مجله اینترنتی دیتاسرا
امروز یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶

نظریه ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی رضا‌‌شاه در ایران

راهنمای دانلود
  • جهت دانلود هر یک از فایل ها، بر روی لینک مورد نظر کلیک نموده و پس از انتخاب محل ذخیره تا اتمام فرآیند دانلود صبر کنید.
  • به منظور دانلود فایل های حجیم توصیه می شود از یک نرم افزار Download Manager استفاده گردد.
  • برای خارج نمودن فایل ها از حالت فشرده ( rar یا zip ) از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.
  • فایل های فشرده چند بخشی را بصورت کامل دانلود و در یک پوشه قرار دهید و با رایت کلیک بر روی یکی از آن ها گزینه Extract را انتخاب نمایید.
  • برای مشاهده فایل های ایمیج ( ISO, IMG… ) از یکی از نرم افزار های Rufus ، PowerISO و یا UltraISO استفاده نمایید.
  • کلمه عبور ( در صورت نیاز ) عبارت www.datasara.com می باشد؛ دقت کنید که تمامی حروف می بایست بصورت کوچک تایپ شود.
  • مشاهده خطای CRC هنگام خارج کردن فایل های فشرده با وجود تایپ صحیح کلمه عبور، بدین معنی است که فایل مورد نظر به درستی دریافت نشده و می بایست مجدداً دانلود شود.
  • در صورت مشاهده لینک های معیوب لطفاً موضوع را با ما در میان بگذارید.

مشخصات

مشخصات

توسط: محمد عابدی اردکانی؛ فرزاد آذرکمند تعداد صفحات: 33 درج در دیتاسرا: ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ منبع: دیتاسرا

خرید محصول

خرید محصول

عنوان: نظریه ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی رضا‌‌شاه در ایران حجم: 246.95 کیلوبایت فرمت فایل: pdf قیمت: 1200 تومان رمز فایل (در صورت نیاز): www.datasara.com

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد.

گروه نرم افزاری دیتاسرا www.datasara.com

نمای مطلب

جامعه شناسی تاریخی
مقاله 4، دوره 7، شماره 1، بهار و تابستان 1394، صفحه 87-119
نظریه ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی رضا‌‌شاه در ایران
محمد عابدی اردکانی؛ فرزاد آذرکمند
چکیده
از زمان پیدایش دولت مدرن در ایران توسط رضاشاه تاکنون‌، روی‌کردهای مختلفی دربارة چگونگی شکل‌گیری یا ماهیت آن مطرح شده است‌ه اما از میان آن‌ها، دو روی‌کرد برجسته‌تر و مهم‌تر است که به‌نوعی درمقابل هم قرار می‌گیرند: یکی روی‌کرد «‌سلطانیسم‌» است که مدافعان آن به پیروی از ماکس وبر، دولت رضاشاه را حالت خاص و افراطلی از پا تریمونیالیسم (‌پدرسالاری‌) می‌دانند و نگاهی نخبه‌گرایانه (‌کارگزارمحور) دارند؛ دیگری روی‌کرد «دولت مطلقه‌» است که اغلب بر عوامل ساختاری تاکید و نقش ساختارها را در شکل‌گیری دولت رضاشاه برجسته می‌کند و نقش چندانی برای کارگزار ارضاشاه‌) قائل نمی‌شوده در این مقاله سعی شده است با استفاده از نظریة «ساختاریابی‌» گیدنز، به نقش متقابل ساختار ر کارگزار در شکل‌گیری دولت استبدادی رضاشاه پرداخته شود. درواقع‌، ساختاریایی روشی است که به نقش کارگزار در بستر ل‌ساختار) و ارتباط متعامل و متقابل ساختار و کارگزار توجه می‌کنده ازاین‌رو، با کاربرد این نظریه در چگونگی پیدایش دولت رضاشاه‌، این نتیجه به‌دست می‌آید که
.1 دانشیار گروه علوم سیاسی‌، دانشگاه یزد، ایران
.2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی‌، دانشگاه یزد، ایران
هیچ‌ یک از این در دیدگاه نمی‌توانند بیانگر تمام راقعیت باشند؛ بلکه تلفیقی از آلا در بهتر می‌تواند شکل‌گیری دولت رضاشاه را تحلیل کند.
واژه‌های کلیدی‌٠ دولت استبدادی‌، رضاشاه‌، کارگزار، ساختاریابی‌، ایران‌.
مقدمه
دربارة شکل‌گیری یا ماهیت دولت رضاشاه روی‌کردهای گوناگونی ازقبیل «شبه‌مدرنیسم مطلقه و استبدادی‌»، «دولت وابسته‌»، لله‌ولت مطلقه‌»، «سلطانیسم‌» و «دولت رانتیر یا تحصیل‌دار» مطرح شده رحاتمی‌، (ه107 -64 :1386 که باوجود ا ختلاف‌نظرهای چشم‌گیر در آن‌ها، آن است که دولت رضاشاه به‌دلایل بی‌شماری ازجمله ایجاد ارتشی نو، احیای ناسیونالیسم ایرانی‌، شکل‌گیری دولت متمرکز با دیوان‌سالاری جدید، سرکوب شورش‌های محلی و مبارزه با عناصر الیگارشی ماقبل مدرن نظیر حاکمان قاجار، اولین دولت مدرن در ایران به‌شمار می‌رود. از میان آن‌ها، دو روی‌کرد لله‌ولت مطلقه‌» و «‌سلطانیسم‌» از همه برجسته‌تر و مهم‌ترند. روی‌کرد نخست در به‌وجود آمدن دولت رضاشاه‌، بر اهمیت ساختارها تاکید می‌کند و ساختارها را در پدید آمدن آن مهم می‌داند؛ درمقابل براساس روی‌کرد دوم‌، کارگزار (رضاشاه‌) در شکل‌گیری و استمرار دولت نقش اساسی دارد.
ادعای اصلی مقاله آن است که «‌چون این دو روی‌کرد در تحلیل شکل‌گیری یا ماهیت درلت رضاشاه به‌ش‌تیب بر ساختار ر کارگزار تاکید می‌کنند، هیچ‌یک از آنا در به‌تنهایی نمی‌توانند بیانگر تمام واقعیت باشند»‌. بنابراین‌، در تحلیل پیدایش یا ماهیت و عمل‌کرد دولت رضاشاه باید به رابطة میان ساختار و کارگزار و تعامل آن دو توجه کرده به‌طور کلی‌، درباب مسئلة ساختار- کارگزار سه نظریه رجود دارد٠ نظریة ارل به اولویت ر اهمیت ساختار درمقابل کارگزار و نظریة دوم به اولویت و اهمیت کارگزار دربرابر ساختار معتقد است‌؛ اما نظریة سوم می‌کوشد بر دوگانه‌انگاری ساختار و کارگزار چیرگی یابد و رابطة دوجانبة آن‌ها را بررسی کند (‌حقیقت‌، .(499ع‌ -450 :1387 درواقع‌، نظریة سوم نظریة بینابین است که به نقش ساختار و کارگزار توجه می‌کند.
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
البته‌، درمورد ماهیت دقیق رابطة ساختار و کارگزار و چگونگی تعامل آن‌ها میان نظریه‌های دستة سوم اختلاف هست و به همین دلیل‌، آن‌ها به‌شکل‌های مختلفی ازقبیل «نظریة ساختاریابی‌»، «‌ره‌یافت واقع‌گرایی انتقادی‌»، «‌ره‌یافت استراتژیک - نسبتی‌» و «نظریة سازه‌انگاری‌» نمایان شده‌اند. در این مقاله‌، نظریة ساختاریابی به‌عنوان چارچوب نظری تحقیق انتخاب شد٥ است‌؛ زیرا به‌بارر نگارندگابا به‌کمک این نظریه‌، بارجود انتقادهایی که بر آنا رارد است‌، بیش از سایر نظریه‌ها یا ره‌یافت‌ها می‌توان چگونگی شکل‌گیری یا ماهیت دولت
رضاشاه را توضیح داد ٠
با این ملاحظات‌، مقالة حاضر حول در سوال اساسی شکل گرفته است‌“ .1 ضعف‌های دیدگاه‌های لله‌ولت مطلقه‌» و «‌سلطانیسم‌» که در توضیح شکل‌گیری یا ماهیت دولت رضاشاه به‌ترتیب بر ساختار و کارگزار تاکید می‌کنند، کدام‌اند؟ .2 به‌کمک کدام‌یک از نظریه‌ها یا ره‌یافت‌های مربوط به رابطة کارگزار و ساختار می‌توان چگونگی شکل‌گیری یا ماهیت دولت
رضاشاه را توضیح داد؟
با توجه به این پرسش‌ها، فرضیة تحقیق عبارت است از: «‌تاثیر متقابل و متعامل ساختارهای جامعة ایران با اقدامات رضاشاه به‌عنوان کارگزار دولت استبدادی‌، به شکل‌گیری دولتی متمرکز و یگانه منجر شد که جامعة ایران را به مدرنیزاسیون پیوند داد»‌. بدین ترتیب‌، اگرچه درست
است که ساختار دولت ایران‌، استبدادی و به‌عبارتی سلطه‌پذیر بود، نباید از اهمیت کارگزار دولت که در مقام کنشگری آگاه و فعال دولتی جدید بنیان نهاد، غافل شده درواقع‌، دولت خودکامة ایران حاصل پویایی و رابطة متعامل ساختارهای مختلف اقتصادی‌، سیاسی و فرهنگی جامعة ایران با کارگزار (رضاشاه‌) بود. برای ارزیابی فرضیة مورد نظر، به‌روش کتاب‌خانه‌ای‌، داده‌های مناسب گردآرری ر سپس تحلیل شده است‌. بنابراین‌، پژرهش حاضر از نوع اسنادی ر تاریخی است که به‌صورت کیفی انجام شده است‌.
.2 مبانی نظری تحقیق
برای مطالعة تغییرات اجتماعی‌، ازجمله شکل‌گیری و ماهیت دولت‌ها، نظریه‌های متعددی وجود دارد. این نظریات را می‌توان در سه دستة کلی «ساختارمحور»‌، «‌کارگزارمحور» و «رابطة
متقابل و تعامل بین ساختار و کارگزار» تقسیم کرد. از نظریه‌های ساختارگرا می‌توان نظریة کارل مارکس را نام برده برای مثال‌، وی در تحلیل پدیدة انقلاب نظریة اجتماعی‌- ساختاری بیانا کرد که براساس آن‌، جنبش‌های سازمان‌یافته ر آگاهانه برای تغییر انقلاب فقط در جایی ر هنگامی موفق می‌شوند که به‌واسطة وجود تعارض‌ها در مجموعة ساختار اجتماعی‌، وضعیت انقلاب عینی وجود داشته باشد (گلدستون‌، (102‌:1ته387 در سوی دیگر می‌توان از نظریة ماکس وبر یاد کرد که دیدگاهی اغلب نخبه‌گرایانه «کارگزارمحور) دارد. وبر در تقسیم‌بندی سه‌گانة خود از انواع مشروعیت «‌سنتی‌، کاریزمایی و قانونی‌- عقلایی‌) هرچند به عوامل ساختاری نظیر دین‌، مناسبات اجتماعی‌- اقتصادی‌، فرهنگی‌، شئون و... توجه می‌کند، به‌نظر می‌رسد در بررسی نوع افراطی مشروعیت سنتی «‌سلطانیسم‌) و هنگامی‌که شخص حاکم به سنت بی‌توجه است‌، روی‌کردی نخبه‌گرا درپیش می‌گیرده وبر در بررسی مشروعیت سنتی معتقد است‌: «‌در این نوع از سلطه‌، از سرور و رئیس که مقام ریاست و رهبری خود را مدیون سنت است و به آن مقید می‌باشد، پیروی می‌شود» .س(324 -3حو23 :1384) پس اقتدار سنتی وابسته به سنت‌های کهن و مشروعیت قدرت کسانی است که بنابه سنت‌، مامور اقتدارند (‌راش‌، (5ی92138حو1 ولی هنگامی‌که از سنت‌ها روی‌گردانی می‌شود و مشروعیت حکومت فقط
به شخص حاکم متکی است‌، حکومت جنبه‌ای شخصی پیدا می‌کند. بنابراین ازنظر وی‌، نظامی که به سنت و قانون توجهی نمی‌کند، «سلطانی‌» است‌ه
در ایران هم عده‌ای از پژوهشگران برای توضیح ماهیت دولت رضاشاه‌، با بهره‌گیری از نظریة سلطانیسم وبر، دیدگاهی کارگزار محور بیان کرده‌انده در این دیدگاه‌، به ویژگی‌های
شخص حاکم توجه می‌شود و دولت استبدادی را پدیده‌ای تصور می‌کنند که به ارادة شخص حاکم شکل گرفته است‌. در سوی دیگر، دیدگاه دولت مطلقه وجود دارد که به‌طور کامل با نظریة ساختاری مارکس تطابق ندارد؛ اما پدید آمدن دولت رضاشاه را محصول ساختارهای مختلف اقتصادی‌، سیاسی‌، فرهنگی و اجتماعی جامعة ایران می‌داند و به‌عبارتی‌، ساختارها را بر کارگزار مقدم می‌شمارده در این دیدگاه‌، عوامل ساختاری در شکل‌گیری دولت خودکامة رضاشاه برجسته می‌شوند و نقش کارگزار کم‌رنگ می‌شوده به‌نظر می‌رسد هر دو نظریه به این دلیل که یکسونگر هستند و نگاهی یک‌طرفه و تقلیل‌گرا به شکل‌گیری دولت رضاشاه دارند،
ناقص می‌نمایند '
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
نظریه‌های دسته سوم که گاه با عناوین دیگر مثل ره‌یافت یا دیدگاه از ان‌ها یاد شده است‌، از تنوع بیشتری برخوردارند؛ برای مثال می‌توان از ره‌یافت‌های «‌ سازه‌انگاری‌»، «واقع‌گرایی انتقادی ر مورفوژنتیک‌»، «‌استراتژیک‌- نسبتی‌» یا نظریة «‌ساختاریابی‌» نام برده ره‌یافت سازه‌انگاری [I از «‌آرمان‌گرایی‌» درمقابل «مادی‌گرایی‌» و از لله‌هنیت‌گرایی‌» دربرابر «عینت‌گرایی‌» دفاع می‌کنده ازاین‌روست که برای مثال‌، راگی‌ (1998: 4ت- 5) در تحلیل خود به عوامل فکری مانند فرهنگ‌، هنجارها، انگاره‌ها J عقاید اهمیت می‌دهد یا رنت 386) آ“ (540 معتقد است مجموعه‌ای از روش‌ها ساختار خاصی از هویت و منافع را می‌افرینند. با چنین پس‌زمینة فکری است که حامیانا ر٥یافت سازه‌انگاری بر قوام متقابل کارگزار ر ساختار تاکید می‌کنند. ا.ناها در بررسی ساختار، ساختار را فقط در ابعاد مادی ان خلاصه نمی‌کنند؛ بلکه بر بعد معنایی و زبانی ا}‌ن‌ها نیز تاکید می‌کننده ازاین‌رو، در مطالعة خود جامعه را به‌گونه‌ای درنظر می‌گیرند که کنشگران در ان تعامل دارند و این تعاملات براساس هنجارهایی صورت می‌گیرد که جنبة بین‌الاذهانی دارند؛ جامعه به اشخاص و کنشگران قوام می‌بخشد و در عین حال‌، کارهای اشخاص ر کنشگرانا به ا.نا شکل می‌دهده ساختارهای هنجاری ر انگاره‌ای دست‌کم به همان اندازة ساختارهای مادی در شکل‌دهی به تغییرات سیاسی و اجتماعی موثرند (‌عابدی اردکانی‌، نادری و شفیعی‌، (ه‌1ا51:ی‌1390 به‌باور سازه‌انگاران‌، موجودیت‌های اجتماعی دارای هر دو بعد عینی و ذهنی هستند؛ یعنی علاوه‌بر اینکه دارای بعد مادی‌اند، جدا از دلایل و فهم کنشگران نیستد؛ اما قابل تقلیل به این سطح هم نیستند؛ یعنی همان‌گونه صمل نمی‌کنند که کنشگران س‌پندارند (‌مهردل‌، 387 آ. آ؛ بیلیس ر اسمیت‌، 383 آ“ .(543 -54‌1
کوشش دیگر برای تحلیل رابطة بین کارگزار و ساختار مربوط به مارگارت ارچرن است که خود متاثر از روی بسکر» بوده است‌. های‌د (2ن11 -210‌ :1385) این انتقادی و ره‌یافت مورفوژنتیک‌» نامیده است‌. به‌نظر ا.رچر و بسکر، جهان به‌گونه‌ای ساختار
یافته است که بر جدایی نمودها از راقعیت دلالت دارد .(رArcher,1995:17) اگر می‌خواهیم واقعیت ساختارمند جهانی را بشناسیم‌، باید با استفاده از نظریه‌، از سطح حوزة صوری نمودها یا ظواهر فراتر رویم‌. به این ترتیب از نظر آرچر، « هستی‌شناسی ژرف‌» اساس واقع‌گرایی انتقادی است .
ره‌یافت بعدی که به این موضوع پرداخته‌، «‌ستراتژیک‌- نسبتی‌» است که باب جسوب‌/ آن را مطرح کرده است‌. براساس این ره‌یافت‌، ساختارها و کارگزاران هیچ‌یک به‌تنهایی واقعیت ندارند؛ زیرا هیچ‌کدام جدا از یکدیگر وجود ندارند. وجود آن‌ها نسبی (‌ساختار و کارگزاری متقابلا یکدیگر را می‌سازند) و دیالکتیکی (‌تعامل آن‌ها به جمع جبری عوامل ساختاری و کارگزارانه که جداگانه بررسی ر محاسبه شده باشند، تقلیل‌پذیر نیست‌) است (‌های‌، 385 .(212 .(21
آنتونی گیدنز نیز در قالب نظریة «ساختاریابی‌»‌٦ می‌کوشد تا نشان دهد که رابطة ساختار- کارگزار لله‌یالکتیکی‌» است‌، نه لله‌وگانه‌» و لله‌وقطبی‌»‌ه ازنظر وی‌، عاملیت و ساختار را نمی‌توان جدای از یکدیگر تصور کرد؛ آن‌ها دو روی یک سکه‌انده هر کنش اجتماعی مستلزم ساختار و هر ساختاری مستلزم کنش اجتماعی است‌ه عاملیت و ساختار به‌طرزی تفکیک‌ناپذیر در فعالیت یا عمل‌کرد درحال تکوین انسانی درهم بافته می‌شوند (ریتزر، 1‌389 ب‌: .(301 راه‌حل پیش‌نهادی وی برای مسئلة کنشگر- ساختار با تمرکز بر شیوه‌های عمل اجتماعی به‌دست می‌آید. ساختار هم به‌دست کنشگران انسانی پدید می‌آید و هم وسیله‌ای است که چنین کنشی به‌کمک آن صورت می‌گیرد. ساختارها را انسان‌ها ایجاد می‌کنند؛ در عین حال کنش انسانی توسط ساختارها محدرد ر امکاناپذیر س‌شود (‌کیویستو، 388 آ٠ .(202 گیدش برای نشانا دادنا درست رابطة کارگزار- ساختار می‌گوید:
ما باید جوامع انسانی را مانند ساختمال‌هایی تصور کنم که در هر لحظه با همانا آجرهایی که از آن ساخته شده‌اند از نو ساخته می‌شوند. کنش‌های همة ما از ویژگی‌های ساختی جوامع که در آن پرورش یافته‌ایم و زندگی می‌کنیم تاثیر می‌پذیرند، در عین حال‌، ما آن ویژگی‌های ساختاری را در کنش‌هایمان دوباره می‌آفرینیم [و تاحدی تغییر (43:138‌7) ·(43
وی در رد دیدگاه‌های عاملیت‌محور می‌گوید: «‌باید این تصور را نیز رها کنیم که عواملی درکارند که برای تحقق مقاصد تاریخ فرستاده شده‌اند؛ ازجمله این برداشت مابعدالطبیعی که تارخ “‌“‌ساخته ر پرداختة‌“‌“ محررمانا است‌» (گیدنز، 382 آ“ .(39 به‌نظر ار، «‌تنها راه پیش‌رفت برای از میان برداشتن شکاف بین رری‌کردهای “‌“‌ساختاری‌“‌“ ر “‌“‌کنشی‌“‌“ شناخت این راقعیت
است که ما در جریان فعالیت‌های هر روزة خود، ساخت اجتماعی را فعالانه می‌سازیم و بازسازی می‌کنیم‌» (گیدنز، (ظر7ة66:1‌3‌87 نظریة ساختاریابی گیدنز کوششی است برای چیره شدن بر دوگانه‌انگاری که به‌عقیدة گیدنز، پیوسته دامن‌گیر نظریه‌های دیگر بوده است‌. این
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
درگانه‌انگاری‌ها یا به کنشگرالا ارلویت می‌دهد یا به ساختارهای اجتماص (کیویستو، 388 آ“ .(202 بنابراین‌، هر کنش اجتماعی از جانب کنشگران درون ساختار رخ می‌دهد و کنشگران به‌عنوان بازیگرانی عقلانی‌، هم از ساختارها متاثر می‌شوند و هم با تصمیم‌های خود بر آن‌ها اثر می‌گذارند. می‌توان به‌معنای عام‌تر، چنین استدلال کرد که گیدنز به فراگردی نظر دارد که طی آنا ساختار ر آگاهی ایجاد س‌شونده با چنین نگاهی به رابطة ساختار- کارگزار است که گیدنز
در کتاب رآه سوم ب‌زس‌زی سوسی‌ل دموکراسی می‌خواهد با عرضة «راه سوم‌»‌- که به ادعای او فراتر از چپ و راست است‌- از دوقطبی پنداشتن چپ قدیم رسوسیال دموکراسی‌) و راست جدید (‌تاچریسم‌) فراتر ررد (Giddens,1998) ری هدف سیاست راه سوم را کمک به شهروندان برای یافتن راه خود از میان انقلاب‌های مهم دوران ما یعنی جهانی شدن‌، دگرگونی در زندگی شخصی ر رابطة ما با طبیعت س‌داند (گیدنز، (حلیل73:1386 تحلیل نهایی ار آلا است که ساختار و کارگزاری دو روی یک سکه‌اند که در هر دو بار فقط یک روی آن را می‌توانیم ببینیم

نظریة گیدنز دارای نکات قوتی است‌ه برای مثال‌، این نظریه تاحدودی نقش ساختار و کارگزار را به یک اندازه در شکل‌گیری تحولات موثر می‌داند یا براساس این نظریه‌، انسان‌ها
به‌عنوان موجوداتی فعال و صاحب اختیار می‌توانند درون بستر و ساختاری که قرار دارند،
راه‌های متفاوتی را انتخاب کننده قائل بودن به رابطة متقابل ساختار- کارگزار به این دلیل است که هستة اصلی سازمان اجتماعی را کنش متقابل تشکیل می‌دهد؛ یعنی تعامل مردم با یکدیگر. کنش متقابل سنگ بنای جامعه است و هنگامی‌که کنشگران به کنش می‌پردازند، رفتارهای یکدیگر را درنظر می‌گیرند (‌شارون‌، (ر77:1382 هر دیدگاه یا روشی که این جدل را به یک
بررسی یک‌بعدی محدود کند، ناقص خواهد بود؛ مقصود از بررسی یک‌بعدی یعنی مطالعة کارگزاران بدون محدودة ساختاری (‌بیرونی و درونی‌) یا ساختارها بدون کارگزاران یا بدون توجه به رابطة متقابل آن‌ها (کوزر و روزنبرگ، (191:1387 در نظریة گیدنز، تاکید می‌شود که در هر موقعیتی باید به اهمیت شرایط و محیط‌، یعنی محلی که کنش درون آن صورت می‌پذیرد، توجه شود. شرایط می‌توانند بر جهت‌گیری تغییر نیز اثرگذار باشند و آن را به این سو و آن سو بکشانند؛ به این شکل که ممکن است به‌علت برخی شرایط خاص‌، یک ایده یا
تکنیک جدید در جریان انتشار یا برقراری‌اش تغییر یابد و دگرگونی مورد نظر را به‌وجود
نیاورد (33:1386 .(33
البته‌، از نظریة وی انتقاد نیز شده است‌. های معتقد است رابطة ساختار و کارگزار را نباید مانند گیدنز در رری یک سکه دانست‌؛ بلکه باید همچونا فلزات موجود در آلیاژی تلقی کرد که سکة مورد نظر از آن ساخته شده است‌. ازاین‌رو، ساختار و کارگزار اگرچه به‌لحاظ نظری تفکیک‌پذیرند، درعمل کاملا در هم تنیده‌اند (‌های‌، 378 آ“ و ·(31 هنگاس‌که گیدنز درمررد نیاز به فرارفتن از دوگانه‌انگاری ساختار و کارگزاری سخن می‌گوید، حذف‌گراست‌؛ زیرا با انکار جدایی‌ناپذیری ساختار و کارگزاری‌، آن دو را به‌نحوی خطرناک ادغام می‌کند :1385 :1 205 و .نا(ر21ن2 بنابراین درحالی که گیدنز به نوعی دوگانگی (‌پیوند) هستی‌شناختی ساختار و کارگزاری متوسل می‌شود، دوگانه‌انگاری (‌جدایی‌) تحلیلی ارائه می‌دهد. اگرچه نظریة گیدنز قابلیت درک چهرة دوگانة ساختار و شاید کارگزاری یا عمل را داراست‌، قادر نیست رابطة درونی میان ساختار و کارگزاری را که مورد نظر گیدنز است‌، بررسی کند (همان‌، .(200 جسوب هم در انتقاد از این نظریه می‌گوید کنشگران موجوداتی بازاندیش و استراتژیک به‌شمار می‌آیند که خود و استراتژی‌های خود را با محیطی که اهداف و نیات آن‌ها باید در چارچوب آن واقعیت یابند، سازگار می‌کننده ولی آنان به‌هیچ‌روی از بستر و محیط زندگی خود اطلاعات کاملی ندارند. همچنین‌، بسترهای مورد نظر درحالی که ممکن است کنشگران توانگر را در پیش‌برد منافع خود یاری کنند، به همان اندازه ممکن است موانعی جدی بر سر راه رسیدن کنشگران کم‌توابا به نیات استراش‌یک خود به‌رجود آررند (‌های‌، .مچنین‌(335 -ا334 :1385 واقع‌گرایان انتقادی نظیر بسکر در انتقاد از گیدنز که رابطة ساختار- کارگزار را به دو روی سکه تشبیه کرده بود، ترجیح می‌دهند ساختار و کارگزار را به‌مثابة دو فلز درون یک آلیاژ بنگرند که سکه از آن تهیه شده است‌.
به‌باور نگارندگان‌، باوجود انتقادهای وارد بر نظریة ساختاریابی گیدنز، به‌سبب نکات قوت ان می‌تواند بیش از سایر ره‌یافت‌های اشاره‌شده‌، موضوم مورد بحث این مقاله‌، یعنی چگونگی شکل‌گیری دولت رضاشاه یا ماهیت ان را توضیم دهد. به عبارت دیگر، این نظریة به‌عنوان چارچوب مفهومی این مقاله درنظر گرفته شده و تلاش بر ان است تا با بهره‌گیری از آن‌، جایگاه ساختار و کارگزار در دولت رضاشاه آشکار شود.
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
.3 روی‌کرد سلطانیسم و دولت رضاشاه
اصطلاح «سلطانیسم‌» را اولین بار خوان لینز؟ در طبقه‌بندی حکومت‌های غیردموکراتیک به‌کار گرفت‌؛ اما این اصطلاح در نظریة سلطة ربر ریشه دارده ربر در توضیح انواع سلطة سنتی‌، شکل افراطی پاتریمونیالیسم را باعنوان سلطانیسم معرفی کرده است‌. با پیدایش ستاد اداری و شخصی سرور، سیادت سنتی به پاتریمونیالیسم‌، و درصورت قدرت بسیار زیاد سرور، به سلطانیسم گرایش پیدا می‌کند. احباب به رعایا تبدیل می‌شوند و حق سرور که تا آن زمان حق رالای احباب بود، به حوا شخصی سررر بدل س‌شود (‌آزاد ارمکی‌، 1س‌315 -314 :1391 شمسینی غیاثوند، 383 [‌: .(62 این حق دراصل به همان نحو در تصاحب اوست که هر شی‌ء دل‌خواه دیگر قابل فروش‌، استفاده و توارث است‌. اگر سیادت موروثی بدون رعایت سنت بر اختیار ر خودکامگی تکیه کرده باشد، سیادت سلطانی نامیده سشو٠‌د به‌ظاهر، شکل سلطانی موروثی گاهی کاملا به سنت وابسته است‌؛ ولی نه هرگز به‌طور واقعی‌. اما به‌طور عینی فردگرا نیست‌؛ بلکه حیطة اختیار و خودکامگی در آن توسعة بسیار زیادی یافته است‌. این امر وجه تمایز سلطانیسم از هر نوع سیادت عقلایی است «‌وبر، .(371 -370 :1384 در این نوع به‌محض اینکه تشکیلات اداری خاندانی از مرحلة نظام اداری منفصل عبور کرد، دیوان و مناصب حکومتی به‌سمت سیاست‌های دیواناسالارانة متمرکز در امور مذهبی‌، قضایی ر نظامی گرایش پیدا می‌کند. تشکیلات اداری آن به‌طور مداوم پیچیده‌تر و متمرکزتر می‌شود؛ به‌گونه‌ای که از نظام اولیة خود بسیار فاصله می‌گیرد و به تشکیلات بوروکراتیک مدرن نزدیک می‌شود لرزرین‌کوب و پاشازانوس‌، (103:و1‌390ة در چنین حالتی‌، اگر نهادهای مدرن همسو با منافع شخصی حاکم باشند، نخبگان سیاسی برکشیده می‌شوند و قدرت در انحصار سلطان مقتدر درمی‌آیده تمایز اصلی میال پاتریمونیالیسم ر سلطانیسم به چگونگی اعمال سلطه برمی‌گردد؛ به این معنا که در ارلی سلطه سنتی است‌؛ حال آنکه در درس سلطة اساسا برپایة ارادة شخصی اعمال می‌شود. به عبارتی دیگر، هرگاه حاکم پاتریمونیال پای خود را از محدودیت‌های سنتی فراتر گذارد و خود را از قیدوبندهای آن کاملا رها کند، نظام سلطانی شکل می‌گیرد (‌حاتمی‌، 386 آ: .(88
وبر این اصطلاح را برای دولت عثمانی به‌کار برد. به‌نظر او، سلطنت نظامی سیاسی است که در آن تصمیم‌های مهم دقیقا براساس رای دل‌خواهانة حاکم گرفته می‌شود. دل‌خواهانه بودن برای وظایف پایگاهی‌، حقوق زمین‌، ارث و دارایی‌ها حالتی مزمن است «‌ترنر، .ا(214 :ا138ة7 این اوصاف‌، نظریة وبر به این دلیل که شکل‌گیری قدرت را تا حدود زیادی وابسته به افزایش
قدرت شخص می‌داند و ازاین‌رو ممکن است در طی افزایش قدرت‌، زندگی و مرگ حکومت به شخص سلطان بستگی داشته باشد، می‌تواند نظریه‌ای کنش‌محور یا کارگزار تلقی شود. درواقع‌، جایگاه کلاسیک نظام سلطانی خاور نزدیک بود و شاید به همین دلیل‌، وی برای توصیف این نظام اصطلاح «‌بلطانیسم‌» برگرفته از زبان عربی را برگزیده از نظر وی‌، نظام سلطانی برپایة حکومت شخصی استوار است‌؛ اما انگیزة وفاداری به فرمان‌روا را نه
ایدئولوژی‌ای که در او تجسم یافته یا توسط او بیان می‌شود، نه رسالت شخصی و منحصربه‌فرد و نه هیچ فرهمندی‌ای پدید نمی‌آورد؛ بلکه آمیزه‌ای از ترس و پاداش‌هایی که به همدستانش می‌دهد، وفاداری آن‌ها را برمی‌انگیزد (‌شهابی و لینز، .نا(ر21ن‌ -20 :1ة380 بنابراین‌، تمایز نظام سلطانی از دیگر نظام‌های خودکامة موروثی‌، گرایش سلطان به فارغ شدن از قیدوبند سنت و اعمال قدرت فردی به‌شکل مدرن و متمرکز است‌. شخص حاکم با تکیه بر منابع جدید قدرت‌، سنت و عرف و قانون را نادیده می‌گیرده درمجموع‌، آنجا که اقتدار حاکم از سنت‌ها فراش س‌ررد ر درعمل قائم به شخص است‌، باید مفهوم سلطانیسم را به‌کار برد؛ یعنی اینکه فرمان‌روا دیگر به سنت‌ها پای‌بند نیست‌؛ هرچند مشروعیتش را از سنت‌ها گرفته باشد (‌منوچهری‌، .(13‌ ·(1
از آنجا که محققان برای توضیح نظام‌های سیاسی اقتدارگرایی شخصی سامان‌یافته از روی‌کرد سلطانیسم استفاده می‌کنند «آزاد ارمکی‌، .ی‌(و216 -2ی15ة :1391 می‌توان درمورد چگونگی شکل‌گیری دولت رضاشاه به‌کار گرفت‌؛ همان‌طور که برای مثال‌، شهابی و لینز (ه‌1ا380) به‌کار گرفته‌اند. به‌نظر آل‌ها، با توجه به اینکه مهم‌ش‌ین معیار نظام‌های سلطانی آل است که حاکم دارای امکانات نامحدود برای اعمال قدرت است‌، دورة حکومت سلطانی رضاشاه سال‌های 1و320 -13ی12ة بوده است‌. در این دوره‌، رضاشاه به تمرکز بیشتر قدرت و تشدید خودکامگی پرداخت‌ه در این دوران‌، رضاشاه به فریاکاری قانونی‌» متوسل شد. برای مثال‌، به‌ظاهر برگزاری انتخابات را پذیرفت‌؛ ولی درعمل با خودکامگی‌، همة مخالفان را کنار
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
زد و حتی نتیجة انتخابات را نادیده گرفت‌. وضع خاص انتخابات در ایران از دورة ششم تا سیزدهم و طنز مشهور مدرس دربارة انتخابات مجلس هفتم را می‌توان تاییدی بر گفته‌های لینز ر شهابی دانست (‌حاتمی‌، 386 آ. ·(9g
«شخص‌گرایی‌» از دیگر ویژگی‌های این دوران است‌. رضاشاه در دورة مورد نظر هم دچار خودبزرک‌بینی می‌شود و هم دودمان‌گرایی‌ه او آرزوی فرهمندی و خلق القاب و عناوین برای خود دارد تا به گمانش‌، خود را جاودانه کند. با نام‌گذاری بعضی مکان‌ها به اسم خویش‌(‌برای مثال نام‌گذاری دو شهر رضائیه و پهلوی‌) درپی رسیدن به همین هدف بود «‌شهابی و لینز، 380 آ“ .(سا36 -35 «فساد مالی‌» رضاشا٥ را نیز نباید از یاد برده ار در این دق‌ره‌، کشور را همچونا ملک خصوصی خود می‌دانست که در آن مرزهای میان خزانة عمومی و ثروت شخصی فرمان‌روا نامشخص است‌. او و همدستانش منابع مالی عمومی را آزادانه تصاحب و انحصارهای سودآور ایجاد کردند. وی زمانی‌که در 1ه304ه به سلطنت رسید، نه ملکی داشت‌، نه کارخانه‌ای و نه وجوه نقدی در بانک‌های خارج‌؛ ولی 25 شهریور 1ه320 که به‌اجبار از سلطنت کناره‌گیری کرد، با تملک حاصل‌خیزترین نقاط کشور در مازندران‌، گیلان‌، گرگان و سایر نقاط‌، بزرگ‌ترین مالک کشور ایران به‌شمار می‌رفت و با در دست داشتن ذخایر نقدی در بانک‌های انگلیس‌، آمریکا و آلمان‌، یکی از ثروتمندترین مردان جهان بود (‌جامی‌، 377 [‌: .(95 درپی
چنین اقداماتی‌، رضاشاه که ابتدا از حمایت بسیاری از مردم برخوردار بود، با سلطانی شدن نظام‌، حمایت‌های اجتماعی‌اش را ازدست داد و به‌گونه‌ای فزاینده‌، بر ترکیبی از ترس و پاداش متکی شد (‌شهابی و لینز، {49تیجهZ138Oی‌ درنتیجه به نیروهای خارجی اتکا کرد (‌منوچهری‌، :1376 (13 و بدین گونه این نظام سلطانی‌، مثل همة نظام‌های سلطانی و ازجمله نظام سلطانی پسرش‌، به‌شدت مشررعیت سنتی‌امن 1J ازدست داد ر آسیب‌پذیر شد (حجاریالا، 374 آ: (46
کار شهابی و لینز را به‌نوعی کاتوزیان ادامه داده است‌. وی نیز معتقد است‌٠
در نظام سلطانی قدرت فرماباروا در ارج خود است‌، دیواباسالاری ر نیروی نظاس ابزار کاملا شخصی حکم‌ران است و در راه منافع و امیال او به‌کار گفته سشو٠‌د اما در نظام سلطانی‌، سلطه دراصل براساس تشخیص و به‌دل‌خواه و مبتنی‌بر رای و اختیار حاکم است که آن را از دیگر شکل‌های نظام اقتدارگرا جدا شکند (‌همایول کاتوزیابا، 379 آ: 2 آ)‌ه
به‌نظر وی نیز دورة حکومت سلطانی رضاشاه 320 -13خی12 [ بود. در این دوران‌،
تثبیت قدرت و ثروتش به اقدامات خودخواهانه و خودسرانه دست زد: هرگاه تصمیم می‌گرفت کسی را سرکوب کند، همان کار را انجام می‌داد؛ در رفتارهایش بی‌پرده بود و هرچند می‌توانست آزاردهنده‌، متکبر یا حتی بی‌ادب باشد، چنان توانی در پنهان نگه داشتن نقشه‌ها و کینه‌هایش داشت که هر رقت آن‌ها را برملا س‌کرد، همه را شگفت‌زده می‌نمود (همایوبا کاتوزیان‌، eه(252 :1‌384 نه وساطت کارساز بود و نه تحصن‌؛ کمتر کسی جرئت می‌کرد از رضاشاه تقاضای گذشت کند؛ چون می‌ترسید خشم و کج‌خیالی او متوجه خودش شود. هدایت که هم رئیس‌الوزرا و هم پیرمرد محترم و بی‌آزاری بود، چندبار سعی کرد و فقط در یک سرد موش شد جانا کسی 1; نجات دهد (همایول کاتوزیانا، 380 آ٠ .(422 سقوط تیمورتاش هم جنبة نمادین داشت ر هم نشانة بیماری بود. نمادین بودنا آنا به این دلیل بود که وی تا آن زمان دومین شخصیت قدرتمند کشور به‌شمار می‌رفت و توانسته بود اختیارات و قدرت مستقل چشم‌گیری کسب کند؛ از سوی دیگر از بروز بیماری حکایت می‌کرد؛ چون قربانی کردن کسانی که ستون فقرات رژیم تازه را ایجاد کرده بودند، آن هم به‌دست خود آن رژیم‌، گرایش فزاینده از دیکتاتوری اقتدارگرا به استبداد سلطانی را آشکار می‌کرد «همایون کاتوزیان‌، .(15ا :‌1379
ملاحظات پیش‌گفته به‌خوبی بیانگر آن است که سلطانیسم روی‌کردی کارگزارمحور است و برای ساختارها و اهمیت آن‌ها در شکل‌گیری و استمرار دولت رضاشاه چندان اعتباری قائل نمی‌شود. بااینکه نکات مثبتی در این روی‌کرد دیده می‌شود، قادر به توضیح دقیق یا درست وقایع نیست‌؛ زیرا نقش ساختارها و بسترهایی را که کارگزاران درون آن عمل می‌کنند، نادیده می‌گیرد؛ به عبارت دیگر کارگزار را از بستر جدا می‌کند و به‌طور مستقل مورد بررسی قرار می‌دهد. شاید با این نگاه است که نفیسی از کاتوزیان ایراد می‌گیرد. وی معتقد است در نظر کاتوزیان‌، رژیم پهلوی و رژیم‌های پیش از آن به‌گونه‌ای بررسی شده‌اند که گویی دولت‌ها تافته‌ای جدابافته از ملت ایران و درنتیجه یگانه‌عامل واپس‌ماندگی این کشور بوده‌اند (نفیسی‌، .(6ظر0 -د5ی9 :1371 ازنظر نفیسی‌، بعضی ادعاهای کاتوزیان
همة مردم ایران درمقابل قدرت عریان برابر بودند و شخص صدراعظم و دارایی‌اش همان‌قدر دست‌خوش امیال شاه بود که سرنوشت بزرگان کم‌اهمیت‌تر دست‌خوش خواست‌های
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
صدراعظم و سرنوشت مردم عادی دست‌خوش امیال بزرگان کم‌اهمیت‌تر بوده زندگی و دارایی همة آن‌ها تابع ارادة داوری یگانه و برتر، یعنی شاه‌، بود؛
چهره‌ای از حاکم نشان می‌دهد که تمام کارهای افراد جامعه را زیرنظر دارد و گویا «قادر مطل‌» است (‌نفیسی‌، 388 آ“ .(58 همچنین‌، در نظریة سلطانیسم‌، پادشاه ر شخص حاکم تجسم کامل دولت معرفی می‌شود؛ درصورتی که این یکسانی خطایی آشکار است‌. دولت استبدادی خود دارای ویژگی‌هایی است که قابل فروکاهی به شخص حاکم نیست و سیر تاریخی‌- اجتماعی خاص خود را دارد «‌بدیع و (163:1387 ·(1
.4 روی‌کرد دولت مطلقه و دولت رضاشاه
این روی‌کرد دولت مطلقه را سرآغاز پیدایش دولت مدرن می‌داند. منظور از دولت مطلقه
حکومتی است که در انتقال جامعه از فئودالیته به سرمایه‌داری اولیه نقش اساسی داشت و به
این منظور اصلاحات اقتصادی‌، اداری‌، دیوانی و مالی زیادی انجام داد و در منابع قدرت سیاسی و اداری تمرکز ایجاد کرد رحاتمی‌، 386 [‌ه ·(76 خاستگاه این روی‌کرد اغلب در اروپاست و ساخت چنین دولتی متاثر از تحولات اقتصادی‌، تکنولوژیکی‌، فکری و فرهنگی بوده است‌. برای اولین بار در اروپا بود که دولت مطلقه پس از فروپاشی فئودالیسم به‌وجود آمد (, 1953: 62) ر ریژگی‌هایی مانند تمرکز ر انحصار رسایل ادارة جامعه ر مناج S ابزارهای قدرت دولتی‌، پیدایش ارتش جدید، ناسیونالیسم و تاکید بر مصلحت ملی را در خود نمایان کرد. به‌طور کلی‌، فاصلة سال‌های 1ر6ر48 رقرارداد وستفالی‌) تا 789 [‌م رانقلاب فرانسه‌) دوران دولت مطلقه در اروپا شناخته شده است ربشیریه‌، (کتة301:1374 نکتة مهم درمورد این دولت این است که نباید آن را با دولت‌های استبدادی‌، دیکتاتوری‌، فردی و توتالیتر یکسان پنداشت‌ه دولت مطلقه صرفا حکومت بی‌قیدوبند و جبارانه یا ضرورتا سرکوبگر و ناقض اصول و حقوقی که مبنای اقتدار دولت محسوب می‌شود، نبوده است‌؛ زیرا پادشاهان مطلقه خود را حافظ نظم‌، قانون و عدالت می‌دانستند و بیشتر اتباع آن‌ها نیز چنین می‌پنداشتند رحاتمی‌، 386 [‌“ .(76
مدافعان این روی‌کرد به تحولات تاریخی نگاهی ساختاری دارند. برای مارکس‌، پایه‌گذار این نوع نگاه در غرب‌، این سوال مطرح شد که چگونه جامعة اروپایی از ساختار فئودالی به
سرمایه‌داری تبدیل شده بدین ترتیب‌، او در تحلیل سیر تحول جوامع غربی و حتی در مطالعات مربوط به شرق‌، بر مفهوم «فئودالیسم اروپایی‌» متمرکز می‌شوده وبر نیز در بررسی چگونگی پیدایش سرمایه‌داری در غرب و طرح انگارة سلطة موروثی در شرق‌، مثل مارکس‌، از همین مفهوم استفاده می‌کند و اساس مطالعة خود را پویایی ساختاری فئودالیسم قرار می‌دهد رآزاد ا( مح .، 391 آ٠ .1228
بعدها این تمایل در مارکسیست‌های ایرانی و روسی پیدا شد که وضعیت آسیا و به‌طور خاص ایران را با توجه به نظریة تاریخی مارکسی توضیح دهند. آن‌ها در پاسخ به این سوال‌، نظریه‌ها، روی‌کردها و نظام‌های مفهومی متعددی را انتخاب کرده‌اند؛ اما یکی از اصلی‌ترین ان‌ها نظریة (‌فئودالیسم ایرانی‌» است‌. ان‌ها با اتکا به این مفهوم‌، مدعی‌اند که در شرق که ایران نیز جزئی از ان است‌، روابط سیاسی در دولت تمرکز دارد که قلمرو شخصی حاکم مستبد به‌شمار می‌رود و نتیجه‌اش‌، غیبت مالکیت فئودالی زمین و اشرافیت مستقل زمین‌دار است‌ه تحلیل‌هایی از این نوع معمولا شامل شرح‌های مفصلی بر فئودالیسم اروپایی است‌. اغلب‌، آنچه ا}‌ن‌ها واقعیت‌» تاریخ ایران می‌دانند، فقط جلوه‌ای از همگونی یا ناهمگونی آن با تاریخ اروپاست‌. مطالعة فرهاد نعمائی‌، مورخ اقتصادی ایرانی که طرف‌دار مفهوم شوروی از فئودالیسم ایرانی است‌، نمونة روشنی از این شیوة تحلیل است‌. وی در بخش چشم گیری از کتاب خود باعنوان تکل‌مل فئودآلیسم آیرآن (صو1یت359) خصوصیت نظام اجتماعی - اقتصادی فئودالی در اروپا را تشریم کرده است (آزاد ارمکی‌، .(230 -229 :1391
واقعیت ان است که زمینة نظری مشترک این نوع مطالعات مربوط به ایران آن است که تاریخ ایران را برحسب عمل‌کرد و توسعة دولت‌های متمرکز تفسیر می‌کنند. اینجاست که روی‌کرد دولت مطلقه اهمیت می‌یابد. منشآ تکوین دولت مطلقه در ایران به دوران صفویه برمی‌گردد و در تلاش برای ایجاد دولت ملی از طریق همگونی مذهبی نمایان می‌شود؛ اما نمود عینی‌تر ان در دورة قاجار و کوشش برای نوسازی‌، مثل تلاش عباس‌میرزا در ایجاد ارتش مجهز یا اقدامات امیرکبیر برای تآسیس دارالفنون بوده است‌. درمقابل روی‌کرد سلطانیسم‌- که بر ویژگی‌های شخص حاکم تمرکز دارد، بیشتر به رابطة حاکم با اتباعش می‌پردازد و سلطان را مستقل از جامعه می‌داند- روی‌کرد دولت مطلقه در شکل‌گیری دولت و ماهیت آن به ساختارهای جامعة ایران توجه می‌کند. درواقع‌، طرف‌داران این روی‌کرد بر دیرپایی و اثرگذاری
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
نهادهای اقتصادی و اجتماعی‌، وضعیت جغرافیایی و ساختارهای ذهنی‌- روانی در شکل‌دهی به ریخت عمومی حکومت در ایران تاکید می‌کننده بنابراین به‌طور کلی‌، بر دو دسته عوامل یعنی «‌ساختارهای غیرفرهنگی‌» و «ساختارهای فرهنگی‌» رروانی‌- ذهنی‌) تاکید می‌شود لرطباطبایی‌فر، 1ر26:1ر384 برای مثال‌، سریع‌القلم (یشتر68:1ر378) بیشتر از تاثیر عوامل فرهنگی به‌عنوان یکی از ساختارهای اصلی جامعه یاد می‌کند و بر این عقیده است که انعکاس فرهنگ
سیاسی عشیره‌ای در نظام‌های سیاسی ایران‌، بازتاب نوعی ساختار سیاسی است که قرن‌ها در ایران وجود داشته است‌. به‌نظر وی‌:
آدمیان در نظام کنش و واکنش خود به‌شدت تحت تاثیر ساختاری هستند که بدان عادت کرده‌انده انسان‌ها خود را به‌شدت با محیط زندگی و ساختار ناشی از آن وفق می‌دهنده ساختار اجازه نمی‌دهد انسان به هر صورتی که می‌خواهد عمل کند، سخن بگوید یا به دیگران تحمیل کند (‌سریع‌القلم‌، .(114قلم‌ -113 :1389
ار برآن است که علت اصلی تبدیل فرهنگ سیاسی ایران از مشررطه‌خواهی به نظام استبدادی رضاخان‌، فقدان ساختار فرهنگی لازم برای حرکت درجهت عقلانیت سیاسی بوده است‌. صرف طرح اندیشه‌های آزادی‌خواهی و مباحث روشن‌فکری‌، جامعه‌ای به‌سوی عقلانیت سیاسی سوق داده نمی‌شود رسریع‌القلم‌، (ه63:1قلم‌378ی به عبارت دیگر، ویژگی‌های فرهنگ اقتدارگرایانه قرن‌ها در باطن فرهنگی و رفتاری ملت ما نهادینه شده است (‌سریع‌القلم‌، 390 [‌. .ر(ع‌15قلم سریع‌القلم 379) [‌ه (تی63 -6قلم‌2 حتی این بحث را از ایران به خاورمیانه می‌کشاند و می‌گوید وجود «ساختار باورهای فرهنگی و اجتماعی‌» در آن منطقه باعث شده که مردم برای انتقاد از حکومت اهمیتی قائل نباشند و مسئلة مسئولیت و جواب‌دهی هنوز درونی نشده است و به حکومت نه به‌عنوان یک هم‌تراز قانونی‌، بلکه به‌منزلة نهادی برتر از جامعه نگریسته می‌شوده زیباکلام هم در بررسی دولت استبدادی در ایران‌، بیشتر بر عوامل ساختاری و به‌ویژه ساختار جغرافیایی ایران تاکید می‌کند و شکل‌گیری استبداد را با وضعیت جغرافیایی مرتبط می‌داند.
وی معتقد است‌:
وضعیت جغرافیایی فلات ایران بالطبع برروی زندگی انسان‌هایی که در طول تاریخ در آن می‌زیسته‌اند تاثیر گذارده و آن را شکل داده است‌ه نوع زندگی‌، شکل اجتماعات‌، مناسبات
تولیدی‌، روابط مردم با یکدیگر، ساختار حکومت و سرانجام پیش‌رفت یا بالعکس عقب‌ماندگی ما رابطة مستقیمی با شرایط محیطی‌مانا پیدا شکند (79:137ا7ه ·(7g
بنابراین اگر دولتی مستبد شکل می‌گیرد، ناشی از رفتارهای کارگزاران دولت نیست‌؛ بلکه حاصل ساختار جغرافیایی است‌ه همچنین‌، گراهام فولر (27:1377ه) در مطالعه‌ای دربارة شکل‌گیری دولت استبدادی‌، در ایران بر عوامل ذهنی و روانی ایرانیان تاکید می‌کند و می‌گوید ایرانیان به‌طور غریزی به پادشاهی گرایش دارند و فرهنگ روانی مردم عامل شکل‌گیری استبداد بوده ر نقش کارگزارانا تقریبآ تشریفاتی است‌ه چارلز عیسوی 388) آ٠ (م526 -52ا5ه هم از کسانی است که در تحلیل مسائل ایران دیدگاهی مشابه دیدگاه‌های ساختاری دارد؛ اما برخلاف دیدگاه‌هایی که بر عوامل فرهنگی‌، جغرافیایی و اجتماعی تاکید می‌کنند، بر عوامل اقتصادی پای می‌فشارد. عیسوی معتقد است نظام بانکی ایران در آغاز جنگ جهانی اول هنوز مراحل آغازین را می‌گذراند و کاملا در سلطة منافع انگلیس و روسیه بود. نظام درآمد عمومی ایران‌، نظیر جوامع ماقبل صنعتی همراه با تاریخ طولانی و پرماجرا، بسیار پیچیده و متغیر بوده منبع اصلی درآمد، مالیات ارضی بود که به‌صورت نقدی و جنسی پرداخت می‌شده بنابراین‌، دولت استبدادی رضاشاه که برخلاف دولت قاجار مدرن به‌شمار می‌آمد، پاسخی به این
نابسامانی اقتصادی و معیشی بود.
نویسنده‌ای که به‌طور مشخص با روی‌کرد لله‌ولت مطلقه‌»، تاریخ معاصر ایران به‌ویژه دوران پهلوی را مطالعه کرده‌، بشیریه است‌. به‌نظر وی‌، نخستین دولت مطلقه در ایران دولت رضاشاه بوده است‌. بشریه خاستگاه شرایط ر زمینه‌های شکل‌گیری این ساخت درلت مطلقه را از
انقلاب مشروطه می‌داند. به‌باور او، مطرح شدن اهدافی مثل ضرورت دست‌یابی به توسعة اقتصادی‌، اصلاحات بوروکراتیک‌، مالی‌، اموزشی و نوسازی فرهنگی‌، خواسته‌هایی برخاسته از آن انقلاب بوده است که درنتیجة تکوین درلت مطلقه مجال تحقوا سیافتند (‌بشیریه‌، :1380 .و(ه64 -6یک‌3 توجه بشیریه به شورش‌های محلی و قومی و به‌طور کلی ظهور نیروهای گریزازمرکز بیانگر این است که قیام‌هایی مثل قیام میرزا کوچک‌خان جنگلی در شمال‌، شیم‌خزعل در جنوب‌، شیم‌محمد خیابانی در غرب و محمدتقی‌خان پسیان در شرق‌، دخالت خارجیان در ایران پس از جنگ جهانی اول را زیاد کرد و درنتیجه‌، نیاز به حکومتی قوی و متمرکز را آشکارتر ساخت‌ه از سوی دیگر، با زوال نظام اجتماعی قدیم‌، اقداماتی مانند ضرورت صنعتی
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
کردن کشور، توسعة اقتصادی‌، ایجاد مبانی دولت مدرن به‌ویژه ارتش جدید و بوروکراسی‌، اصلاحات مالی و نظامی‌، و تامین وحدت ملی بیش از هر زمان دیگر احساس شده به‌نظر
بشیریه‌، در دورة قاجار که هنوز دولت مطلقه در ایران تکوین نیافته بود، ساخت قدرت بر تکثر و پراکندگی منابع قدرت استوار بود و باآنکه شیوة اعمال قدرت‌، خودکامه بود، قدرت بسیار نامتمرکز و ملوک‌الطوایفی بوده است‌؛ به‌گونه‌ای که گروه‌های قدرت و شئون اجتماعی متعددی به‌ویژه در اواخر دورة قاجار به‌وجود آمده بودند (‌بشیریه‌، .(73 -7فی0
بدین ترتیب از دیدگاه وی‌، مهم‌ترین دلیل مطلقه بودن دولت رضاشاه‌، تمرکزی بود که وی در منابع پراکندة قدرت به‌وجود آورد و بارزترین اقدام او در این میان‌، از میان برداشتن تکثر و پراکندگی منابع قدرت محلی و نیمه‌مستقل بوده ادغام مناطق نیمه‌مستقل عشایری در ساخت سیاسی‌، محدود کردن قدرت خوانین و روسای عشایر، خلع سلاح و سرکوب آن‌ها، اخلال در تشکیلات ایلی و عشایری‌، اسکان اجباری قبایل و ایلات‌، کاهش قدرت سیاسی زمین‌داران و محدود و ضعیف کردن تاثیر روحانیون در زندگی عمومی‌، همگی اقداماتی درجهت تمرکز قدرت بودند (‌بشیریه‌، 374 آ٠ .(72 همچنین‌، بشریه معتقد است در حوز٥ کارریژ٥ها، درلت رضاشاه با تاسیس ارتش و دستگاه بوروکراسی جدید، اصلاحات در حوزه‌های مالی‌، قضایی‌، فرهنگی و اقتصادی‌، و تمرکز منابع اداری مبانی دولت مطلقه را در ایران پایه‌ریزی کرد. البته‌، وی ویژگی‌های سیاسی دولت مطلقة رضاشاه‌، یعنی کارکرد صوری نهادهای پارلمانی و دموکراسی را نیز از یاد نمی‌برد. به‌نظر او، اجرا نکردن قانون اساسی‌، دخالت گستردة حکومت در انتخابات مجلس و دست‌چین کردن نمایندگان از میان هواداران دربار از مجلس پنجم تا چهاردهم از دیگر نشانه‌های استقرار درلت مطلقه در ایراا بوده است (‌بشیریه‌، 380 آ: -68 ·(6g جان فوران (یز378 -330ه :1378) نیز در مطالعة دولت رضاشاه تقریبا از بیشتر این سخن می‌گوید؛ اما تعبیر او درمورد دولت رضاشاه دولت مطلقه نیست‌؛ بلکه رژیم رضاشاهی را «‌استبداد نظاس‌» س‌نامد (‌همال‌، .(330 البته‌، بشیریه استدلال کرده است که بعد از سرنگونی
دولت رضاشاه و فروپاشی دولت مطلقة او، روند تکوین ساخت دولت مطلقه در ایران از سال 1332 از سر گرفته شد که به‌دلیل پرهیز از درازی کلام و نیز دور شدن از مرکز اصلی بحث‌، از ورود به آن خودداری می‌شود.
براساس آنچه بیان شد، روی‌کرد دولت مطلقه که اساسا نگاهی ساختاری به شکل‌گیری دولت در ایران دارد، مانند روی‌کرد سلطانیسم که عمدتاً با نگاه کارگزارانه و کنش‌محور، دولت در ایران را مطالعه می‌کند، ضعف و اشکال دارد؛ زیرا در این روی‌کرد نیز حوادث بیشتر
یک‌جانبه و براساس عنصر ساختار تحلیل می‌شوند و به اهمیت کارگزار توجه کافی نمی‌شود؛ درست همان‌طور که در روی‌کرد مقابل نیز تاثیر ساختارها به‌طور اساسی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. برخی تحولات ساختاری را صرف اینکه به‌لحاظ زمانی مقدم بر کارگزارند، نمی‌توان و نباید عامل شکل‌گیری دولت استبدادی ایرانی دانست‌. درواقع‌، توضیح دولت استبدادی در ایران بدون یادکرد اقدامات رضاشاه و همچنین برقراری رابطه‌ای استوار میان عوامل ساختاری و کارگزار، ناقص است‌.
.5 دولت استبدادی رضاشاه و نقن متقابل ساختار و کارگزار
اکنون نوبت آن است تا به‌کمک نظریة ساختاریابی گیدنز، جایگاه ساختار و کارگزار را در شکل‌گیری دولت رضاشاه و بعضی کارویژه‌های آن دولت مشخص کرد. براساس این نظریه نمی‌توان نقش ساختارهایی را که زمینه‌هایی را برای کارگزار «‌رضاشاه‌) فراهم آوردند تا بتوانند دولت استبدادی را پایه‌گذاری کنند، نادیده گرفت‌. وضعیت اقتصادی ایران در سال‌های منتهی به کودتا آشفته بوده دولت قاجار بسیار ضعیف بود و حتی توان گرفتن مالیات برای ادارة امور
کشور را نداشت‌. اقتصاد ایران فقط معطوف به امور کشاورزی و دام‌داری بود و دولت هم برای بهبود وضع مردم قدرتی نداشت‌. برای پادشاهان قاجار مهم‌ترین مسئله این بود که هزینه‌های درباری و سفرهای خارجی خود را تامین کنند؛ به همین دلیل وضع زندگی روستایی و شهری در ایران اسفناک بوده در بخش‌های گوناگون‌، سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گرفت و فقط قدرت‌های خارجی با وضع قراردادها و معاهدات گوناگون‌، منابع اقتصادی کشور را چپاول می‌کردنده بیش از نیمی از جمعیت ایران را روستاییان تشکیل می‌دادند. کل جمعیت ایران در دورة قبل از کودتای 299 [‌به چهار طبقه‌: طبقة بالای زمین‌دار، طبقة متوسط مال‌دار، طبقة متوسط شهری و طبقة رعیت شامل بسیاری از روستانشینان «‌توده‌های عشایر و همچنین دهقانال بی‌زمین ر تقریبا بی‌زمین‌) تقسیس س‌شد ح‌ابراهامیانا،
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
.ا(بو28 -ی2ا3 :ه1377 طالبوف دربارة وضع اقتصادی ایران در سال‌های پایانی حکومت
می‌گوید:
گرچه سلاطین گذشته از بسیاری امور بی‌اطلاع بودند [...] وجود صنایع و ثروت و تبعه صدبار از امروز و اقتدار دوست و سلطان‌پرستی زیادتر بود و [‌.ه.] همسایه‌های ما خوابیده و ما بیدار بودیم [‌٠٠٠] اما امروز برای کاغذ قرآن و کفن محتاج فرنگستان هستیم [‌٠٠.] و عوض کارخانه و اسلحه‌، اسباب بازیچه وارد می‌کنیم و کیست که این احتیاجات ما را فهمیده باشد 357) .(122 .(1
اقتصاد بسیار ضعیف ایران در این دوره متکی به استقراض‌های خارجی و واگذاری امتیاز به کشورهای بیگانه بوده است‌. در بخش‌های گوناگون‌، سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گرفت و اگر هم انجام می‌شد، درنهایت به‌نفع کشورهای طرف ایران در سرمایه‌گذاری بود. در سال 914 [‌م دولت انگلستان بزرگ‌ترین سهم از سهام شرکت نفت ایران و انگلیس را به‌دست آورد (100‌:با1ی‌36ه7 ·(1
علاوه‌بر نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی‌، عامل ساختاری مهم دیگر در این دوره‌، تاثیر قدرت‌های خارجی و دخالت‌های گاه و بیگاه آنان در امور داخلی کشور بود. اقدامات بیگانگان و گرفتن امتیازات بسیار در دورة شاهان قاجار، زمینة نارضایتی عمومی را فراهم کرد. معاهدة 907 [‌م و سپس معاهدات دیگری در زمان شاهان قاجار رفته‌رفته بی‌کفایتی آنان و درنتیجه‌، نارضایتی‌های عمومی را برملا کرده تن دادن شاهان قاجار به قراردادهای یک‌جانبه با کشورهای بزرگ، عملا مملکت را دراختیار قدرت‌های بزرگ گذاشته بود. دخالت بیگانگان در معاهدة جنجالی 9‌1‌9 [‌م‌آ _;1298 ایران و انگلیس که یک سال قبل از کودتا انجام شده بود، وضع را به‌مراتب بدتر کرد. در سوی دیگر، رقابت بین شوروی و امپراتوری بریتانیا باعث نارضایتی زیاد شوروی‌ها از این معاهده شده بود و آن‌ها بلافاصله توافق‌نامه را محکوم کردند و همچنان به گسترش نفوذ خود در شمال کشور ادامه دادند. تاسیس و گسترش فعالیت‌های بانک
شاهنشاهی ایران و بانک استقراضی روس که بر بازار پول کشور تسلط کامل داشتند، نه‌تنها موجب تحکیم نفوذ استعماری همسایگان شمالی و جنوبی در کشور شد؛ بلکه موانع اساسی در راه توسعة درون‌زای بانک‌داری نوین از بطن بانک‌داری سنتی را پدید آورده سرانجام‌، مجموعة این عوامل در شرایط نیمه‌استعماری سبب انحراف در مسیر نوسازی جامعة ایرانی شد
و موانع اساسی در راه رشد مطلوب اقتصادی و اجتماعی را فراهم آورد (69:13خی59 .(69 به‌علاوه‌، قسمت اعظمی از بازاریان و تاجران علیه سیاست‌های دولت به‌پا خاستند. گذشته‌از بدهی‌های خارجی و وابستگی اقتصادی به قدرت‌های بزرگ، سیاست‌های مساعد پولی و گمرس، توسعة شبکه‌های ارتباطی و تامین امنیت راه‌های تجاری از عوامل موثر در رشد فعالیت‌های تجارتی و وسعت بخشیدن به بازار ملی بودند که همواره دولت‌های مرکزی نیرومند در تاریخ ایران به‌آن‌ها می‌پرداخته‌اند. حال آنکه قاجارها نتوانستند اقدامات موثری در این زمینه انجام دهند و فقط درپی فشار همسایگان شمالی و جنوبی که در جست‌وجوی توسعة نفوذ سیاسی و اقتصادی خود بودند، شبکه‌های ارتباطی‌، آن‌هم به‌طور محدود، در حوزه‌های نفوذ هریک توسعه یافت‌؛ درنتیجه سیاست‌های استعماری مانع گسترش شبکه‌های ارتباطی جدید در سراسر کشور شد (‌اشرف‌، 2س‌952‌135د9 قس‌ه فوران‌، .(309 -2د95 :1378 وضع داخلی اسف‌بار شده بود و همان قدرت محدود شاه قاجار متآثر از این تقسیم قدرت‌های جهانی رفته‌رفته به پایتخت محدود می‌شد.
همچنین‌، نباید ساخت جمعیت و ترکیب قومی‌- مذهبی ایران در زمان قبل از کودتا را فراموش کرد. این ساختار عشیره‌ای و قبیله‌ای بود و سازمان‌های گروهی منسجمی در کشور
وجود نداشت‌. هریک از نواس ایران به دست قبیله‌ای اداره می‌شد؛ ازاین‌رو به حکومت سلوک‌الطوایفی‌» شباهت داشت ٠ به‌قول آبراهامیانا ٠
ساختار قومی ایران به موزاییک پیچیده‌ای شبیه بود که در آن هر تکه‌ای شکل‌، اندازه و رنگ متفاوتی داشت‌. اگر عبارت واحدی بتواند این وضع را توصیف کند، بی‌تردید «‌تنوع گروهی‌» است‌؛ زیرا در میان دهقانان‌، عشایر و شهریان تنوع عظیم شیوة زیست وجود داشت‌ه باورهای مذهبی متنوعی‌، به‌ویژه در بین سنی و شیعه‌، مسلمان و غیرمسلمان‌، مجتهدی‌های اثنی‌عشری و شیعیان دیگر دیده می‌شده علاوه‌بر این‌، در زبان‌ها و گویش‌ها به‌ویژه بین فارس‌، آذری‌، ترکمن‌، کرد، گیلی، بلوچ و مازندرانی نیز تنوع وجود داشت لب‌ابراهامیان‌، .(17 :1‌378 عاملی که هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد منافع مشترکی در بین مردم جامعة ایران شکل بگیرد، سیاست «‌تفرقه بنداز و حکومت کن‌» پادشاهان قاجار بود. با این سیاست اغلب‌، قاجارها قومی را با قوم دیگر، جمعی را با جمعی دیگر و منطقة شورشی را با منطقة رقیب آن رودرو می‌کردند. دشمنان سنتی یک قوم آشوبگر بی‌تردید دوستان فرمان‌بر و وفادار شاه می‌شدند و
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
شاه با آن‌همه «‌دوست‌»، برای اعمال قدرت سلطنت نه به بوروکراسی نیاز داشت و نه به قشون دائم‌؛ گاهی نیز قاجاریان به تفرقة داخلی دامن می‌زدند تا حریفی بالقوه را از میدان به‌در کنند. بدین‌سان‌، از رقابت‌های درون‌قومی نیز مانند رقابت‌های بین اقوام سود می‌بردند؛ در موارد نادری که نه رقابت داخلی وجود داشت و نه متفق توانای محلی‌، با یک‌پارچه کردن گروه‌های کوچک پراکنده به‌صورت حریف بزرگتر و متحدتر، چنین متفقی را پدید می‌آوردند «همان‌،
نیروهای گریزازمرکز و استقلال گروه‌های قومی را نیز باید به این فهرست اضافه کرد.
مهم‌ترین نیروهای گریزازمرکز که در دورة قبل از وقوم کودتا و به قدرت رسیدن رضاخان وجود داشتند و همواره خطری برای دولت مرکزی به‌شمار می‌امدند، قیام میرزا کوچک‌خان و شیخ‌محمد خیابانی بودند که به‌دلایل گوناگونی ناکام ماندنده خشونت و بدرفتاری قزاق‌ها با گیلانیان‌، روستاییان را وادار می‌کرد با دادن کمک‌های مادی و معنوی از میرزا کوچک حمایت کنند و به او وفادار بمانند رمدنی‌، 2س‌69213ز77 قس‌ه گیلی، .(70 :1ز371 در مدت قدرت گرفتن
این قیام در بخش‌های زیادی از شمال کشور، هرگاه که نمایندگانی از طرف دولت برای میانجی‌گری نزد میرزا می‌رفتند، وی با ورود نیروهای مسلح به گیلان مخالفت می‌کرد و یادآور س‌شد که هدف نهضت جنگل دفاع از استقلال ر آزادی ایرانا ر جلوگیری از دخالت بیگانگانا است‌. البته‌، خطر بی‌ثباتی و تهدید دولت مرکزی فقط از سوی قیام جنگل نبود؛ بلکه گروه‌های دیگری نیز در گوشه و کنار ایران فعالیت می‌کردنده
خیابانی هم روحانی مبارزی بود که به‌شدت مدافع استقلال ایران از قدرت‌های خارجی بود و یکی از اهداف قیام خود را حفظ استقلال ایران می‌دانست‌ه وی در یکی از سخن‌رانی‌هایش اعلام می‌کند:
یک ملت که شش‌هزار سال سابقة استقلال دارد، به‌آسانی از استقلال خود صرفانظر نخواهد کرد؛ زیرا استقلال هر ملتی شرافت اوست‌ه اگر نتوانیم کشور خود را نجات دهیم و شرافتمندانه زندگی کنیم‌، لااقل در راه وطن جان خواهیم داد؛ زیرا در چنین مواقع خطرناک و حساس زنده‌ماندن‌، محوشدن است (‌رئیس‌نیا و (250:1‌348 .(250
وی با اعطای امتیازات از سوی دولت مرکزی به قدرت‌های خارجی به‌ویژه انگلیس
مخالفت می‌کرد و در واکنش به واگذاری نفت جنوب طی «‌قرارداد دارسی‌» سخن‌رانی مهمی
ایراد کرد (فاتح‌، (خا2فت‌6ا5:1خی358 مخالفت‌های فرقة دموکرات آذربایجان به رهبری شیخ محمد خیابانی تا سال‌ها ادامه داشت و یکی از تحولات مهم در بستر سیاسی‌- اجتماعی ایران قبل از کودتاست‌. البته‌، در کنار این قیام‌ها، تحرکات و اعتراض‌های کوچک و بزرگ دیگری نظیر قیام محمدتقی‌خان پسیان و قیام بختیاری‌های مشروطه‌خواه در استان‌های اصفهان و خوزستان‌، به‌عنوان عوامل مهم و اثرگذار در تحولات قبل از کودتا، نیز رخ داد.
از دیگر تحولات مهمی که ساخت سیاسی‌- اجتماعی ایران قبل از وقوع کودتا را دگرگون کرد، جنگ جهانی اول و ساخت نظام بین‌الملل و اثرپذیری ایران از مناسبات طرفین درگیر در جنگ بود. در این سال‌ها ایران میدان نبرد میان قدرت‌های بزرگ شده بود و به این دلیل که کشورهای درگیر در جنگ در تجزیة ایران سهم داشتند، خواه‌ناخواه جنگ‌های آنان به ایران مربوط می‌شد. ساختار ایران در این زمان به‌شدت متاثر از جنگ جهانی اول و پیامدهای آن بود؛ تا جایی که اعلام بی‌طرفی ایران در این جنگ معنایی نداشت و این کشور عملا درگیر رقابت میان قدرت‌های بزرگ شده بود. در این دوران‌، حتی فرقة دموکرات که در مجلس سوم اکثریت را در دست داشت‌، متهم شده بود طرف‌دار آلمان در جنگ جهانی است‌؛ درنتیجه احساسات ضدروسی و ضدانگلیسی باعث شد برخی دموکرات‌های ایرانی آلمانی‌ها را متحدان درخوری تلقی کنند. در آذر 1293 که مجلس سوم تشکیل جلسه داد، از 136 عضو آن 30 نفر عضو حزب دموکرات بودند (‌روزنامة کاوه‌، .د(1‌0ا -9ة :1297 قدرت‌های بزرگ درگیر مانند روسیه‌، آلمان و بریتانیا هرکدام به‌نحوی با دولت مرکزی ایران ارتباط داشتند و درصدد بودند منافع خود را در ایران تامین کنند. دولت عثمانی هم که یکی دیگر از طرفین جنگ بود و در جبهة متحدین علیه متفقین می‌جنگید، درپی برنامه‌ای بود تا بتواند قسمت‌های شمالی ایران را به‌چنگ آورده درواقع‌، علاوه‌بر متفقین که آشکارا در ادارة کشور و وضع قراردادها با ایران دخالت می‌کردند، متحدین هم چشم طمع به ایران دوخته بودند؛ تا جایی که هدف استراتژیک و فوری عثمانی‌ها، تسخیر میدان‌های نفتی باکو و شمال ایران به‌منظور نفوذ بیشتر به‌طرف شرق بود (‌اتابکی‌، (نا5ر2:ن‌138ا7 بنابراین‌، ایران در مخمصه‌ای میان قدرت‌های درگیر در جنگ گرفتار
شده بود. نیروهای روسیه در ایران حضور داشتند و روسیه مثل همیشه کج‌خلق و متکبر بود. انگلیس هم با تاکید بیشتری بر اتحادش با روسیه‌، در بحرین و آبادان نیرو پیاده کرده بود تا مراقب عثمانی‌ها باشد. عثمانی‌ها وارد جنگ شدند و حضور روسیه در ایران که بهترین راه
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
مواصلاتی متصرفات شرقی آن‌ها بود، برایشان غیرقابل تحمل شد. آلمان‌ها مایل به برقراری ارتباط با افغان‌ها و استفاده از آن‌ها درمقابل هند انگلیس بودند و قصد تحریک احساسات ملی و مذهبی مردم را در ایران‌، هند و نقاط دیگر منطقه داشتند؛ ازاین‌رو با ملیون و دموکرات‌ها در ایران ارتباط برقرار کردند و عمالشان را به ملاقات با خان‌ها و سردمداران دیگر در نواحی جنوبی کشور که در منطقة نفوذ انگلیس بود، فرستادند (‌همایونا کاتوزیالا، 00‌:1380 آ)‌.
درنتیجه‌، اعلام بی‌طرفی از سوی دولت ایران نمی‌توانست کارساز باشد. ایران به میدانی برای نبرد قدرت‌های درگیر در جنگ جهانی اول تبدیل شده بود و هرکدام از این قدرت‌ها با تحریک دشمنی در بین گروه‌های قومی و مذهبی‌، سیاست‌های خود را اجرا می‌کردند.
بدین ترتیب‌، مجموعه‌ای از عوامل زمینه‌های ساختاری لازم برای کودتا و شکل‌گیری دولت رضاشاه را فراهم کرد؛ ازجمله اوضاع نابسامان اقتصادی‌، اجتماعی و سیاسی کشور، جنگ جهانی اول و خرابی‌های ناشی از آن‌، نابسامانی نظام جهانی‌، سرخورده شدن جبهة مخالف استبداد، وقوع قیام‌های متعدد در اطراف کشور که دولت مرکزی را در معرض تهدید قرار داده بود J سرانجام دخالت قدرت‌های بزرگ به‌ق‌یژ٥ بریتانیا که نه‌تنها عامل مهم خنثی‌کنندة جنبش‌های اجتماعی بود، بلکه می‌کوشید برای دست‌یابی به اهدافش به‌ویژه حفاظت از
مرزهای هندرستان‌، مقابله با شررری ر نظارت بر چاه‌های نفت در ایرال‌، درلت دست‌نشانده
بر سرکار آورده
.6 عمل کارگزار در ساختار و رابطة متعامل با آن
با آنچه دربارة ساختار جامعة ایران در سال‌های قبل و منتهی به شکل‌گیری کودتا بیان شد، به‌خوبی آشکار می‌شود که اگر رضاشاه به‌عنوان کنشگر و کارگزار فعال و صحنه‌گردان اصلی در صحنة جامعة ایرانا نمایانا شد ر پس از اقداماتی توانست به قدرت راه یابد ر تا سال 1312 به‌صورت مطلقه و دیکتاتوری و پس از آن با خودکامگی حکومت کند، فقط به‌دلیل فراهم شدن چنین فضا و ساختاری با مجموعة شرایط به‌وجودآمده در آن بوده بنابراین‌، با درک تعامل ساختار- کارگزار است که می‌توان چگونگی شکل‌گیری و ماهیت دولت رضاشاه در ایران را درک کرد. از یک سو همان‌طور که گفته شد، شرایط ساختاری برای وقوع کودتا فراهم شده
بود و از سوی دیگر در این فضا رضاخان با حمایت انگلیس دست به کودتا زد و سرانجام به قدرت کامل دست یافت‌. در فاصلة نوامبر 1ا920 تا فوریة 921 [‌آ آبان‌- آذر 1ا299 تا بهمن‌- اسفند 1299 رضاخان با حمایت سرلشکر آیرون‌ساید به مقام فرمان‌دهی فوج قزاق رسید و پس از مذاکراتی با وی و دیگر افسران بریتانیایی‌، به رضاخان توصیه شد تا کودتا را رهبری کند. بدین ترتیب‌، در سوم اسفند 1299 این امر محقق شد و سیدضیاء تشکیل کابینه داد و رضاخان را به وزارت جنگ منصوب کرد. رضاخان از همان ابتدا عطش و استعداد خود را
برای دست‌یابی به قدرت نشان داد؛ چنان‌که به‌جای اجرای دستور سیدضیاء مبنی بر باقی گذاشتن افسران انگلیسی در فرمان‌دهی ارتش‌، با همدستی بعضی سیاست‌مداران محافظه‌کار توقیف‌شده‌، مقدمات برکناری ر تبعید سیدضیاء را فراهم کرد (‌فورانا، 378 آ: .(303 -301 خود او از مکنونات درونی خویش پرده برمی‌دارد٠ «‌انگلستان مرا به قدرت رسانید تنها به این سبب که نمی‌دانست با چه کسی معامله می‌کند» .(Diba, 1986: 41)
رضاخان پس از رسیدن به قدرت‌، توجه خود را به‌سرعت به تقویت و تمرکز نهادهای کلیدی و تامین هزینه‌های ارتش معطوف کرد. او برای پیمودن این راه تا انتها، مهارت خود را
برای استفاده از نیروهای اجتماعی ازجمله حزب محافظه‌کاران‌، روحانیان‌، دموکرات‌های تحصیل‌کردة غرب‌، لیبرال‌، تجددخواهان ملی‌گرا و طرف‌دار حاکمیت قدرت‌، حزب‌های سوسیالیست و کمونیست‌، و جنبش‌های اتحادیه‌های کارگری به‌نمایش گذاشت‌. در سال‌های قزاقی‌، چیزی جز فرمان بردن و فرمان دادن ندیده بوده در چهار سال و نیمی که وزیر جنگ و رئیس‌الوزرا بود، به نظام پارلمانی بی‌اعتماد شده بود و تجربه‌اش با جنبش جمهوری‌خواهی و مخالفان به رهبری روحانیون به او ثابت کرد که سازش با نمایندگان بی‌ثمر است (‌غنی‌، 385 [‌: .(421 تنها کاری که رضاخان انجام می‌داد، حرکت آرام و در عین حال حساب‌شده برای قبضه کردن قدرت در ساختار به‌هم‌ریختة ایران پس از مشروطیت بود؛ همراهی با علما جهت مسکوت ماندن جمهوریت‌، هم‌نوایی با متجددان به‌منظور تشکیل دولت مرکزی نیرومند، سرکوب فتنه‌ها برای برقراری امنیت و... از اقدامات وی برای ایجاد دولت مرکزی استبدادی
بود. بی‌تردید، اگر رضاخان توانست مراحل دست‌یابی به قدرت را یکی پس از دیگری طی کند، در کنار عوامل ساختاری مناسب‌، باید به هوش و استعداد او برای به‌کارگیری توصیه‌های
ماکیاولی در سیاست نیز توجه کرد؛ هرچند کتاب شهری‌ر ماکیاولی را ندیده و نخوانده بود. او
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
برای هموارسازی راه قدرت بارها به دورویی‌، ریاکاری‌، دروغ‌، نیرنگ‌، پیمان‌شکنی‌، استفاده از مکر و در عین حال زور و٠٠‌٠ متوسل شد که نویسندگان متعدد در آثار خود به‌نوعی از آن‌ها سخن گفته‌اند ل‌ر.ک‌: فوران‌، 2ا3ی‌07 -306 :1378 جامی‌، .ا(ج63 -57 :1377 خارج از فریبنده‌، رضاشاه در جایگاه کارگزار دولت استبدادی‌، به‌اقتضای تربیت‌، تجربه و خلق‌وخوی‌، در باطن مردی خودرای بود. بنابراین‌، در شرایطی که مشررطه به بن‌بست رسیده بود، مدرنیسم استبدادی یا نوسازی آمرانه توانست با تاکید بر عناصری مانند رحدت ملی‌، استقلال ر
پیش‌رفت‌، تثبیت هویت کند و با بهره‌مندی از حمایت ارادة قدرتی که از خارج مایه می‌گرفت‌، چیرگی یابد (222:1384 .(222
دولت استبدادی رضاشاه امده بود تا ارمان‌های روشن‌فکران و حتی سنتی‌ها را در قالب
دولتی واحد جامة عمل بپوشانده وی با بازسازی نیروهای نظامی و ایجاد ارتش متمرکز با تجهیزات نسبتا جدید و مناسب‌، اولین خواسته و انگیزة تجددطلبی در ایران را که به‌دنبال شکست ایران در دو جنگ با روسیه شکل گرفته بود، تا حدود زیادی برآورده می‌کرد. البته‌، یکی دیگر از آرمان‌های تجددطلبان‌، یعنی گسترش تعلیم و تربیت و دانشگاه‌ها به‌شکل غربی‌، فراگیری علوم و فنون پیش‌رفته از این طریق‌، انجام اصلاحات اداری و غیره نیز، کم‌وبیش محقق می‌شد (‌غنی‌نژاد، 386 [‌ه .(38 همچنین‌، مهم‌ترین ویژگی حکومت کودتا در مقایسه با رژیم قاجار، ازبین رفتن قدرت‌های خارج‌ازمرکز بود. درواقع‌، این ویژگی از عوامل مهم توجه مردم و تعداد زیادی از بزرگان به رضاخان بود و در سال‌های بعد بیشترین حجم تبلیغات رژیم پهلوی را شامل می‌شد (‌ بصیرت‌منش‌، (38:1ع‌378 ری در ادامة اقدامات موثرش برای ایجاد دولت مرکزی‌، شعار ناسیونالیسم را بر سر زبان‌ها انداخت‌. طرح ناسیونالیسم ایرانی از سوی رضاشاه پاسخی بود به ساختار اجتماعی‌- فرهنگی جامعه که اغلب‌، روشن‌فکران به‌عنوان پیش‌قراولان فرهنگی‌، خواستار احیای ناسیونالیسم در تقابل با گفتمان سنتی روحانیون بودند. در نظام سیاسی دورة رضاشاه از یک سو گروه‌ها و نیروهای اجتماعی مستقل از درلت رجود نداشتند که بتوانند زیاده‌رق‌ی‌های درلت را مهار کنند؛ از سوی دیگر پیدایش شورش‌های ایلی و نیز جنگ جهانی اول به‌عنوان دو ضرورت امنیت‌طلب داخلی و خارجی‌، بر شکل‌گیری دولت رضاشاه و اقدامات نظامی‌- سیاسی او اثر قاطعی گذاشتند «شفیعی‌، .س(276 -‌2‌7ا5 :1387 پس رضاشاه به این دلیل به ایجاد یک ارتش
به‌عنوان یکی از مولفه‌های دولت مدرن دست زد تا بتواند بر بی‌ثباتی‌هایی که از ضعف اقتدار
دولت قاجار ناشی می‌شد، غلبه کند.
هم‌زمان با این اقدامات‌، انتخابات مجلس پنجم هم موقعیت سلطنت‌طلبان را بهبود بخشید و درواقع شرایط برای تغییر سلطنت را فراهم آورده درنهایت‌، رضاخان تجلی آرمان‌های گروه‌های مختلفی شده بود که از دور و نزدیک بینندة ساختار آشفتة ایران بودند. وضع سیاسی ایران هم در این میان‌، به‌نفع رضاخان بود. مجلس چهارم رو به پایان بود و انتخابات مجلس پنجم از راه می‌رسید. اقدامات سردارسپه و پیوندی که با ساختار به‌هم‌ریختة ایرانی یافته بود، چیزی جز به قدرت رسیدنش را به اذهان ایرانیان نمی‌رساند. سردارسپه که حالا قدرتش در
میان نیروهای سیاسی و به‌ویژه نظامیان افزایش یافته بود، با تبلیغات‌، حربه‌های گوناگون نظامیان و دست‌کاری آرا در بسیاری از نقاط باعنوان نمایندة اول انتخاب شد (‌مشروح مذاکرات مجلس پنجم‌، بی‌تا: ·(تخا9ا _4 انتخابات مجلس به‌پایان رسید و حزب تجدد با رهبری تدین بیشترین آرا را به‌دست آورد و زمینه‌های لازم برای تغییر سلطنت را فراهم کرد. با درنظر گرفتن این عوامل‌، سردارسپه با حمایت نیروهای اجتماعی‌- سیاسی ایران به‌عنوان منجی وضع آشفتة ایران‌، خود را به مجلس موسببال رسانید؛ مجلسی که حالا برای تغیر سلطنت آماده شده بود و حزب تجدد به رهبری تدین‌، بزرگ‌ترین حامی سردارسپه‌، در مجلس اکثریت را در دست داشت‌. در این مجلس نیز رضاخان سخن‌رانی کرد (490:13‌7ا4 .(490
وی در سال‌های بعد و به‌منظور مدرن‌سازی و استبدادی شدن حکومت‌، به تغییر ساختار اجتماعی هم دست زد. ازنظر رضاشاه‌، ایلات مظهر عقب‌ماندگی و واپس‌گرایی بودند که با برنامه‌های نوسازی وی در عرصه‌های اقتصادی‌، فرهنگی و سیاسی تعارض داشتنده اسکان عشایر، تبعید و کوچ اجباری ایلات‌، تسلط نظامیان بر زندگی عشایر و توسعة بوروکراسی درلتی بخشی از برنامه‌های درلت رضاشاه دربارة ایلات بود (‌شفیعی‌، 387 آ٠ .(281 این اقدامات رضاشاه هم حاصل تفکراتش به‌عنوان کارگزاری مستبد بود که دغدغة مدرن کردن ایران را در سر می‌پروراند و هم برآمده از ساختار اجتماعی پراکندة ایران بود که البته در سال‌های 3‌2ه0 -13د1‌2ا [‌به سلطانیسم گرایش پیدا کرد که البته برآمده از اقتصادی و سیاسی داخلی‌، و شرایط بین‌المللی بود و رضاشاه در مقام کارگزار این بستر عمل می‌کرد .
نظریة ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی ... محمد عابدی اردکانی و همکار
.7 نتیجه
در این مقاله کوشش شد تا با بهره‌گیری از نظریة ساختاریابی گیدنز نشان داده شود که هیچ‌یک از نظریه‌ها، ره‌یافت‌ها یا روی‌کردهای توضیح‌دهندة تاریخ سیاسی - اجتماعی ایران به‌تنهایی قادر به تحلیل درست و دقیق چگونگی تکوین یا ماهیت عمل‌کرد دولت رضاشاه نیستند؛ زیرا یا به‌سمت کنش‌محوری و کارگزارنگری یا برعکس به‌سوی ساختارمحوری درغلتیده‌اند. برای مثال‌، دو روی‌کرد مشهوری که برای توضیح چگونگی شکل‌گیری دولت رضاشاه به‌کار گرفته شده‌اند، یعنی «‌سلطانیسم‌» و ف‌ولت مطلقه‌» خالی از اشکال نیستنده اشکال اصلی تحلیل ناقص روی‌کرد اول‌، نگاه کارگزارانه و کنش‌محور و ایراد روی‌کرد دوم نگاه ساختارگرای آن به حوادث تاریخی و اجتماعی و به‌طور مشخص کاریست این دو روی‌کرد در توضیح چگونگی شکل‌گیری یا ماهیت و عمل‌کرد دولت رضاشاه در ایران است‌.
مدعای نگارندگان این است که باید همان‌طور که گیدنز گفته است‌، در این بررسی رابطة کارگزار و ساختار را در تعامل با یکدیگر دید؛ به‌طوری که جایگاه و هویت هریک در جای خود حفظ شود. برای اثبات این مدعا، از یک سو زمینه‌های داخلی و خارجی تکوین دولت رضاشاه مشخص و بررسی شد و از سوی دیگر روش شد که رضاخان در چنین فضا و شرایطی بود که توانست با بهره‌گیری از ویژگی‌ها و توانایی‌های فردی‌اش مراحل دست‌یابی به قدرت را یکی پس از دیگری طی کند تا سرانجام به قدرت و دولت مطلقه و دیکتاتوری‌، و حتی از آن مهم‌تر به دولت و قدرت خودکامه دست یابد. گرچه مدعای این پژوهش در مقالة حاضر فقط دربارة دولت رضاشاه به‌کار گرفته شده است‌، کاریست آن محدود به مورد انتخابی نیست و مسلما می‌توان آن را در موضوع‌های دیگر لرمثلا دولت پهلوی دوم‌) یا در دیگر حوزه‌ها (‌برای مثال حوزة خاورمیانه یا حتی روابط بین‌الملل‌) به‌کار گرفت و حتی شاید به نتایج مشابهی دست یافت‌.

مطالب پیشنهادی
متأسفانه موردی یافت نشد.
ناحیه کاربری

فرمت ایمیل صحیح نمی باشد. ایمیل خود را وارد نمایید.

رمز عبور خود را وارد نمایید.

گزیده ها
پرواز با اتومبیل پرنده: اتومبیل تی‌اف-ایکس مجوز پرواز گرفت
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
جشن کریسمس در نقاط مختلف جهان (+عکس)
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
بازیافت ماشین های قدیمی به روشی نو!
گزیده های وبگردی و اخبار جذاب
لوکس ترین خودروهای دنیا در نمایشگاه اتومبیل لس آنجلس (+عکس)
گزیده های پر بیننده ترین اخبار روز و هفته
مجله اینترنتی دیتاسرا
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه نرم افزاری دیتاسرا می باشد.
Copyright © 2015