرچ کردن هست و روی برخی از انها نیز
دو میخ برای اتصال به مجسمه قرار دارد. همه صورتکها مانند صورتی موجود در خرمآباد، بینی بزرگ عقابیشکل، ابروان بههم پیوسته و بدون
چانه دارند. همچنین سوراخهایی نیز در اطراف لبهای انسانی برای اتصال وجود دارد.
-شی شمارهی 5
صورتی چهرهی انسان از جنس طلا با شمارهی اموالی .9731 به ابعاد طول 5/9 و عرض 5/9 سانتیمتر و وزن 1/37 [، گرم، لبهی بالای آن نوک تیز و دارای سوراخهایی برای اتصال است. هنوز آثار گل و ذرات چوب در سطح آن قابل مشاهده است.
صورتی چهره انسان از جنس طلا با شمارهی اموالی .99748ی به ابعاد طول 5/8 و عرض 5/6 سانتیمتر و وزن 15/08 گرم لبهی بالای آن نوکتیز و دارای سوراخهایی برای اتصال است.
- شی شمارهی٦ صورتی چهرهی انسان از جنس طلا با شمارهی اموالی 9733 به ابعاد طول 6 و عرض 5/8 سانتیمتر و وزن 12/30 گرم، لبهی بالای آن نوکتیز و دارای سوراخهایی برای اتصال است. هنوز آثار گل و ذرات چوب در سطح آن قابل مشاهده است.
-شی شمارهی 8
صورتی چهرهی انسان از جنس طلا با شمارهی اموالی .9722
به
5/9 سانتیمتر و وزن 15/445 گرم، لبهی
ابعاد طول 6 و عرض
بالایی نوکتیز و دارای سوراخها و دو پین در اطراف لبه برای
است .
-شی شمارهی 9
صورتی چهرهی انسان از جنس طلا با شماره اموالی .9718 به ابعاد طول 5/9 و عرض 5/8 سانتیمتر و وزن 13/70 گرم لبهی
بالایی نوکتیز دارای سوراخها و دو پین در اطراف لبه برای
اتصال است
.1 دهانبند یا لب انسان از جنس طلا با شمارهی اموالی .9724 به ابعاد طول و عرض 1/6 سانتیمتر و وزن 3/59 گرم، دارای
سوراخهایی برای اتصال در اطراف لبه است. .2 دهانبند یا لب انسان از جنس طلا با شمارهی اموالی .9724 به ابعاد طول 4/6 و عرض سانتیمتر و وزن 2/56 گرم دارای
سوراخهایی جهت اتصال در اطراف لبه است. - روی برخی از صورتکها آثاری از ذرات چوب دیده میشود که نشان میدهد، این
صورتکها روی مجسمههای چوبی نصب شده بودند و در اثر مرور زمان، چوب آنها از بین
رفته است.
مقایسه و تحلیل دادهها (بحث و بررسی)
در لرستان و استانهای اطراف آن. همزمان با صورتکهای کلماکره، تعدادی صورتکهای
مفرغی و نقرهای متعلق به هزارهی اول ق.م یافت شده است. - صورتی نقرهای مکشوفه از دره شهر ایلام توسط یک پسر روستایی کشف شده بود و هنگامی که در بازار تهران، قصد فروش آن را داشت، ماموران او را دستگیر گردنده این
- صورتی مفرغی لرستان در موزهی ژنو با بینی بلند نوکتیز
مثلثی، لبهای برجسته، ابروهای بههم پیوسته، حفرهی چشمها گود بوده و سنگ رنگین در داخل آن نشانده میشده است. تزیینات اطراف آن بهصورت ورقههای جدا بوده که به
صورتی، پرچ شده است.
- صورتی انسانی در مرکز سرسنجاق
مفرغی لرستان متعلق به هزارهی اول ق.م

11 صورتی مفرغی مکشوفه از چهارمحال و بختیاری، دارای
بینی و چانه، بلند، لبهای برجسته، ابررهای بههم پیوسته با
چشمهای بادامی مرصع با عاج که متعلق به هزارهی اول ق.م
- صورتکهای مکشوفه از خوزستان
انسان در زمان و مکانهای مختلف همواره کوشیده تا خصوصیات
و شکل مردگان خود را حفظ کند و مانع از بین رفتن خطوط چهرهی انالا شود؛ بههمین منظور، ایلامیانا در دررهی ایلام میانه در مقابر خود، سرهایی از گل خام نقاشیشده قرار میدادند که از
روی سر مرده به محض فرارسیدن مرگ، قالبگیری میشد تا
حالت واقعی، همان لحظه حفظ شود؛ سپس در دوره ی ایلام نو موزه هفت تپه بهصورت صورتکی ساخته میثثبد که صورت مرده را میپوشانید
گنجینهای مربوط به دررهی ایلام نو از شوش به دست آمده که یکی از زیباترین اشیای آنا، صورتی چهرهی یک انسان از جنس نقره بوده که چشمهای آن از عاج نشانده شده است، احتمالا این صورتی بر بدنی از جنس دیگر مانند چوب جاسازی میشده که در اش مررر زمانا
از بین رفته (مجیدزاده،٥[د [: (90 و یا برای تشریفات و مراسمی روی صورت گذاشته میشده
lست .
- ماسکهای مکشوفه از بینالنهرین
عشق و باروری. هنرمندان سومری برای ساختن تصاویر و پیکره
های انسانی، قواعدی ابداع کرده بودند اما چشمها، همچنان که در هنر خاور نزدیک معمول است، تمامرخ و بسیار بزرگ هستنده قدیمترین ماسک مکشوفه در لایهای از دورهی جمدت تصوفر النصر از وارکا بهدست آمده و تقریبا به اندازهی طبیعی
است و بهطور آشکارا نمایندهی اوج تمام و کمال هنر از دوران اولیهی فرهنگ بینالنهرین است که
شاید بخشی از مجسمهی یک الهه باشد این سردیس به مونالیزای سومری معروف است. مونالیزای سومری، یک صورتی با ابعاد 20 در 20 سانتیمتر است که در جریان غارت موزهی بغداد در آخرین روزهای حکومت صدام به سرقت رفت و در ماه فوریه توسط نیروهای پلیس عراق از قاچاقچیان آثار پس گرفته شده این سردیس، تنها نیمه ی جلوی سر
یعنی صورت و گوشها بوده و در پشت سر مسطح استه شاید این سر در اصل بر بدنی از چوب سوار میشده، کاسهی چشمها خالی و جای ابروان، کنده و اندکی گود شده و بیتردید همچون مجسمههای دوران سلسلههای قدیم جای خالی را با سنگ لاجورد یا ابسیدین پر میکردنده این سر
بهطرز بسیار زیبایی بازسازی شده است
-صورتک مکشوفه از ماری
این صورتی که از سنگ آهک ساخته شده، از ماری بهدست
آمده و متعلق به سلسلهی سوم ارر است. نسنههای مشابه این
مجسمهها اوج هنر درخشان فرات میانه را نشان . صورتی سنگی مکشوفه از ماری، میدهد که تاثیرات بینالنهرین جنوبی روی آنها سلسله سوم اور «عکس از موزه لوور) آشکار استه این مجسمه ها از چوب و سنگ ساخته شدند و نمونههای آل در ماری و در سوریهی غربی به دست آمده استه چشمها را با مواد دیگر ترصیع میکردند؛ زیرا سومریان اعتقاد داشتند، چشمانا درشت نشانهی هوش و زیرکی استه احتمالا چشمها از قیر طبیعی و مردمک آن از سنگ لاجورد بوده است که از قیر بهعنوان مادهی چسباننده استفاده میکردنده شیارهای گودی در بالای چشمها بهجای ابرو قرار دارد که پیشانی را از چشمها و موی سر جدا میکند. در٥[ام دو کلاه گیس به اندازهی این صورتی پیدا شده که احتمالا موهای سر آن
بودهانده این صورتی دارای یک بینی کج، چانهی کوچک و یک لبخند مبهم و اسرارآمیز است که در بیشتر مجسمههای ماری دیده میشود (سایت موزهی لوور). صورتکهای گوناگونی در سومر به دست آمده است که باید ریشهی اصلی این هنر را در سومر جستوجو کرد.
- در نقاط دیگر، صورتکهای مختلفی یافت شده که نشان
دهندهی استفاده از این شی با کارکردهای گوناگون است. در تصویر مقابل، یک صورتی رچشمبند) آهنی پرچشده به یک کلاهخود را میبینیم که از کوبان، مکان استقرار سیمریها، بهدست آمده و کارکرد آن حفاظت از صورت در جنگها بوده است. این
صورتی نه آیینی بوده، نه مذهبی و نه تشریفاتی، بلکه در
زندگی روزمره استفادهی کاربردی داشته است. در قرن
چهارم، رومیان کلاهخودهایی با ماسک صورت میپوشیدنده این کلاهخودها در قرون اولیه، توسط سوارهنظام استفاده میشد؛ اما ظاهرا در جنگ استفاده نمیشدند و کلاهخودهای ورزشی و تفریحی سواره نظام بهشمار میآمدند
- در مصر نیز از صورتکها با کارکردهای گوناگون استفاده میشده است؛
بهعنوان نمونه، میتوان به صورتی سر توتنخامون اشاره کرد که ماسک مرگ بوده و در هنگام تدفین روی جسد مومیایی آن قرار دادند.
در لرستان پس از هزارهی اول ق.م، همچنان استفاده از صورتی بوبحامون، مصر مرسوم بوده است. شاهد این ادعا تدفین مکشوفه در محوطهی سنگتراشان در نزدیکی شهر خرمآباد، متعلق به دوران اشکانی است که متوفی را با چشمبند و دهانبند طلایی در داخل یک تابوت مفرغی به خاک سپرده بودند. بهنظر میرسد که کاربرد ان ایینی و جزء صورتکهای
مرگ و مخصوص مراسم تدفین بوده است. در دوران اشکانی صورتکهای انسانی برای تزیین بنا نیز بهکار برده میشد؛ به نمونههای آن در هترا برمیخوریم که برای آرایش طاق ضربیها و ستونهای چهارگوش بهکار برده شدند (کریمیان، (و97ک:ا1383 صورتکهای انسانی در دوران
رنسانس نیز به عنوان یک شیی تزیینی در باغها و حیاط کاخها استفاده میشدند و صرفنظر از اصل و ریشهی آن معلوم بوده که این اشیاء ارزش تزیینی داشته و کمیاب و باارزش بودند
صورتکسازی فقط مختص یک قوم، یا یک سرزمین نبوده است. در بسیاری از نقاط جهان باستان نمونههای فراوانی را میتوان پیدا کرد؛ مثلا صورتکسازی والاترین شکل تجلی هنری در صنعت مجسمهسازی آفریقاسته صورتکهای آفریقایی ابزاری مقدس و مذهبی بهشمار
میروند و در مراسم جادوگری و مذهبی و همچنین در رقصها و دیگر فعالیتهای اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرند. صورتکهای بهدست آمده از جوامع آفریقایی نشان میدهد که این سنت از عناصری بههم پیوسته تشکیل شده است و به هزاران سال قبل میرسد. همچنین
صورتکها در لوانت، سوریه و جنوب شرق آناتولی در دوران نوسنگی سمبلهای مذهبی
محسوب میشدنده ما به خوبی میدانیم که تشریفات مذهبی یک سیستم از ارتباط، تولید، تکثیر و ارتباط بین انسانها و وجود ماورایی است و مذهب به رفتار و ساختار اجتماعی مقدس
جامعه سبوط شد در ررستاهای اسرزی آفریقا از صورتکها در
فستیوالهای محلی استفاده میکنند و امروزه در آفریقا صورتکهای طراحی شده همراه با
حرکات نمایشی بیشتر برای جلب توریست ساخته سشوند که بدینوسیله فرهنگ محلی قبایل مختلف آفریقایی نشان داده میشود استفاده از صورتکها در مراسمات
آفریقایی یک تصویری از هنر سورئال است
هنر تئاتر با صورتکها ظهور پیدا کرده و از سه مرحله مشتق شده استه تشریفات مذهبی،
جشنها و تئاتر که این مراحل فرایند نحوهی عملکرد و استفاده از صورتکها را برای امور
مذهبی و دنیوی نشان میدهد و یک مورد دیگر که مربوط به پرستش نیاکان است که بابا نامیده میشود و موقعیت و جایگاه ویژهی مردگان برای تاثیر گذاری روی زمین است
.ه(و1972: 255 بهطور عمده، صورتکهای عینکی به شخصیتهای اساطیری و توتمی مربوط
سشوند که برای شخصیتهای توتمی، بیشتر از صورتکهای حیوانی استفاده میشده است
بسیاری از صورتکهای آفریقایی طرس از سر حیوانات است؛ زیرا معتقدند که
قدرت آنها در سرشان متمرکز میشود. حیوانات، همیشه جایگاه خاصی در ادبیات، اسطورهها،
افسانهها و داستاناها دارند و امررزه، شخصیتهای داستانی بچهها هستنده برای حضور آناها
در زندگی انسانها چندین توضیح وجود دارده لایههای متعددی از مفاهیم و اثر متقابل بین پادشاهان، انسانها و حیوانات هست و این همبستگی با حیوانات در زندگی بچهها وجود دارد که وظیفهی سمبلیک و هدف آنها علمی و آموزشی است و صورتکهای حیوانی راهی برای
تجربهی رفتارهای اجتماعی در جامعه است در هنر
مصری، خدایان در قالب موجودات انسانی با صورتکهای حیوانی پرنقش و نگار ظاهر
میشدند و مصریان اعتقاد داشتند که شخصیتی آسمانی در صورتی حضور دارد. علاوه بر
مصر، در هند و ژاپن نیز تعداد قابل ملاحظهای از صورتکهای تزیینی مربوط به اعیاد و مراسم
گوناگون وجود دارد این نمونه از صورتکها را هنوز هم در نقاط مختلف جهان و بههنگام کارناوالهای گوناگون مذهبی و جشنهایی که ریشه در تاریخ ادبیات شفاهی آنان دارد، میتوان مشاهده کرد. طی این مراسم، دارندگان صورتی با لودگی و شکستن موقت نظم و برداشتن محدودیتها، برخلاف نقشهای اجتماعی و شخصیت عادی و روزمرهی خود، نقشهای دیگری را از خود نشان میدهند. در مواردی استفاده کنندهی
صورتی با روح یک حیوان یا نیاکان رودررو میشود؛ بهطوریکه فرد باید بهطور درونی، تغییر یابد؛ بهگونهای که تجسمی از روح حیوان و نیاکان خود شود موضوع اصلی این صورتکها میتواند اعتقاد به حلول روح نیاکانشان باشد و تاثیرات هیجانیای که بهصورت ماوراءطبیعی در زندگی آنان داشته است. این مسئله و نشاندادن قدرت ارواح نیاکان و خدایان، دلیلی برای نشاندادن قلمرو نشانهها و سمبلهاست و دیگری علایق بشر برای بقا پیوستگی جامعه است .(نIbid:259) این صورتکها در جوامع دیگر، تجسمی از ارواح جنگل هستند؛ ولی همهی صورتکها به این دو مقوله مربوط نمیشوند. حتی بیننده با دیدن نمایش
نیز نمیتواند تشخیص دهد که این صورتی چه کاربردی داشته استه صورتکها دارای یک
قدرت قهری غیرمبهم هستند
انسان ابتدایی برای پاسخ به نیازهای مادی و معنوی و مقابله با مشکلات زندگی بدوی خود، ناگزیر از کنارآمدن و تاثیرگذاشتن بر محیط اطرافش بود. چنین نیازی درنهایت، روی
آوردن بهسوی رفتارها و مناسکی بود که بتواند او را با نیروها و قدرتهای نادیدنی مرتبط
سازد که زدن صورتی به چهره و یا پوشاندن سر و بدن با پوششی متفاوت در بعضی از این آیینها، ابزاری قدرتمند در دست آباها بوده است. گاهی نیز فقط جنبه شوخی و بازی داشته
است؛ مانند صورتکهایی که اسکیموها استفاده در ایین پررمز و راز و باستانی میترا در جشنها و مراحل مختلف سیر و سلوک گروندگان، استفاده از صورتکهایی خاص و فراخور شان هر فرد معمول بوده است. در آیینها، جشنها و مراسم گوناگون، مهر دینها در روزگار تولد مهر با صورتکهایی از جانوران در آیینهای همگانی شرکت میکردند. به نمایشگذاردن حرکات و رقص، درواقع بازماندهی نمایشهای
سمبولیک از آداب ابتدایی است که آثار آن تاکنون بهصورت نمایشی در کارناوالها، جشنها و
بالماسکهها باقی مانده است اقوام سلت که دوهزار سال پیش در نواس ایرلند، انگلستان و شمال فرانسه زندگی میکردند، سال نو را در اول نوامبر جشن میگرفتنده این روز برای آناها نماد پایانا تابستان و برداشت محول و آغاز زمستابا تاریک و طولانی بوده آلاها باور داشتند
که در شب سال نو مرز بین دنیای مردگالا و زند٥ها کمرنگ و ضعیف سثثود و بههمین منظور در شب سیویکم اکتبر، بهمناسبت ورود ارواح مردگان به دنیای زندهها مراسمی برپا میکردند. در روز هالووین که باور عموم بر ورود ارواح سرگردان به دنیای زندگان بود، مردم برای دوری از بهمخاطرهافتادن جانشان در مواجه با ارواح و برای ا}نکه توسط ارواح شناخته نشوند، هنگام خروج از خانه، با لباس مبدل و ماسک و گریم تغییر قیافه میدادند تا به تصورشان ارواح، آنها را با بقیهی ارواح و شیاطین اشتباه بگیرند و با ا.نها کاری نداشته باشند. امروزه در اروپا و ا.مریکا در این جشن، که بخشهایی از ان شبیه به قاشقزنی ایرانیان در چهارشنبهسوری است، کودکان با علایم و نشانههای شسناک و صورتکهایی بهشکل جن به خانهی همسایهها رفته از ا.باها تقاضای تنقلات میکنند. در ایین قاشقزنی، ایرانیان با چادری سر و بدن خود را میپوشاندند و زن و مرد با کاسه و
قاشق در خانهها را میزدند و کسی که در را باز میکرد، خیراتی مانند گندم، برنج یا حبوبات به آناها سبخشد. پوشاندبا صورت، سخننگفتن و بهجای آرا قاشوازدرا، احتمالاجرای نمایشی اعمال
ارواح استه درواقع، روح بازگشته به زمین به این صورت نمایش داده میشده است که از لحاظ
تاریخ نمایش نیز اهمیت بسیار دارده
در دوران گذشته، عموما برگزاری جشنهای عمومی با صورتی همراه بوده است و این
صورتکهای پوشیده، نشانی از نیاکان و ارواح بودند که در جشن سال نو به میان خانوادههای خود میآمدند و طبق عقاید ایرانیان همان فروشیان هستنده فروردین جشن فروهرها یا ارواح نیک درگذشتگان استه در اوستا، یشت سیزدهم مخصوص آنهاسته جشن نوروز، روزگار فرودآمدن ارواح به میان خانوادههایشان استه ارواح وسیلهی بازماندگان در روز نوزدهم فروردین -فرودی تا گورستان بدرقه شده و مراسمی برای آنها برپا میشود. همچنین میتوان مراسم سیزدهبهدر را تعبیری از اینگونه دانست که بازماندگان با شادمانی، ارواح را تا بیرون شهر مشایعت میکنند. در
جشن زگموک بابلی در این زمینه شرحی است (رضی، (25:138ا در ذیل، تمام صورتکهای مورد مقایسه در جدولها آمده است که با مقایسهی آنها در مییابیم که صورتکهای کلماکره، بیشترین شباهت را با صورتکهای مکشوفه از بینالنهرین دارد که ریشهی اصلی ساخت این شیء را بر اساس مدارک ارائه شده باید در هنر سومری جستوجو کرد؛ سپس ایلامیان به تقلید از آنها از ان استفاده وسیعی نمودنده صاحبان گنجینهی غار کلماکره نیز به عنوان یکی از حکومتهای
مستقل دوران ایلام نو که در جنوب لرستان ساکن بودند، اقدام به ساخت چنین آثاری با فرم و
نحوهی ساخت متفاوت کردند.
نتیجهگیری
تمام صورتکهای مورد اشاره، بهصورت یک ورقهی کامل چکشکاری یا قالبگیری شده بودند؛ اما صورتکهای کلماکره دوتکه بوده و لب آناها جداگانه ساخته شده استه جای حفر٥ی چشمها نیز کاملا خالی بوده که آلا را با قیر پر میکردند و سپس به جای مردمک، آن را سنگنشان میکردند. باتوجه به وجود بست و میخها و آثار ذرات چوب روی برخی از صورتکهای کلماکره، معلوم میشود که این نوع صورتکها رری مجسمههای چوبی قرار داشته و این مجسمهها از نظر آیینی مهم بودهاند؛ زیرا در میانا اشیای گنجینهی کلماکره، فقط صورتکها از طلا ساخته شدهاند و بهنظر نمیرسد که
صورتکهای مرگ بوده باشند.
مسئلهی مهم دیگر در مورد این صورتکها اندازهی آنهاست؛ زیرا همگی در اندازههای
مختلف و کوچکتر از اندازهی طبیعی ساخته شدهاند و این امر، نشان میدهد که کاربردشان
برای پوشاندن صورت نبوده، بلکه برای پوشش مجسمههای چوبی بودهانده این نظر محتمل است که از این مجسمهها در مراسم آیینی و تشریفاتی مربوط به ارواح مردگان و نیاکانشان استفاده کرده باشند. نکتهی قابل توجه دیگر، شکل این صورتکها با بینی بزرگ و خمیده است که بسیار شبیه به شکل بینی لرهای امروزی در منطقه است. صورتکها تقریبآ همیشه ارواحی
را بهطور نمادین و سمبلیک مجسم میکنند؛ بدین معنی که مردم با استفاده از صورتی، خود را بهشکل ارواح نیاکان، موجودات اساطیری، قهرمانان، حیوانات و خدایان طبیعی درمیاوردند. در میان اقوام ابتدایی، مجسمهسازی جنبهی جادویی داشته و نمادگرا بوده است. این هنر در تمدنهای باستان، علاوه بر کاربرد تزیینی، کارکردی مذهبی و ایینی نیز یافته است. در
تمدنهای مختلف بهجنبهها و شرایط متفاوتی از آفرینش هنری در مجسمهسازی برمیخوریم؛ بتها و شمایلهای سومری با کارکرد آیینی، هنر وقایعنگار آشوری که هدف آن نمایش
عظمت پادشاهان بود، توجه به جهان پس از مرگ در هنر مصر، افسانهپردازی و سمبولیسم بودایی در هند، نمادگرایی و عناصر جادویی در صورتکها و کندهکاریهای آفریقایی، انسان گرایی و ایدهآلیسم یونانی و بهدنبال آن، توصیفگرایی در هنر رومی از شاخصههای اصلی
ادواری است که بر هنر و مجسمهسازی اقوام مختلف بشری گذشته است. دیدیم که صورتکهای کلماکره بیشترین شباهت را با صورتکهای مکشوفه از بینالنهرین
دارد که ریشهی اصلی ساخت این شیء را براساس مدارک ارابه شده باید در هنر سومری جسترص کرد؛ سپس ایلامیان به تقلید از آنها پرداخته و از آن استفادهی رسیعی کردند.
صاحبان گنجینهی غار کلماکره نیز بهعنوان یکی از حکومتهای مستقل دوران ایلام نو، که در جنوب لرستان ساکن بودند، اقدام به ساخت چنین آثاری با فرم و نحوهی ساخت متفاوت
کردند .
صورتکها در آیینهای فولکلوریک و سنتی، پیشینهی مشترس دارنده صورتی، نماد بخشی از آداب و رسومی است که کلیت آن مراسم را زینت میبخشد و گاهی سنتی ارجمند است که زندگی مذهبی و اجتماعی یک جامعه و یا گروه خاصی در درون آن جامعه را دربر میگیرد.
تداوم پوشیدن صورتی در جشنها توسط کودکان، نمونههای خوبی از این دست بهشمار میروده امروزه، صورتکها از جنس پلاستیک و بهصورت انبوه تولید میشوند و اغلب
قهرمانان فیلمهای محبوب عموم، برنامههای تلویزیونی یا کارتونها هستنده به راستی هر حال، انها یاداور صورتکهایی هستند که نیروی مداومی برای ظهور بازیگری و نمایش داشتنده بهراستی در زندگی امروزی ما که دیگر جایی برای صورتکهای آیینی، دورکردن ارواح خبیثه، بهرحم اوردن دل خدایان، برکتزایی و .ه. نیست، در طول یک روز به چند نوم صورتی نیاز
داریم؟

مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015