مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶

ملک معنی درکنار گفتاری در فلسفه حقوق‌مالکیت‌فکری

چکیده



فلسفه حقوق مالکیت فکری بر دو مبحث بنیادین استوار است : مفهوم حق مالکیت فکری و توجیه این حق. تاریخ حقوق ایران برای شناسائی مفهوم حقوق مالکیت فکری با سه دشواری مواجه بوده است: آمیختن مالکیت اعتباری و مالکیت حقیقی، آمیختن تصرف و مالکیت، و ضرورت عین بودن مبیع. در توجیه مالکیت فکری نیز می‌توان به سه امر استدلال کرد: مالکیت فکری همچون حق طبیعی، مالکیت فکری همچون شخصیت، و مالکیت فکری همچون امتیاز. سعی این مقاله آن است که با تحلیل خطایی که حقوق سنتی از دیرباز به آن مبتلا شده، هم در مفهوم مالکیت‌های فکری بازاندیشی کند و هم توجیهی دیگر بر آن بیابد. حقوقدانان مایلند هر رابطه‌ای را در چارچوب مالکیّت فهم کنند اما ضرورتی نیست که هرگونه حق معنوی به مالکیت تحویل شود؛ می‌توان محق بود ولی مالک نبود و نیز می‌توان زیان به حقوق معنوی را از دریچه مسؤولیت مدنی نگریست.


مشخصات

مشخصات

توسط: دکتر حسن جعفری‌تبار تعداد صفحات: 42 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۵/۴/۱۴ منبع: دیتاسرا

خرید محصول

خرید محصول

عنوان: ملک معنی درکنار گفتاری در فلسفه حقوق‌مالکیت‌فکری حجم: 404.94 کیلوبایت فرمت فایل: pdf قیمت: 1200 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

نمای مطلب

فصلنامه حقوق‌ مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی‌ سال ٧٣ شماره ٢ تابستان ١٣٨٦ صفحات‌٨٢ -‌٤١
ملک معنی درکنار گفتاری در فلسفه حقوق‌مالکیت‌فکری
دکتر حسن جعفری‌تبار استادیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشگاه تهران
مقدمه
دانش فلسفه حقوق مالکیت فکری دانشی درجه اول است یا درجه دوم‌ این پرسش یکی از سوالهای مهم فلسفه حقوق مالکیت فکری است‌ دانش‌های درجه اول به وقایع خارجی می‌پردازند و دانش‌های درجه دوم به دانش‌های درجه اول‌ عم حقوق علمی درجه اول است اما فلبنفه خقوق در ان بخش که به مطالعه خود علم حقوق مشغول است دانشی است درجه دوم‌ فلسفه علم حقوق از فلسفه‌های مضاف است که در قرن اخیر نضم گرفته‌اند لیکن همه فلسفه‌های مضاف به‌ضرورت‌ دانش درجه دوم نیستند؛ فقط فلسفه‌هایی چنین‌اند که علم‌شناسی‌اند و به مطالعه دانشی دیگر می‌پردازند علم‌ت‌ریخ‌ دانشی درجه اول است چون حوادث و وقایع تاریخی را بررسی می‌کند فسفه علم ت‌ریخ اگر درباره خود علم تاریخ پرسش‌هایی فلسفی دارد دانش درجه دوم است‌؛ بدین‌سان‌ این پرسش که تاریخ علم است یا نه‌ و این که ‌تاریخ علم تاریخ چیست‌ ‌ پرسش‌هایی درجه دوم هستند لیکن اگر سوال فلسفی‌ نه به علم تاریخ که به خود تاریخ همچون یک واقعیت ارجاع دهد ان گاه این فلسفه تاریخ‌ درجه اول خواهد بود؛ بدین‌سان‌ این پرسش که ایا تاریخ ‌نه علم تاریخ‌ سرانجامی دارد یا نه‌ پرسشی است درجه اول‌؛ چه درباره واقعیت تاریم و زمان است نه درباره قصه فلسفه خقوق نیز چنین است‌؛ فلسفه حقوق فقط وقتی دانش درجه دوم است که موضوعش علم حقوق باشد این سئوال که ‌ایا روش‌شناسی علم حقوق همچون علوم طبیعی است یا همچون دیگر علوم انسانی‌ و این که ‌علم حقوق چه تحولی در تاریم داشته‌ ‌ سوالهایی درجه دوم‌اند اما اگر پرسش فلسفی فیلسوف حقوق‌ چیستی حق است‌ پرسش او درجه اول است‌؛ چه موضوم مطالعه او امر محقق خارجی ‌ ‌ حق‌ است نه دانش رسمی ‌ ‌ علم حقوق‌ ‌ به دیگر بیان‌ اگر در ترکیب اضافی فلسفه حقوق‌ مقصود از خفوق‌ علم حقوق است‌ آنگاه با دانشی درجه ول مواجهیم‌ خفوق همچون ‌ط‌ریخ مشترکی لفظی است‌؛ به معنی علم ست ‌همچون رشته دانشگاهی ‌ط‌ریخ‌ و گاه به معنی خود ‌همچون جنگ جهانی دوم‌ ‌ خقوق نیز گاه به مفهوم است ‌ ‌ دیسیپلین حقوق‌ و گاه جمع در ترکیب فسفه خقوق کیت فکری باید حقوق را بیشتر جمع ‌حق‌ دانست تا کلم حقوق‌ چه‌ هنوز وجود رشته‌ای علمی به نام ‌حقوق مالکیت فکری‌ ‌ که قسیم کلم حقوق باشد مسلم نیست‌ وانگهی‌ اگر وجود مستقل این رشته علمی‌ محقق باشد فنوز متدولوژی ان از روش‌شناسی علم حقوق به شکلی مشخص‌ جدا نیست‌؛ همچون و علم فیزیک و شیمی که هر دو در رشته علمی علوم طبیعی قرار می‌گیرند لیکن لسفه‌ای کاملا ممتاز از یکدیگر ندارند بدین‌سان فلسفه حقوق مالکیت فکری‌ بیشتر لسفه حق مالکیت فکری است‌٣ تا فلسفه علم حقوق مالکیت فکری‌ ‌؛ به دیگر سخن‌ حتوای این فلسفه‌ گزاره‌هایی درجه اول است درباره مفهوم حق مالکیت فکری و وجیه هنجاری این که ا یا وجود حقی به نام کیپ فکری ممکن است یا ممتنع و یا پذیرش این مفهوم‌ مطلوب است یا نامطلوب‌ می‌توان البته درباره فلسفه علم حقوق الکیت فکری نیز تآملاتی داشت لیکن این تآملات‌ به‌تقریب‌ همان مسائل فلسفه علم حقوق است‌؛ یعنی تطبیق روش‌شناسی علم حقوق با روش‌شناسی علوم تجربی و علوم جتماعی ‌جعفری‌تبار ‌ ما در اینجا از فلسفه حقوق مالکیت فکری اراده بکنیم مطالعه فلسفی حق فکری است‌: آیا این حق‌ حقی طبیعی و پیشینی ست یا امتیازی دولتی و پسینی و ضرورت ان کدام است‌ پس‌ مقاله خود را به دو گفتار تقسیم می‌کنیم‌: حق مالکیت فکری‌ حق مالکیت فکری‌ در گفتار نخست‌ ‌چیبشی‌ این حق مطالعه می‌شود و در گفتار دوم‌ ‌بایستی‌ آن‌ گفتار نخست‌ حکمت بظری‌حق مالکیت فکری است و گفتار دوم‌ حکمت عملی‌آن‌ سوال در گفتار نخست این است که حق مالکیت فکری چیست و آیا چنین حقی وجود دارد ‌ پرسش گفتار دوم آن است که چرا این حق باید نباید باشد گفتار نخست‌: مفهوم حق مالکیت ف‌ی بحث از مفاهیم‌ یکسره بحثی فلسفی است نه علمی‌ مفهوم‌شناسی ‌ ‌ تعریف‌ به گزاره‌های تحلیلی‌ پیشینی‌ می‌انجامد که در دیدگاه پوپر گزاره‌هایی غیرعلمی و ابطال‌ناپذیر است‌ گزاره تحلیلی ‌دو خه دو چرخ دآرد اطلاعاتی جدید به خواننده نمی‌دهد و محمول قضیه‌ همان موضوع آن است ‌ ‌ توتولوژی‌ ‌ تعریف نیز بر بنیاد ادعای تعریف‌کننده‌ حقیقت ذات معرف را بیان می‌کند و نقد و ابطال آن برتافته نمی‌شود چه تنها گزاره‌های علمی تالیفی هستد که صدق کذب آنها پس از تجربه آشکار می‌گردد امّا صدق گزاره‌های پیشینی‌ ضروری است و هرگز تکذیب آنها ممکن نخواهد بود می‌توان کذب این گزاره تالیفی را نشان داد که ‌زمین لیکن تکذیب این گزاره که ‌دو چرخه دو چرخ دآرد ناممکن است‌ مفهوم‌سازی‌ها نیز به گزاره‌های تحلیلی نزدیک می‌شوند؛ درج واژه در تعریف حقوق‌ سبب می‌شود نظامی از قواعد که از هر جهت شبیه حقوق است دیگر حقوق محسوب نشود همچنان که وسیله نقلیه‌ای که مانند دوچرخه است ولی یک چرخ اضافه دارد سه‌چرخه است نه دوچرخه‌ گفتار نخست درباره مفهوم حق مالکیت فکری در سه عنوان تقریر می‌شود: مفهوم فلسفی مالکیت فکری‌ مفهوم منطقی مفهوم تاریخی‌ فقهی حقوقدانان سنتی ایران در پذیرش مالکیت فکری با سه دشواری تاریخی مواجه‌اند: نخست‌ خلط مالکیت اعتباری و مالکیت حقیقی‌ دوم تقلیل مالکیت به تصرف و سوم‌ پذیرش ضرورت عین بودن مبیع‌ آنان قانع شده بودند که مالکیت به معنی تصاحب است و تصاحب به معنای تصرف و برای انتقال این تصرف باید موضوع تصرف‌ چیزی عینی و ملموس باشد البته آنچه بر این هر سه دشواری مقدم است‌ تحلیل خطایی است که حقوق سنتی از دیرباز به مبتلا شده است‌ مایلد هر رابطه‌ای را در چارچوب کیت فهم کنند و این‌ نتیجه فروکاستن مفهوم حق به مالکیت است ‌جعفری‌تبار ضرورتی نیست که هرگونه حق معنوی به مالکیت تحویل شود تا پیچ و خم رابطه‌ی فنی مالکانه‌ نظریه‌پرداز را به تنگی قافیه دچار سازد؛ می‌توان محق بود ولی م‌ک نبود نیز می‌توان هرگونه زیان به حقوق معنوی را از دریچه مسوولیت مدنی نگریست‌: خسارتها حتی آنها که به مال تقویم نمی‌شوند قابلیت جبران را حتی جبران به مال دارا هستند اضرار به حقوق معنوی نیز باید به شیوه‌ای‌ گرچه مالی‌ تدارک شود آن که به حق معنوی دیگری حرمت نمی‌نهد به شکلی غیرعادلانه دارا شده است‌؛ دارا شدنی که بی‌گمان ضمان‌آور است اما اگر از این نکته درگذریم‌ چون همواره از ‌مادی یا معنوی‌ سخن گفته‌اند باید به سه دشواری موجود در فهم این مفهوم اشاره کرد مفهوم فلسفی فکری مفاهیم دو گونه‌اند: مفهوم عینی دارای ذاتی فیزیکی است و وجودی خارجی ‌ ‌ خارج از ذهن‌ دارد اما مفهوم انتزاعی‌ موجودی ذهنی و اعتباری است‌ کیت نه عینیتی دارد همچون عینیت مالک و شی‌ء مملوک‌ و نه حتی از حالت تطابق مالک و مملوک اخذ شده آنچنان که توازی را از حالت وجود دو عین ‌ریل راه آهن‌ فهم می‌کنند مالکیت فقط برساخته قوه مخیله انسان‌ها است که به شکلی جمعی آن را تصور و قرارداد کرده‌اند رابطه‌های عینی و حقیقی به صرف اراده‌های انسانی فسخ نمی‌شوند لیکن رابطه‌های اعتباری و مجازی به محض اراده فسخ می‌پذیرند نمی‌توان اراده کرد که خورشید تاریک شود مگر آن که عملیاتی فیزیکی بر روی آن اعمال شود اما می‌توان چنین خواست که زوجیتی فقط به دلیل انشاء‌ فسخ شود یا مالکیتی ملغی گردد مفاهیم حقیقی‌ وجودی مستقل از انسان دارند لیکن مفاهیم اعتباری فقط پس از نیاز و تعاهد انسانی پدیدار می‌شوند وجود نور خورشید به وجود انسان وابسته نیست اما اگر انسانها نبودند زوجیت و مالکیتی هم به وجود نمی‌آمد تفریق میان مفهوم حقیقی و عینی و مفهوم مجازی و اعتباری سبب تفریق احکام مترتب بر آنها نیز می‌گردد تقدم علت بر معلول‌ تقدمی وجودی و عینی است لیکن در دنیای اعتبار چنین تقدمی ضرورت ندارد نمی‌توان وجود میزی را در عالم واقع‌ پیش از وجود سازنده آن باور داشت‌ اما می‌توان وجود عقدی را در عالم اعتبار پیش از وجود سبب آن تخیل کرد ‌ ‌ اثر اجازه در عقد فضولی و اکراهی نظریه کشف‌ ‌ خلط دو مفهوم حقیقی و اعتباری همان است که تاریخ حقوق سنتی با آن به‌خوبی آشناست‌ دشواری دیگر در تشخیص حقیقت از مجاز در جایی است که مفهومی معین‌ هم کارکردی حقیقی داشته باشد و هم کارکردی اعتباری‌ مالکیت از همین عناوین است که هم گونه حقیقی آن متصور است هم نوع مجازی انتزاعی آل‌ به‌طور مثال‌ مالکیت خداوند بر هستی‌ مالکیتی حقیقی است‌ زیرا با فرض و تخیل کسی ایجاد نشده تا با اراده او ملغی شود اگر شخصی مالک اتومبیلی است‌ مالکیت او به وضع و جعل قانونگذار است و با وضع و جعلی دیگر ممکن است این مالکیت‌ نابوده محسوب شود اما مالکیت علت‌العلل بر معلولها با انشاء مقامی برتر خلق نشده و قابل باز پس‌گیری نیز نیست‌ ‌مالکیت خداوند در اینجا خود عنوانی مجازی است چنانکه بگوییم شکر ک شیرییی‌آست‌ مقصود از مالکیت در اینجا دربردارندگی و تصاحب و سیطره و همراهی است نه مالکیت حقوقی‌؛ شکر بر بنیاد وجود خود ‌دارای‌ شیرینی است ‌ ‌ همراه و ملازم آن است‌ و این‌ با مالکیتی که به اعتبار شارع ایجاد می‌شود متفاوت است‌ وانگهی‌ کیت خقیقی خود عنوانی مجازی است و ما فقط با ارتکاب گونه‌ای تجوز لفظی‌ شکر را نیز دآرآی شیرینی می‌نامیم و آهن ربا را دآرآی مغناطیس و خدا را دآر ‌ی جهان‌ همین‌گونه است مالکیت انسان بر نفس و جان و بدن خود؛ انسان به‌حقیقت‌ نه با فرض مقنن‌ بر نفس خود سیطره دارد لیکن هیچکس به‌حقیقت طبیعت‌ مالک مملوک خود همچوبا اتومبیل نیست‌ قانونگذار فقط چنین خواسته که با مهیا بودن همه شرایط‌ شخص‌آف مالک اتومبیل محسوب شود محمد حسین غروی‌آصف‌نی در بحثی دقیق درباره حق می‌گوید: حق در اصل لغت به معنای ثبوت است‌٢ و ثبوت بی‌اضافه به چیزی‌ قابلیت اعتبار ندارد اما هرگز ثبوت ‌زمین‌ برای انسان اعتبار نمی‌شود بلکه ثبوت ‌مالکیت زمین‌ برای او لحاظ می‌گردد اعتبار ثبوت چیزی برای چیزی دیگر وقتی صحیح است که از آن به دلیل ثبوت حقیقتش بی نیاز نباشد وگرنه این اعتبار لغو است‌ مالکیت خداوند و سلطنت او بر جهابا به ‌اعتبار نیست تا بتوابا آبا را از سارد مالکیت حوا قرار داد این مالکیت احاطه‌ احاطه‌ای رجودی است‌؛ بدابا معنی که ذات موجودات‌ به‌حقیقت‌ برای خداق‌ند ثابت است‌ غروی اصفهانی چنین ادامه می‌دهد که ولایت حاکم شرع نیز جلوه‌ای از رلایت خدارند نیست زیرا رلایت خدارند حقیقی است اما رلایت حاکم شرع‌ اعتباری ‌غروی اصفهانی‌ همچنین وقتی می‌گوئیم انسان بر وجودش مالک‌تر است تا دیگران‌ نسبت مالکیت به نفس و فعل انسان‌ اعتباری نیست‌ معنای مالکیت انسان بر فعل خود تبعیت حرکات و سکنات اوست از اختیار و اراده او زمام کار انسان به حقیقت و واقعیت‌ در دست انسان است نه به جعل و اعتبار شارع‌ پس اگرآف مطیع ب است می‌توان ب را مالک آف نامید همچنان که موسی می‌گوید من ک خود و برآدرم هستم‌ هارون منقاد موسی است و این انقیاد حقیقی است نه اعتباری و بدین‌سان آثار مالکیت شرعی بر آن ثابت نمی‌شود همچنین است انقیاد تکوینی و ذاتی جهان در برابر خدا؛ خداوند مستحق ‌ ‌ مالک‌ عبادت جهانیان است اما این مالکیت با مالکیت انسانها بر اموال خود متفاوت است‌ بدین‌سان‌ شیخ محمد حسین غروی آصفط‌نی نظر فقیهانی را نمی‌پذیرد که اجرت گرفتن بر واجبات را ‌همچون نماز حرام می‌دانند؛ آنان چنین می‌پندارند که نماز ملک خداوند است و دارا شدن به هزینه ملک و مال دیگری‌ نوعی است از مال به باطل‌

بدین‌سان مال‌ به‌ضرورت چیزی نیست که واجد عینیت و وجودی طبیعی باشد؛ بلکه هر چیز که اعتبارکننده آن را مال فرض کند نامیده خواهد شد حتی اگر این چیز امری فکری و معنوی و یا اعضای انسانی باشد که علی‌الاصول مالکیت آن‌ حقیقی است ‌کاتوزیان‌ منتها در مرحله توجیه است که باید به ضرررت این مالکیت پرداخته شود؛ مقثن پس از ارزیابی حقها و مصلحت‌ها باید به این نتیجه برسد که ایا مال بودن چیزی خاص‌ به خیر انسان یا به عدالت اجتماعی منتهی می‌شود یا نه‌ ف‌ تصرف و مالکیت‌؛ تفاوف ملک منطقی با ملک حقوقی یکی از مفولات عشر در منطق ارسطوئی‌ مقوله جده است و آن‌ بر طبق تعریف منطقیان‌ بودن چیزی است چیزی را ‌شهابی‌ ‌ همچون نسبت جسمی به جسمی دیگر که منطبق بر سطح آن یا بر جزئی از سطح آن است‌؛ مثل هیاتی که از پوشیدن لباس و کفش و انگشتر برای انسان‌ و پوست برای درخت حاصل می‌شود احاطه شی‌ء اول بر شی‌ء دوم به گونه‌ای است که با حرکت محاط‌به‌ محیط نیز منتقل می‌شود بدین‌سان‌ در مقوله جده‌ به شیوه مالکیت و ناقل قانونی نظری نمی‌افکنند؛ همین که لباس بر تن فرد است و با او حرکت می‌کند نسبت جده محقق می‌شود بی‌ملاحظه مالک بودن یا غاصب بودن او ‌ لیکن نسبت اعتباری فرد را با مالش ‌ ‌ مالکیت حقوقی‌ نمی‌توان جده ‌ ‌ ملک منطقی‌ دانست و ضرورتی نیست که مال شخص همراه با خود او حرکت کند در برخی آثار منطق ارسطوئی میان دو ملک ‌ملک حقوقی و ملک منطقی‌ خلط کرده‌اند و برای جده‌ به ملک حقوقی مثال زده‌اند به‌طور مثال‌ خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اساس الاقتباس می‌گوید: ‌ دیگر مقوله جده و ملک و ه است و این هر سه نامهای این مقوله است‌ و ا ن نزدیک متقدمان ‌ ‌ ‌یونانیان‌ بودن چیزی است چیزی را مانند علم و شجاعت و صحت و جمال و مال و فرزند و مکان و امثال آن زید را و به نزدیک متاخران ‌ ‌ فیلسوفان مسلمان‌ هیاتی است که جسم را باشد به سبب نسبت ار با ملاصقی یا محیطی یا شاملی که منتقل باشد به انتقال جسس مانند تلبس ق تسلح تقمّن ش‌ین ق تنعل غیر آنا بعضی از آنا ذاتی بود چون بودن حیوان در پوست خود و بعضی‌ عرضی بود چون پوشیدگی به جامه‌؛ و بعضی‌ کلی بود چون پوشیدگی به کل و بعضی‌ جزوی بود چون پوشیدس به جزء‌ ‌خواجه نصیر الدین طوسی‌ شاید به دلیل همین پراکندگی در تبیین معنای جده‌ ابن سینا در علائی می‌گوید: و این باب ‌ ‌ باب جده‌ مرا هنوز معلوم نشده است‌ ‌؛‌ا گوئی به دقت معلوم نشده است که ا یا مقصود از جده‌ مالکیت اعتباری است یا تصرف و تصاحب فیزیکی‌ مالکیت شاید در بسیاری موارد ملازم تصرف و دست‌اندازی باشد اما همواره این‌گونه نیست‌ فقیهان‌ مفهوم مالکیت را به مفهوم تصرف ‌ ‌ به چنگ آوردن چیزی‌ تقلیل می‌دهند به همین دلیل‌ پذیرش مالکیت‌های معنوی با دشواری ساجه می‌شود؛ چه نمی‌توان آن را به تصرف فیزیکی درآورد تقلیل مالکیت به تصرف‌

مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
پرواز با اتومبیل پرنده: اتومبیل تی‌اف-ایکس مجوز پرواز گرفت
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
جشن کریسمس در نقاط مختلف جهان (+عکس)
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
بازیافت ماشین های قدیمی به روشی نو!
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
لوکس ترین خودروهای دنیا در نمایشگاه اتومبیل لس آنجلس (+عکس)
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015