مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵

تعیین عوامل مرتبط با قطع درمان در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی

چکیده



 مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی عوامل مرتبط با قطع درمان بیماران روان‌پزشکی انجام شد.



روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی- تحلیلی بود که با استفاده از داده‌های نرم‌افزار ثبت اطلاعات بیماران انجام شد. تعداد 2600 نفر بیمار مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی که از تاریخ بهمن ماه 1389 تا پایان دی ماه 13911 در مطب‌های پزشکان عمومی همکار مراکز سلامت روان جامعه‌نگر ویزیت شده بودند، در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه، معیار قطع درمان، مراجعه نکردن بیمار تا 30 روز پس از تاریخ مقرر برای ویزیت بعدی او اختیار شد. باید خاطر نشان کرد که در این مطالعه، اطلاعات بیمارانی که فقط یک ویزیت داشتند از تحلیل خارج نشد. به منظور بررسی عوامل مؤثر بر بقا از تکنیک آماری تحلیل بقا استفاده شد و تأثیر عواملی چون سن، جنس، تحصیلات، نوع تشخیص، تعداد تشخیص‌ها، مرکز ارایه کننده خدمات بر قطع درمان بررسی شد. همچنین برای بررسی تأثیر پیگیری‌های تلفنی بر بقا از رگرسیون کاکس استفاده شد.



یافته‌ها: میانه مدت زمان حضور بیماران در درمان، 32 روز بود که از 16 تا 600 روز در بین پزشکان مختلف متغیر بود. اگر در این مطالعه، اطلاعات بیمارانی که فقط یک ویزیت داشتند در تحلیل کنار گذاشته شود، میانه بقای بقیه بیماران 1588 روز بود. سن بیمار، مطب ارایه دهنده خدمت و پیگیری‌های رابط درمان از عوامل مؤثر بر ماندگاری بیماران در درمان بود.



نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشانگر اهمیت نقش مؤثر برقراری یک ارتباط درمانی خوب با انجام پیگیری‌های تلفنی منظم بر بقای بیماران در درمان هستند.


مشخصات

مشخصات

توسط: فرید ابوالحسنی شهرضا، ونداد شریفی، لیلا معظمی‌گودرزی، سیدجعفر موسوی‌نیا، مرتضی جعفری‌نیا، معصومه امین‌اسماعیلی، ابوالفضل حاجی‌زادگان ، زهرا نوعی * مجله: مجله تحقیقات نظام سلامت حکیم سال انتشار: 1393 شمسی تعداد صفحات: 10 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۵/۹/۱۷ منبع: دیتاسرا

خرید محصول

خرید محصول

عنوان: تعیین عوامل مرتبط با قطع درمان در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی حجم: 167.43 کیلوبایت فرمت فایل: pdf قیمت: 1200 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

نمای مطلب

تعیین عوامل مرتبط با قطع درمان در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی

مقدمه

اختلالات افسردگی و اضطرابی در بیش از از بیماران مراقبت اولیه رخ می‌دهند این اختلالات هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ کارکرد جسمی نسبت به بسیاری از بیماری‌های جسمی مزمن چون دیابت‌ فشارخون‌ آرتروز و کمردرد ناتوان‌کننده‌تر هستند مطالعات همه‌گیرشناسی نشان می‌دهند که اختلالات اضطرابی‌ شابع‌ترین طبقه اختلالات روانی هستند که از جمعیت عمومی را در نقطه‌ای از زندگی‌شان مبتلا می‌سازند مبتلایان به اتلالات اضطرابی‌ اختلالات شغلی و عملکردی معناداری نشان می‌دهند این بیماران از خدمات سلامت عمومی نیز به مراتب بیشتر استفاده می‌کنند که منجر به صرف هزینه‌های بالاتر مالی می‌گردد ‌ ‌ ‌ یکی از رویکردهای ارایه خدمات سلامت روان در مراقبت اولیه‌ مدل مراقبت مشارکتی است که در واقع همکاری تنگاتنگ سیستم مراقبتت اولیه ‌پزشکان عمومی‌ با یک تیم تخصصی سلامت روان است ‌ مراقبت مشارکتی یک رویکرد ساختاریافته به درمان بیماری‌های مزمن است و نقش بیشتری برای متخصصان غیرپزثثکی قائل است‌ طیف مداخلات این مدل شامل مداخلات تلفنی برای تشویق بیماران به پذیرش دارویی تا پیگیری متمرکزی است که شکلی از مداخله ساختاریافته روان‌شناختی است مدل‌های مراقبت مشارکتی که طی ‌ سال گذشته بر اساس مدل مراقبت مزمن ایجاد شده‌اند؛ یک مداخله چندجزیی هستند که از رابط درمان برای متصل کردن فراهم‌کنندگان مراقبت اولیه‌ بیماران و متخصصان بهداشت روان استفادهه می‌کنند درمان در مدل مراقبت مشارکتی به صورتی طراحی می‌شود که شامل پیگیری بیماران‌ نظارت بر نتایج درمان‌ سازگار کردن درمان برای بیمارانی که بهبود پیدا نمی‌کنند و مشاوره با متخصص در هنگام ضرورت است‌ه ایجاد نقش رابط درمان در مدل مراقبت مشارکتی اساسی است‌ وظایف و نقش‌های رابط درمان در مدل‌های مختلف مراقبت مشارکتی شامل ارزیابی کنترل بیمار بر بیماری‌ نظارت بر موفقیت برنامه درمان‌ نظارت بر بهبود وضعیت‌ حمایت از تغییر رفتار مدیریت درمان‌ پپگیری منظم برای حفظ تغییر رفتار و هماهنگ‌کنندگی فرآیند درمان است مطالعات مختلف اثربخشی بیشتر مراقبت مشارکتی را نسبت به درمان استاندارد نشان داده‌انده بیشتر از مطالعه کنترل شده نشان داده‌اند که مراقبت مشارکتی برای افسردگی نسبت به درمان معمول موثرتر و به صرفه‌تر است مطالعه مروری شریفی و همکاران که به مرور شواهد اثربخشی و هزینه‌ اثربخشی ارایه انواع خدمات جامعه‌نگر به بیماران دچار اختلالات روان‌پزشکی پرداخته است بیان می‌کند که موثرترین و هزینه اثربخش‌ترین الگوهای جامعه‌نگر درمان اختلالات خفیف روان‌پزشکی‌ مراقبت‌های مشارکتی و مراقبت‌های ارایه با استفاده از اینترنت بوده است‌ در این مدل‌ها کاهش علایم بیماری‌ رضایت‌مندی بیمار و کاهش بار تحمیل شده اقتصادی بیماری بر خانواده از جمله شاخص‌هایی بود که به طور معناداری تحت تاثیر قرار گرفته بود

ب در کشور ما نیز مدل مراقبت مشارکتی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی در مراکز سلامت روان جامعه‌نگردانشگاه علوم پزشکی تهران بکار گرفته شده است‌ه هر یک از واحدهای همکار این مراکز ‌واحدهای مراقبت اولیه‌ که شامل یک پزشک عمومی و یک رابط درمان‌ هستند با مشارکت و نظارت متخصصین به شناسایی و درمان اختلالات شابع روان‌پزشکی ‌افسردگی و اضطراب‌ در بین مراجعان خود می‌پردازند پزشکان عمومی این مراکز برای شناسایی و درمان اختلالات اضطرابی و افسردگی آموزش داده شده‌اند و به صورت مداوم توسط روان‌پزشکان مراکز نظارت می‌شونده در مواردی چون تشخیص سایکوز یا افسردگی یا اضطراب شدیدتر پزشکان بیماران خود را برای دریافت خدمات تخصصی به مراکز سلامت روان جامعه‌نگر ارجاع می‌دهند رابطان درمان‌ منشی پزشکان عمومی هستند و برای انجام پیگیری‌های تلفنی از روان‌شناسان مرکز آموزش گرفته‌اند همچنین رابطان درمان برای وارد کردن اطلاعات بیماران در نرم‌افزار ثبت اطلاعات بیماران نیز آموزش‌های لازم را دریافت نموده‌اند مراکز سلامت روان جامعه‌نگر از سال به بیماران روان‌پزشکی از طریق واحدهای مراقبت اولیه خدمات ارایه داده‌اند متاسفانه قطع درمان روان‌پزشکی خیلی شایع است‌ نرخ برآورد شده قطع درمان در خدمات سرپایی روان‌پزشکی از متغیر است حدود لادلا بیماران روان‌پزشکی درمان خود را قطع می‌کنند و در این میان افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی بیشتر در معرض قطع خودسرانه درمان قرار دارنده برای مثال نشان داده ثثبده است که بیشتر از مبتلایان به فوبی اجتماعی که در یک جلسه اولیه مصاحبه شده بودند در جلسات پیگیری درمان حاضر نمی‌شدند ‌ ‌ ‌ همچنین اگرچه راهنماهای درمان دارویی‌ طول دوره درمان افسردگی را حداقل ه ماه بعد از فروکش علایم می‌دانند؛ از بیمارانی که دارو برای آن‌ها تجویز تثبده است‌ یا به صورت ناتمام دارو را مصرف کرده‌اند و یا آن را به صورت متناقض مصرف می‌کنند که فایده‌ای ندارد و خطر عود و برگشت را بالا می‌برد در خدمات جامعه‌نگر روان‌پزشکی‌ نرخخ قطع درمان از با توجه به خدمات دریافت ثثبده چون بیمارستان روزانه‌ خدمات بستری و سرپایی متغیر است ‌ در مطالعه‌ای‌ در یک نظام مراقبتی جامعه‌نگر روان‌پزشکی در ایتالیا نزدیک به نیمی از بیماران درمان خود را قطع کرده بودند ‌ در پیمایش سازمان

جانی بداشت که به طور کلی همه هدمات برپایی روان‌پزشکی را در نظر داشت‌ نرخ قطع درمان حدود ‌ به دست آمد در کشورهای با درآمد بالا در کشورهای با درآمد متوسط بالا در کشورهای پایین یا متوسط پایین‌ قطع درمانی که توسط روان‌پزشک ارایه می‌شود ‌ در همه کشورها یکسان بود ‌درآمد بالا متوسط بالا ‌ ‌ ‌ ‌ پایین‌ ‌متوسط پایین ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ اما الگوی قطع درمانن میان دیگر ارایه‌کنندگان خدمات در کشورهای مختلف متفاوت گزارش شد در مطالعه‌ای توسط الفسون همکاران ‌و ‌ ‌ ‌ بیشترین نرخ قطع درمان در واحدهای پزشکی عمومی و در بود و کمترین قطعع درمان نیز برای روان‌پزشکان و در بود این یافته‌ها اهمیت شناسایی عوامل خطر قطع درمان را نشان می‌دهند؛ چرا که هم قطع درمان روان‌پزشکی شایع است و هم این ک اگر درمالاهاکا سلامت روانا برای یک دوره کامل دریافت نشوند موثر نیستند بنابر!ین اگاهی از شیوع و تعیین‌کننده‌های قطع درمان برای طراحی مداخلات و سیاست‌های مراقبت بهداشت اساسی است تا امکان دریافت کامل خدمات درمانی توسط بیماران افزایش یابد ‌ ‌ پژوهش حاضر با در نظر داشتن این که درمان کامل و مناسب اختلالات خلقی و اضطرابی می‌تواند بار این بیماری‌ها را در جامعه کاهش دهد درصدد است تا با تعیین عوامل پیش‌بینی کننده قطع درمان بیماران‌ امکان ماندگاری بیماران را در مراقبت مشارکتی افزایش دهد روش کار این مطالعه یک بررسی توصیفی‌ تحلیلی داده‌های جاری ثبت شده است‌ه آزمودنی‌های این مطالعه‌ همه بیماران ‌ نفر مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی مراجعه کننده به مطب‌های پزشکان عمومی همکار ‌د پزشک‌ مراکز سلامت روان جامعه‌نگر از تاریخ بهمن ماه تا پایان دی ماه بودند دو مرکز سلامت روان جامعه‌نگر دانشگاه علوم پزشکی تهران در منطقه جنوبی شهر تهران‌ منطقه اجتماعی اقتصادی پایین شهر تهران‌ واقع شده‌اند در این مطالعه‌ مطب‌ واحدهای همکار مرکز اول و ‌ مطب نیز واحدهای همکار مرکز دوم بودند هر یک از واحدهای همکار مراکز سلامت روان جامعه‌نگر از یک پزشک عمومی و یک رابط درمان ‌منشی پزشک عمومی‌ تشکیل شده‌اند پزشک عمومی که آموزش‌های

لازم را جهت شناسایی و درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی دریافت کرده است‌ با ویزیت بیماران‌ شناسایی و درمان اختلالات را انجام می‌دهد و رابط درمان نیز با پیگیری‌های تلفنی وضعیت بهبودی بیمار را بررسی می‌کند و بیمار را به ادامه درمان ترغیب می‌کنده اطلاعات بیماران توسط رابطان درمان در نرم‌افزار ثبت اطلاعات بیماران نوروتیک وارد می‌شود این نرم‌افزار به منظور ثبت اطلاعات بیماران طراحی شده است‌ همه بیماران در ابتدای ورود به درمان از این که اطلاعات آن‌ها مورد استفاده پژوهشی قرار می‌گیرد آگاه بودند در این نرم‌افزار اطلاعات دموگرافیک بیماران‌ اطلاعات ویزیت آن‌ها داروهای تجویز شده توسط پزشک و پیگیری‌های تلفنی رابط درمان ثبت می‌شوده این نرم‌افزار در قالب نرم‌افزار اکسل طراحی شده است‌ه فایل داده‌های بیماران هر یک از مطب‌ها نیز که به صورت یک فایل اکسل است‌ به صورت روزانه به ایمیل مراکز سلامت روان جامعه‌نگر ارسال می‌شود در این مطالعه‌ معیار قطع درمان مراجعه نکردن بیمار تا ‌ روز پس از تاربخ مقررر برای ویزیت بعدی او اختیار تثبده باید خاطر نشان کرد که در این مطالعه‌ اطلاعات بیمارانی کا فقط یک ویزیت داشتند از تحلیل خارع نشدند به منظور بررسی عوامل موثر بر بقا از تکنیک آماریی تحلیل بقا استفاده شد و تاثیر عواملی چون سن‌ جنس‌ تحصیلات‌ نوع تشخیص‌ تعداد تشخیص‌ها مرکز ارایه‌کننده خدمات بر قطع درمان بررسی شد بنا به دو دلیل‌ استفاده از این تکنیک ضروریی بود متغیر بقا در این تکنیک‌ به صورت یک متغیر فاصله‌ای مدنظر بود و نه متغیری اسمی‌؛ ‌ در صورت عدم استفاده از تحلیل بقا تفاوت زمان شروع به همکاری پزشکان دو مرکز می‌توانست ما را به نتایجی غیرواقعی رهنمون کند همچنین برای بررسی تاثیر پیگیری‌های تلفنی بر بقا از رگرسیون کاکس استفاده شد چهار نوع پیگیری تلفنی‌ای که در آن رابط درمان از بیمار در مورد وضعیت بیماری وی‌ مصرف داروها طبق دستور و عوارض آن‌ها سوالاتی می‌پرسید همچنین رابط درمان تاریخ ویزیت بعدی بیمار را به وی یادآوری می‌کرده اگر بیمار در این پیگیری موارد خاصی را مطرح می کرد که نشان دهنده عود علایم و یا عدم پاسخ به درمان بود رابط درمان موضوع را با پزشک در میان می‌گذاشت و اگر پزشک صلاح می‌دید که وقتی زودتر برای ویزیت بیمار در نظر گرفته شود رابط درمان این مطلب را به اطلاع بیمار می‌رساند

پیگیری نوع ‌پیگیری مراجعه نکردن برای ویزیت‌ ‌هنگامی انجام می‌شد که بیمار روز قبل برای ویزیت مراجعه نکرده باشد رابط درمان بر این اساس با بیمار تماس می‌گرفت و از وی در خصوص تمایل به ادامه درمان نزد پزشک عمومی سوال می‌پرسید و او را به ادامه درمان ترغیب می‌کرد پیگیری نوع ‌پیگیری مراجعه به روان‌پزشک‌ ‌ در مورد بیمارانی انجام می‌گرفت که در ویزیت قبلی به روان‌پزشک ارجاع شده بودند در این پیگیری رابط درمان در خصوص مراجعه بیمار به روان‌پزشک و وضعیت بیماری او سوال می‌پرسید پیگیری نوع ‌پیگیری متقاعد نمودن بیمار برای مراجعه‌ ‌ در صورتی انجام می‌شد که بیمار عدم تمایل خود را به ادامه درمان علی‌رغم عدم اتمام دوره درمانی خود در پیگیری تلفنی قبلی بیان کرده بود بدین ترتیب رابط درمان موظف بود با بیمار تماس گرفته و وی را به ادامه درمان ترغیب کند نتایج از ‌ ‌بیمار مراجعه کننده به مطب‌های پزشکان عمومی همکار مراکز سلامت روان جامعه‌نگر در مطب‌های زیر نظر مرکز شماره دیگر نیز تحت نظر مطب‌های مرکز شماره تحت مداوا قرار گرفتند ‌‌ بیماران در بازه سنی بین تا ‌ سال قرار داشتند کمتر از یک پنجم بیماران مرد و حدود سه چهارم بیماران متاهل بودند تنها یکک دهم بیماران دارای تحصیلات دانشگاهی بودنده تشخیص آولا بیماران افسردگی اساسی بود البته گاهی این تشخیص با یک یا دو اختلال اضطرابی همراه بود تشخیص‌ها هم اختلال اضطراب منتشر بود از بیماران قبل از پایان مداوا مراجعه به مطب را ادامه نداده بودند فقط و ‌لا بیماران در این بررسی درمان خود را قطع نکرده بودند نتیجه تحلیل بقای کلی نتایج نشان داد که میانه مدت بقای بیمار در درمان‌ برابر ‌ روز بود٠ اگر در این مطالعه بیمارانی که فقط یک ویزیت داشتند در تحلیل کنار گذاشته شوند میانه بقای بقیه بیماران ف‌د ا روز خواهد بوده برای بررسی دقیق‌تر میزان بقای بیماران در درمان‌ از تکنیک تحلیل بقا استفاده کردیم‌ با انجام تحلیل بقا به تفکیک دو مرکز شماره مشخص شد که میزان بقای بیمارانی که در مطب‌های زیر نظر مرکز شماره مورد مداوا قرار پژوهش در مورد میانه مدت بقای بیماران در درمان را به تفکیک مطب‌هاکا مختلف نیمی از مطب‌ها زیر نظر مرکز شماره نیم دیگر زیر نظر مرکز شماره مشغول فعالیت بودند داد کت تفاوت میانت مدت در مطب‌های مختلف به لحاظ آماری کاملا معنادار بود میانه مدت زمان حضور بیماران در درمان در مطب‌های مختلف‌ ‌ روز بود که از روز در بین پزشکان مختلف متغیر بودد میانه مدت حضور بیماران جوان تا سال‌ ‌ میانسال ‌دو سال‌ و مسن ‌دد سال به بالا به ترتیب برابر ‌ ‌ روز بود تفاوت میزان حضور افراد جوان‌ میانسال و مسن در درمان به لحاظ آماریی معنادار بود میانه مدت بقای زنان و مردان در درمان به ترتیب برابر روز بوده این تفاوت به لحاظ آماری معنادار نبود میانه مدت زمان حضور افراد با تحصیلات زیر دیپلم برابر ‌ روز بود؛ حال آنن که این عدد برای افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر نزدیک به روز بود برای مقایسه میزان بقای بیماران در درمان به تفکیک تعداد تشخیص‌ها نیز از آزمون تحلیل بقا استفاده کردیم‌ به لحاظ آماریی تفاوت معناداری در میزان بقای بیماران در درمان به تفکیک دیده شد همچنین بت لحاظ آماری تفاوت معناداری بین تشخیص‌های مختلف نیز دیده نشد ‌جدول

نتایج مقایسه دو به دو بیماری‌های مختلف از لحاظ مدت زمان بقا در درمان تفاوت معناداری را نشان نداد برای آن که ارتباط چهار نوع پیگیری تلفنی با بقای بیماران در درمان سنجیده شود معادله رگرسیونی بین آن‌ها را محاسبه کردیم‌ جدول نشان می‌دهد که ارتباط پیگیری نوع به ترتیب بر بقای بیماران معنادار بوده پیگیری نوع تاثیر معناداری بر بقا نداشت‌

مثتباهده می‌شود ک پیگیر ٨ دارای قابلیت پیش‌بینی‌کنندگی مستقلی در رابطه با مدت زمان بقای بیمار در درمان نبود رابطه پپگیری نوع و بقای بیماران در درمان نیز به طور معکوس بود با توجه به ضرایب فا موجود در جدول‌ به نظر می‌رسد که هر چقدر پیگیری نوع و نوع بیشتر انجام گیرد قطع درمان بیماران به طور محسوسی کاهش می‌یابد البته همبستگی پیگیری نوع با کاهش قطع درمان بیماران‌ بیشتر از پیگیری نوع می‌باشد بحث نتایج این پژوهش نرخ قطع درمان را نشان داد که با یافته‌های سایر مطالعات هماهنگ نیست و میزان آن بیشتر از دیگر پژوهش‌ها در سایر کشورها است‌ به عنوان مثال در مطالعه رنسز و همکاران ‌و ‌ ‌ ‌ گزارش شده است که نرخ برآورد شده

قطع درمان در خدمات سرپایی روان‌پزشکی از ‌ متغیر است در خدمات جامعه‌نگر روان‌پزشکی نیز نشان داده شده که نرخ قطع درمان از با توجه به خدمات دریافت شده چون بیمارستان روزانه‌ خدمات بستری و سرپایی متغیر است ‌ الفسون و همکاران نیز نرخ قطع درمان را یک پنجم بیماران ‌ ‌ دانسته‌اند سه مطالعه در برزیل نیز نرخ قطع درمان را حدود ‌ وولا گزارش کرده‌اند روسی‌ه و همکاران ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ نیز نرخ قطع درمان را بین ‌ در یک دوره یک ساله برآورد کرده‌اند البته تعریف متفاوتی که برای قطع درمان در مطالعات مختلف در نظرگرفته تثبده است‌ مانعی برایی مقایسه بین مطالعات ایجاد میکند ‌ در مطالعه حاضر معیار قطع درمان مراجعه نکردن بیمار تا روز پس از تاریخ مقرر برای ویزیت خود بود باید خاطر نشان کرد که در این مطالعه اطلاعاتت بیمارانی که فقط یک ویزیت داشتند از تحلیل خارج نشدند بنابراین یکی از دلایل ناهماهنگی نرخ قطع درمان در مطالعه حاضر با سایر مطالعات می‌تواند خارج نکردن بیمارانی باشد که فقط یک ویزیت داشتند البته علاوه بر تفاوت مفهوم قطع درمان‌ این ناهماهنگی می‌تواند علل دیگری نیز داشته باشده اول این که‌ مراکز سلامت روان جامعه‌نگر که بقای بیمارانشان در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت‌ نخسش مراکز از نوع خود در ایران هستند و پیشروی خدمات روان‌پزشکی جامعه‌نگر در ایران هستند؛ لذا تازگی و تجربه نخستین بودن می‌تواند عملکرد تیم تخصصی و واحدهای مراقبت اولیه تحت نظارت آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده باشده همچنین تمام بیماران مراجه کننده به مطب‌های پزشکان همکار این مراکز از منطقه جنوب شهر تهران‌ منطقه با سطح اجتماعی اقتصادیی پاپپن بودند در ادبیات این حوزه‌ سطح اجتماعی اقتصادکا پاس از عوامل ظر قطح درمان است ثالثآ بیماران مراجعه‌کننده به واحدهای مراقبت اولیه در این پژوهش فقط مبتلایان به اختلالات افسردگی و اضطرابی بدون سابقه بستری در بیمارستان روان‌پزشکی بودند که هماهنگ با سایر مطالعات‌ قطع درمان در این بیماران بالاتر است‌ برای مثال‌ سوتوملو و کراسلندد گومارزر نشان داده‌اند که خطر بالاتر قطع درمان برای بیمارانی بوده است که از بیمارستان روان‌پزشکی ارجاع نشده بودند و خودشان به صورت خودانگیخته مراجعه کرده بودند ‌ ‌در

ب در تحلیل کنار گذاشته شوند میانه بقای بقیه بیماران روز خواهد بوده این یافته تاییدی است بر یافته‌های مطالعات قبلی که قطع درمان را در ماه اول درمان بالاتر از همیشه می‌دانستند به عبارتی دیگر اگر بیمار بخواهد درمان خود را قطع کند به احتمال زیاد این قطع درمان بعد از ویزیت اول خواهد بوده میانه مدت حضور بیماران در درمان برای مطب‌های مختلف به لحاظ آماری تفاوت معناداری داشت و همین موضوع منجر به معنادار شدن تفاوت دو مرکز ارایه‌دهنده ه‌مات در این مطالعه گردیده نکته حائز اهمیت این است که هر چقدر تعداد بیماران مورد مداوا در مطبی بیشتر باشد با اطمینان بیشتری می‌توان میانه مدت بقای بیماران آن مطب را معتبر دانست‌ه در هر یک از این مطب‌ها پزشک عمومی وظیفه ویزیت بیماران‌ تشخیص بیماری و تجویز دارو را برعهده داشته و رابطانن درمان نیز بایستی با پیگیری‌های تلفنی که شرح داده شد بیمار را به ادامه درمان ترغیب می‌کردند و ارتباط وی را با سیبشم ارایه خدمات حفظ می‌نمودند تفاوت معنادار بین مطب‌های مختلف ناشی از تفاوت عملکرد پزشکان عمومی و همچنین رابطان درمان می‌باتثبد بازدیدهای نظارتی مراکز ما از مطب‌های موفق و ناموفق در بقای بیمار نشان داده است که تشخیص بیش از حد موارد اختلالات اضطرابی و افسردگی از سوی تعدادی از پزشکان ع‌می احتمالا منجر به قطع درمان از سوی افرادی می‌شود که در حد خفیف دچار مشکل بوده‌اند همچنین ناتوانی برخی پزشکان در شکل دادن به ارتباط اولیه و نگرش منفی آنان به روان‌پزشکی نیز می‌تواند منجر به قطع درمان از سوی بیماران تثبود درمان نادرست تعدادی از پزشکان نیز منجر به پاسخ نامناسب بیمار و احتمالا خروج از درمان می‌تثبود همچنین توجیه نکردن بیماران در مورد ماهیت بیماری و زمان‌بر بودن تاثیر دارو نیز در قطع درمان در برخی مطب‌ها موثر است‌ در مورد رابطان درمان نیز بی‌دقتی برخی در ثبت داده‌ها و بی‌انگیزه بودن آن‌ها برای انجام پیگیری‌های تلفنی و اهمال در انجام پیگیری‌های تلفنی می‌تواند در قطع درمان موثر باشد به طور کلی به نظر می‌رسد که مطب‌هایی که در ماندگاری بیمارانشان در درمان موفق‌تر بودند ارتباط درمانی بهتری با بیمار برقرار کرده باشند ارتباط درمانی عاملی است که مطالعات مختلف بر آن تاکید کرده‌اند این ارتباط بر بقای بیمار در درمان و تبصیت از ان موثر این ک چرا برخی پزشکان و رابطان درمان عملکرد بهتری در حفظ بیمارانشان در درمان داشتند باید مورد بررسی بیشتری واقع گردده یافته‌های ما در خصوص عدم تاثیر جنس و تعداد تشخیص‌ها بر قطع درمان ناهماهنگ با یافته‌های سایر مطالعات است‌ در مطالعات مختلف

ب نشان داده شده است که جنسیت زن یکی از عوامل موثر بر بقای بیماران است ‌همچنین داشتن چند تشخیص توام‌ از عوامل خطر قطع درمان محسوب می‌شوده میچل و سلمز نشان داده‌اند که بیماران مبتلا به دو تشخیص توام‌ سه برابر بیمارانی که فقط یک تشخیص داشتند درمان خود را قطع کردند یافته‌های ما در مورد بقای بیشتر بیماران مسن در درمان نسبت به بیماران جوان‌تر هماهنگ با یافته‌های سایر مطالعات است‌ه در مطالعات مختلف سن کم یکی از ریسک فاکتورهای قطع درمان است مطالعات حوزه قطع درمان‌ سطح اجتماعی‌ اقتصادی پایین را یکی از عوامل خطر مهم برر قطع درمان می‌دانند در همین راستا مشکلاتی چس‌له بیمه‌ ‌وری موکو و به طس‌ر کلی مشکلات حمل و نقل نیز بر قطع درمان موثر ذکر تثبده‌اند بیماران مراجعه‌کننده به مراکز سلامت روان جامعه‌نگر دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز این مغطقه جغوبی تغعر تران بوده‌اند که به لحاظ اقغصادی‌ اجتماعی پایین محسوب می‌شود شاید بشود میزان بالای قطع درمان در این مراکز را به این موضوع نسبت داد از دیگر یافته‌های این پژوهش تاثیر پیگیری‌های تلفنی رابط درمان بر بقا بوده است‌ این یافته‌ هماهنگ با یافته‌های سایر مطالعات در خصوص اثربخش پیگیری‌های تلفنی رابط درمان است‌ رابط درمان در مراقبت مشارکتی نقشی اساسی دارده درمان در مدل مراقبت مشارکتی شامل پیگیری بیماران‌ نظارت بر نتایج درمان‌ سازگار کردن درمان برای بیمارانی که بهبود پیداا نمی‌کنند و مشاوره با متخصص در هنگام ضرورت است‌ وظایف رابط درمان در مدل‌های مختلف مراقبت مشارکتی شامل ارزیابی کنترل بیمار بر بیماری‌ نظارت بر موفقیت برنامه درمان‌ نظارت بر بهبودد وضعیت‌ حمایت از تغییر رفتار مدیریت درمان‌ پیگیری منظم برای حفظ تغییر رفتار و هماهنگ‌کنندگی فرایند درمان است ‌ ‌ مطالعات مختلف اثربخشی مدل مراقبت مشارکتی را که بر نقش رابط درمانن در انجام پیگیری‌های تلفنی تاکید شده‌ نشان داده‌اند ‌ ‌ شماری از مطالعات کنترل شده‌ رویکردهای نوین رابط درمانگری نشان داده‌اند که بهبودی بیماران هنگامی است که پیگیری‌های منظم وجود دارد گرون و نیز بیان کرده‌اند یا یکی از پیش‌بینی‌کننده‌ها قوی نتایج مثبت بالینی در مراقبت مشارکتی برای افسردگی‌ پیگیری منظم بوده است بررسی کننده اثربخشی رابط درمانگری سلامتت روان طی

سال گذشته نیز که توسط زیگوراس و استوارت‌ انجام گرفته است نشان داد که در قیاس با درمان معمولی‌ رابط درمانگری با زیر مرتبط است‌ بهبود بالاتر علایم‌ کاهش در بستری و کم شدن بخبثن بیماران بستری شده‌ تماس بیشتر با سلامت روان‌ تماس بالاتر با سایر خدمات‌ نن پایین‌تر قطع درمان از خدمات سلامت روان‌ بهبود بیشتر در عملکرد اجتماعی‌ رضایت بالاتر بیمار و خانواده ویی از درمان و بار کمتر درمان بر در مراکز مورد مطالعه ما پیگیری‌ها که شامل پیگیری قبل از ویزیت بعد پیگیری مراجعه به روان‌پزشک‌ پیگیری مراجعه نکردن برای ویزیت و پیگیری متقاعد کردنن بیمار برای مراجعه بوده است‌؛ به منظور تداوم حضور بیمار در درمان و کمک به تبعیت او از دارو درمانی انجام می‌گیرده نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد هر چقدر پیگیری نوع و نوع بیشتر انجام شوند قطع درمان بیماران به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد البته همبستگی پیگیری نوع با کاهش قطع درمان بیماران‌ بیشتر از پیگیری نوع می‌باشد پیگیری نوع رابطه معکوسی با بقای بیماران داشته است‌ پیگیری نوع ‌پیگیری متقاعد کردن بیمار برای مراجعه‌ بر بقای بیماران تاثیر معناداری نداشته است‌ این که چرا پیگیری قبل از ویزیت بعد بیشترین تاثیر را بر بقا داشته است‌ باید گفت کاا ایزا پیگیرکا در تمامی مطب‌ها بیتثبتر از سایر پیگیری‌ها انجام شده است و رابطان درمان تلاش بیشتری بر انجام آن داشته‌اند؛ این پیگیری‌های تلفنی ارتباط بیمار را با پزشک تسهیل کرده و با یادآوری زمان ویزیت بعد به حفظ رابطه درمانی نیز کمک نموده‌اند برعکس پپگیری متقاعد کردن بیمار برای مراجعه در مطب‌ها خیلی کم صورت گرفته است و رابطان درمان بعد از این که بیمار عدم تمایل خود را برای ادامه درمان بیان کرده است‌ پیگیری متقاعد کردن بیمار برای مراجعه را انجام نداده‌اند در خصوص تبیین چرایی تاثیر پیگیری مراجعه به روان‌پزشک بر بقای بیماران نیز باید گفت که اکثر بیمارانی که به روان‌پزشک مراکز ارجاع داده شده‌اند بیماری شدیدتری داشتند برخی از آنان مبتلا به اختلالات سایکوتیک و اختلال دوقطبی بوده و برخی دیگر نیز اختلالات اضطرابی و افسردگی شدیدتری داشتند طبق آن چه که گفته شد بیماران سایکوتیک و بیماران با ناتوانی بیشتر قطع درمان کمتری دارنده در خصوص ارتباط پیگیری نوع و بقا بیماران نیز به نظر می‌رسد که این پیگیری برای بیمارانی که درمان خود را قطع نموده‌اند بیشتر انجام شده است که با توجه به تعریف و کارکرد این پیگیری منطقی به نظر می‌رسد

نتیجه‌گیری به طور کلی نتایج مطالعه حاضر تفاوت معنادار میان مطب‌های مختلف را در بقای بیماران در درمان نشان می‌دهد به نظر می‌رسد برخی پزشکان و رابطان درمانشان در حفظ ارتباط بیمار با ارایه‌کننده خدمات موفق‌تر بوده‌اند و ارتباط درمانی بهتری را شکل داده‌اند پیگیری‌های تلفنی رابطان درمان نیز بر همین اساس بر بقا تاثیر معنادار داشته است‌ از آن جا که نمونه اینن مطالعه‌ بیماران منطقه ا جتماعی‌اقتصادی محروم بوده‌اند و مطب‌های ارایه‌کننده خدمت نیز فقط همکاران دو مرکز سلامت روان جامعه‌نگر واقع در منطقه جنوبی تهران بوده است‌ لازم است که مطالعاتت دیگری با نمونه‌های دیگر صورت گیرد متاسفانه در این مقاله امکان بررسی همه عوامل موثر بر بقا فراهم نبوده به طور مثال ویژگی‌های خود پزشکان‌ سن‌ جنس و

تجربه طبابت‌شان در این مطالعه بررسی نشد به نظر می‌رسد از آن جا که میان مطب‌ها تفاوت معناداری در بقای بیماران وجود دارد لازم است مطالعه کنترل شده‌ای صورت گیرد که ویژگی‌های شخصیتی پزشکان عمومی و رابطان درمان‌ و توانایی پزشکان در تشخیص و درمان را بررسی نماید و تاثیر این عوامل را بر بقای بیماران اندازهگیری نماید تشکر و قدردانی این پژوهش در قالبب یک تحقیق نظام سلامت با حمایت مالی اداره سلامت روان وزارت بهداشت‌ درمان و آموزش پزشکی انجام شده است‌ نویسندگان لازم می‌دانند از تلاش‌های ارزشمند رابطان درمان و پزشکان همکار در اجرای این پروژه قدردانی نمایند


مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
پرواز با اتومبیل پرنده: اتومبیل تی‌اف-ایکس مجوز پرواز گرفت
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
جشن کریسمس در نقاط مختلف جهان (+عکس)
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
بازیافت ماشین های قدیمی به روشی نو!
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
لوکس ترین خودروهای دنیا در نمایشگاه اتومبیل لس آنجلس (+عکس)
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015